امامان معصوم علیهم السلام را وارثان علوم انبیاء معرفی کرده اند و حتی علومی را به ایشان نسبت داده اند که انبیاء علیهم السلام از آنها محروم بوده اند.

ابو حمزه گوید: «به حضرت سجاد علیه‌السّلام عرض كردم: آیا ائمه اهل بیت مى‏توانند مردگان را زنده كنند؟ و آیا مى‏توانند كور مادرزاد را بینا نموده و مریض پیس را شفا دهند؟ و آیا مى‏توانند بر روى آب راه بروند؟ حضرت فرمود: خداوند هیچ موهبتى به پیغمبرى از پیغمبران خود نداده است مگر آنكه آن را به محمد صلى الله علیه و آله و سلم عنایت فرموده است و علاوه بر آنها چیزهائى به محمد صلى الله علیه و آله و سلم عطا فرموده است كه به هیچ یك از آنها نداده است‏».

و از امام باقر علیه‌السّلام روایت است كه فرمودند: «خداوند به حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم عنایت فرموده است تمام چیزهائى را كه به آدم ابو البشر و تمام اوصیاى او تا خاتم النبیین عنایت كرده است، اى جابر آیا این مطلب را شما ادراك مى‏كنید؟ (یا آنكه مردم این حقیقت را درك مى‏كنند؟)»

امام وارث جنبه‌های روحی و علمی پیامبران است

آنچه از مجموع این احادیث استفاده مى‏گردد آنكه جمیع كمالات روحى و علمى كه در انبیاء گذشته بوده به حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم و از آن حضرت به امیر المومنین علیه‌السّلام و از او به ائمه اهل بیت علیهم السلام ارث رسیده است، نه تنها در وحى و علوم الهى كه راجع به شرایع آنها بوده است‏ بلكه تمام حالات و صفات روحى و كیفیت اتصال آنها به مبدا اعلى از نقطه نظر اسم خاصى كه به آن اختصاص داشته‏اند، و بلكه تمام معجزات و كراماتى كه به اذن خدا از آنها سرمى‏زد همه و همه در وجود مبارك پیغمبر اسلام منطوى و موجود است.چون معجزات انبیاء در اثر قدرت روحى و صفاى قلب آنهاست كه امر خدا در آنها تجلى نموده و از دریچه نفوس طاهره آنها این معجزات به اذن خدا پیدا مى‏شود، و چون نفوس آنها متفاوت بوده لذا این تجلیات نیز مختلف و از هر پیغمبرى یك نوع معجزه خاصى به وجود آمده است.

حضرت رسول اكرم فرمودند: «هر كس بخواهد به آدم ابو البشر نظر كند در علم او، و به نوح در تقواى او، و به ابراهیم در حلم و شكیبائى او، و به موسى در هیبت و جلال او، و به عیسى در عبادت او، باید نظر كند به على بن ابیطالب‏»

و نیز علوم الهیه آنها همگى بر یك روش و یك صراط نبوده بلكه از نقطه‏نظر درك مقام عظمت و توحید خدا هر یك از جنبه خاص و اسم مخصوص به بارگاه الهى بار یافته و از مخلصین شده‏اند.و القاب روح الله، یا كلیم الله، یا خلیل الله، یا نجى الله، یا صفى الله و امثال آنها القاب تشریفاتى و اعتبارى نیست‏ بلكه حكایت از یك نوع خاص از ملكه و كیفیت مخصوص از نفوس آنها مى‏نماید كه جذبات الهى در هر یك از آنها به یك منوال نبوده بلكه هر یك از طریقى خاص و روشى مخصوص با صفاى باطن خود سیر در اسمى از اسماى الهیه نموده و حقیقت آن اسم در آنها ظهور پیدا كرده است و به واسطه آن اسم معجزات و خارق العادات را انجام مى‏دادند، و علومى ربانى از دریچه همان اسم از عالم علم كلى الهى توسط جبرائیل امین بر قلب آنها سرازیر مى‏گردیده است.

وجود مقدس خاتم الانبیاء و المرسلین كه جامع جمیع ظهورات اسماء الهیه هستند داراى نفسى وسیع و قلبى فسیح و داراى اسم اعظم و مقام فناء در اسم احد و ذات مقدس بارى تعالى مى‏باشند.لقب خاتم النبیین بر آن حضرت اعتبار و تشریف نیست ‏بلكه سعه روح و استعداد سیر در همه اسماء و صفات و تجلى اسم اعظم و تلقى آخرین مراتب توحید و فناى در ذات احدیت و اندكاك و انطواى جمیع عوالم در نفس مبارك آن حضرت بلكه انطواء و اندكاك جمیع علوم و مواهب انبیاى گذشته با كمالات روحى و علمى در آن حضرت حكایت از عنوان خاتم النبیین مى‏كند.

تمام این مراتب و درجات و كمالات و فضایل و مزایا و علوم و معجزات و اسماء الهیه كلیه و اسم اعظم از آن حضرت به خلیفه و وصى آن حضرت و آئینه‏ تمام نماى آن، وجود مبارك امیر المومنین على بن ابیطالب علیه‌السّلام منتقل شد و لواى حمد در روز قیامت از دست آن حضرت به امیر المومنین مى‏رسد. از همین روست که در زیارت جامعه که هر کدام فصلى است گسترده، در باب معرفت امامان می خوانیم سلام بر شما امامان که وارث پیامبران هستید.

قلمرو و گستره علم انبیا

حال که ائمه علیهم السلام وارثان علوم انبیا معرفی شده اند برای درک بهتر این موضوع توجه به گستره و قلمرو علم انبیاء لازم و ضروری است.

تردیدی نیست كه انبیا باید به تمام اهداف نهایی و متوسط و ابتدایی و مسیر رسیدن به این اهداف و نیز چگونگی سلوك در آن مسیر، علم و آگاهی كامل داشته باشند؛ به همین جهت نسبت به اصول و فروع شریعت، احكام، اخلاق و معارف دینی و نیز اسباب سعادت و شقاوت و وسایل نجات و هدایت انسان ها، از جمله: مدیریت جامعه، تشكیل حكومت، امامت و رهبری و... باید آگاه باشند. و اینك به آیاتی چند كه متعلَّق علم انبیا را معرفی نموده اند، توجه می كنیم:

1. علم به تمام كتاب های آسمانی و حكمت ، خدا بر تو كتاب و حكمت نازل كرد و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت و این فضل بزرگ الهی بر توست.(نساء 113)

خداوند هیچ موهبتى به پیغمبرى از پیغمبران خود نداده است مگر آنكه آن را به محمد صلى الله علیه و آله و سلم عنایت فرموده است و علاوه بر آنها چیزهائى به محمد صلى الله علیه و آله و سلم عطا فرموده است كه به هیچ یك از آنها نداده است‏»

2. علم به اسمای الهی و امور تكوینی، خداوند تمام اسما را به آدم آموخت، آن گاه آنها را بر ملائكه عرضه كرد، سپس فرمود: اگر راست می گویید مرا به آن اسما خبر دهید، آنها گفتند تو مُنزّهی، علمی نزد ما نیست، مگر آنچه تو به ما تعلیم داده ای، تو دانا و حكیم هستی. خداوند فرمود: ای آدم، آنها را به اسمایشان آگاه ساز. وقتی آنها را آگاه كرد، خداوند فرمود: نگفتم من غیب آسمان ها و زمین را می دانم و نیز آنچه را آشكار و پنهان می كنید می دانم؟(بقره31-33)

3. آگاهی انبیا از علوم دیگر ، خداوند درباره ی حضرت داود(علیه السلام) می فرماید: ما ساختن زره را به او آموختیم تا شما را در جنگ هایتان حفظ كند، آیا شما شكرگزارید؟(انبیا 80)

4. انبیا و علم غیب ، علم غیب در مقابل علم شهودی است؛ یعنی علمی كه از حواس انسان پنهان باشد و قابل مشاهده و محسوس نباشد. بحث مهمی میان متكلمان اسلامی مطرح است و آن این كه، آیا غیر از خداوند كسی علم غیب دارد، یا علم غیب مختص خداوند متعال است؟ آیات قرآن در این زمینه بر دو دسته اند:

دسته ی نخست، آیاتی كه علم غیب را به خداوند سبحان اختصاص داده اند، مانند آیه : كلیدهای غیب نزد اوست و غیر از او آنها را نمی داند.(انعام 59)

دسته ی دوم، آیاتی هستند كه پیامبران را نیز در علم غیب سهیم می دانند و آن حكم كلی دسته اول را استثنا می نمایند.

از همین روست که حضرت رسول اكرم فرمودند: «هر كس بخواهد به آدم ابو البشر نظر كند در علم او، و به نوح در تقواى او، و به ابراهیم در حلم و شكیبائى او، و به موسى در هیبت و جلال او، و به عیسى در عبادت او، باید نظر كند به على بن ابیطالب‏».

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در دوشنبه ششم مرداد 1393 ساعت 14:53 | لینک ثابت |

مشاهدهٔ قبلی: حواس برتر حیوانات مشاهدهٔ بعدی: منشا رنگ‌ها در جهان زنده


مقدمه
سنگ معدنی اورانیوم به کمک حفاری از زمین استخراج شده و پس از انجام فرایندهایی، اورانیم خالص به دست می‌آید. بعد از انجام تمام فرایندها، اکسید اورانیوم از سنگ معدنی آن به دست می‌آید. اکسید اورانیم شامل دو نوع اورانیوم (ایزوتوپ) به نام‌های U-235 و U-238 است. U-235 ماده‌ای است که به عنوان سوخت، در نیروگاه‌های هسته‌ای به کار برده می‌شود. حدود 99% اکسید اورانیومی که از معادن به دست می‌آید از U-238 تشکیل شده است. بنابراین باید به طریقی U-235 از U-238 جدا شده و غلظت U-235 افزایش یابد. فرایند تغلیظ U-235، غنی‌سازی اورانیوم نامیده می‌شود و دستگاه‌های سانتریفیوژ بخش مرکزی فرایند غنی‌سازی را تشکیل می‌دهند.

وزن U-235 اندکی کمتر از U-238 است. به کمک این اختلاف وزن، می‌توان U-235 را از U-238 جدا کرد. حاصل مرحله‌ی اول واکنش‌دادن اورانیوم با اسیدهیدروفلوریک (HF)، یک اسید فوق‌العاده قوی است. بعد از چندین مرحله واکنش، گاز هگزافلورایداورانیوم (UF6)به دست می‌آید. در این لحظه اورانیم به صورت گاز درآمده، و کارکردن با آن راحت‌تر است. گاز، داخل دستگاه‌های سانتریفیوژ قرار داده می‌شود و با سرعت بسیار زیاد به دور مرکز خود به چرخش در می‌آید. نیروی گریز از مرکز حاصل از چرخش دستگاه، هزاران بار قدرتمندتر از نیروی جاذبه‌ی زمین است. در اثر آن، اتم‌های U-238 که کمی سنگین تر از U-235 هستند، به سمت دیواره‌های دستگاه سانتریفیوژ حرکت می‌کنند و اتم های سبک‌تر U-235 بیشتر در مرکز دستگاه باقی می‌مانند. انجام این فرایند، غلظت اورانیوم را اندکی افزایش می‌دهد، به طوری‌که وقتی گاز از مرکز دستگاه خارج می‌شود، غلظت U-235 آن کمی نسبت به قبل افزایش پیدا کرده است. بنابراین گاز خارج شده، در یک دستگاه سانتریفیوژ دیگر قرار داده می-شود تا دوباره بیشتر غلیظ شود. اگر این کار هزاران بار انجام شود، گازی به دست می‌آید که به شدت از U-235 غنی شده است.
در یک تاسیسات غنی سازی، هزاران دستگاه سانتریفیوژ وجود دارند که به صورت آبشارهایی بلند به یکدیگر متصل هستند. در پایان زنجیره‌ی بلند سانتریفیوژها، گاز هگزافلورایدی به دست می‌آید که دارای غلظت بالایی از اتم‌های U-235 است.
ساخت دستگاه‌های سانتریفیوژ احتیاج به فناوری پیشرفته‌ای دارد. این دستگاه‌ها باید با سرعت بسیار بالایی حدود 100 هزار دور در دقیقه، به دور محور خود بچرخند. برای چرخش با این سرعت، سانتریفیوژ باید:
بسیار سبک بوده و در عین حال مجهز به موتورهای قوی باشد.
به خوبی تراز شده باشند.
دارای یاتاقان‌هایی با قابلیت کارکرد در سرعت‌های بالا باشد که معمولا از نیروی مغناطیسی برای کاهش اصطکاک در آن‌ها استفاده می‌شود.
گرد هم آوردن این سه پارامتر که لازمه‌ی هر دستگاه سانتریفیوژی است، برای اغلب کشورها غیرممکن است. ولی به دلیل گسترش تجهیزات و وسایل کنترلی رایانه‌ای دقیق و در عین حال ارزان قیمت، امروزه این‌کار آسان‌تر شده و درنتیجه کشورهای بیشتری درتلاش‌اند تا به فناوری هسته‌ای دست یابند.
پس از غنی‌سازی، گاز هگزافلوراید باید دوباره به فلز اورانیوم تبدیل شود که این کار با افزودن کلسیم انجام می‌شود. کلسیم با فلوراید واکنش داده، نمک تولید می‌کند و فلز اورانیوم خالص از آن جدا می‌شود. به‌وسیله‌ی این فلز غلیظ شده U-235، می‌توان یک نیروگاه هسته‌ای ساخت.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در یکشنبه پنجم مرداد 1393 ساعت 22:30 | لینک ثابت |
علوم زیست‌محیطی
علوم زیست‌محیطی، یک رویکرد میان-رشته‌ای براي مطالعه سیستم‌های زیست‌محیطی فراهم می‌کند كه بر اساس اثرات عملكرد انسان بر اکوسیستم‌های خشک‌زی و آب‌زی، و گسترش ایده‌ها و طرح‌هایی برای احیای این اکوسیستم‌هاست.
مطلب قبلي: تاکسی فضایی مطلب بعدی: آیا طبیعت غیرطبیعی است؟ - بخش نخست


پژوهش‌هاي زیست محیطی، علمي است شامل طیف گسترده‌ای از رشته‌های علمي كه بر اساس محیط طبیعی با هم گروه بندی شده‌اند. این علوم عبارتند از: اجزای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی.


علوم زیست محیطی، یک رویکرد میان رشته‌ای براي مطالعه سیستم‌های زیست محیطی فراهم می‌کند كه بر اساس اثرات عملكرد انسان بر اکوسیستم‌های خشک‌زی و آب‌زی، و گسترش ایده ها و طرح‌هایی برای احیای این اکوسیستم‌هاست.

رایج ترین روش مطالعه علوم زیست محیطی آنست که از طریق کار فردي یا طراحی گروهي کوچک بر کارهاي منتشر شده از دیگر دانشمندان در سراسر جهان بدست مي‌آيد.


پژوهش‌های زیست محیطي در میان بسیاری از علوم میان رشته‌ای مختلف، معمولا برای تولید یک هدف انجام شده است.


از آنجا که بسیاری از مسائل محیط زیست با مسائل مربوط به فعالیت‌های انسانی سر و كار دارد، مطالعه اقتصاد، قانون و علوم اجتماعی اغلب در رابطه با علوم زیست محیطی استفاده می‌شود. دانشمندان محیط زیست نیز به برنامه‌ریزان براي گسترش و ساخت ساختمان‌ها و ديگر ماژول‌ها، در جهت کمک به منابع سودمند آب و استفاده کارآمد از زمین ياري مي‌رسانند.



علوم زیست محیطی با طیف گسترده ای از مسائل از جمله: تغییرات آب و هوایی، حفاظت از محیط زیست، تنوع زیستی، کیفیت آب، خاک و آلودگی آب‌های زیرزمینی، منابع طبیعی، مدیریت مواد زائد، توسعه، کاهش فاجعه، و آلودگی‌های گوناگون سر و كار دارد. با آنکه محیط زیست به قدمت علمي كه در اطراف ما وجود دارد، مورد مطالعه قرار گرفته، اما تنها اخيرا (1960 و 1970) به يك جریان اصلی تحقیق علمی فعال تبدیل شده است. رشد آگاهی عمومی از مسائل زیست محیطی و نیاز به اقدام، عامل رشد علم محیط زیست، به صورتي است كه امروزه داريم.

وابستگي علوم زیست محیطی به اتمسفر، در بررسی آثار لایه گازی خارجی زمین و رابطه آن با سیستم‌های دیگر است. علوم جوی از مطالعات هواشناسی، اثر گازهای گلخانه‌ای، مدل‌سازی پراکندگی جوی آلاینده‌های موجود در هوا، پدیده انتشار صدا مربوط به آلودگی صوتي و حتی آلودگی نوری تشکیل شده است.


سایر علوم محیطی عبارتند از: شیمی محیط زیست، زمین شناسی محیط زیست، علوم خاکي محیط زیست و پدیده‌های آتشفشاني. همچنين گاهی اوقات می‌توان آب‌شناسي و اقیانوس‌شناسی را به علوم زیست محیطی مرتبط دانست.

اغلب و در کاربرد رایج، علوم زیست محیطی و اكولوژي را در ارتباط با یکدیگر استفاده می‌كنند اما به لحاظ فنی، اكولوژي يا محیط زیست تنها به مطالعه موجودات زنده و فعل و انفعالات آنها با یکدیگر و با محیط زیست اشاره دارد. اکولوژی می تواند به عنوان یک زير مجموعه از علوم زیست محیطی در نظر گرفته شود، که می‌تواند صرفا شیمیایی و یا مسائل مربوط به بهداشت عمومی باشد که مورد مطالعه بوم شناسان قرار نمي‌گيرد. همپوشانی قابل توجهی بین کار بوم‌شناسان و سایر دانشمندان علوم زیست محیطی وجود دارد.


* مشاغل در ارتباط با علوم زیست محیطی

چنانچه علاقه‌منديد تا خارج منزل را با تفكري حرفه‌اي سپري كنيد، به فرصت های فراوان و برنامه های کالج‌ها و مراكز علمي بزرگ دنيا نگاهي بيندازيد كه برای نگه داشتن رابطه‌ي شما با جهان طبیعی به وجود آمده‌اند. برنامه هایی که مهارت‌هایي در فضای باز، مانند سفرهای بیاباني تابستان را آموزش می‌دهند و تجارب ارزشمندی برای برنامه ریزی شغلی در آینده هستند. بسیاری از کارفرمایان مرتبط با محیط زیست این مهارت ها را به عنوان معیارهای استخدام در نظر مي‌گيرند.

روند فرصت های شغلی در حال حاضر، نشانگر کمبود کارگر براي مشاغل محیط زیست و منابع طبیعی در آینده است. هیچ زمینه شغلی دیگري، انعطاف پذیری لازم را برای داشتن یک تفاوت حرفه‌ای در جهان ارائه نمی‌دهد، در حالي که بهره گیری از فواید سلامتی را بايد در خارج از منزل جستجو كرد.

با علاقه‌ي رو به رشد در حفاظت از منابع طبیعی، محیط زیست و مشاغل بهداشت حرفه‌اي و توسعه پایدار در این بخش كه در گستردگي و تنوع همچون خود زمین است، به متخصصاني برای درک بهتر اينکه اکوسیستم‌ها چگونه با هم کار می کنند، ارزیابی اثرات زیست محیطی، ایجاد برنامه های مدیریت، آموزش عمومی، و توسعه و مدیریت جوامع سالم نیاز خواهد بود.


در اينجا به برخي از اين مشاغل اشاره مي‌كنيم اما به یاد داشته باشید كه این نمونه‌ها تنها ایده‌اي برای شروع به شما مي‌دهد.


برخی از فرصت های شغلی، هنوز اختراع نشده است!

کشاورز
تکنسین کیفیت هوا
زیست شناس
شیمی دان
برنامه ریز شهر
برنامه ریز حفاظت
بوم شناس
مدیر گردشگری محيط زيست
مطلوبیت/مقبوليت محیطی
بازرسان
مشاور محیط زیست
مربي محیط زیست
دانشمند محیط زیست
مدیر/ پژوهشگر شیلات
متخصص مدیریت آتش
جنگلدار
زمین شناس
متخصص سنجش از راه دور GIS
مشاور ساختمان سازی سبز
متخصص حفاظت از آب های زیرزمینی
تکنسین زباله های خطرناک
معلم علوم دبيرستان
آب شناس
تکنسین ایمنی صنعتی
معمار یا متخصص ساختن مناظر طبیعی نما

برنامه ریز استفاده از زمین
مامور اجرای قانون
زیست شناس جانوران آب شیرین
دانشمند دریايي / اقيانوس شناس

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در یکشنبه پنجم مرداد 1393 ساعت 22:12 | لینک ثابت |
فضای فیزیکی مدرسه بدون شک یکی از عناصر مهم آموزش و یادگیری دانش آموزان است. مکان و فضایی که دانش آموز در آن به کسب علم می پردازد، می بایستی در آن احساس آرامش و راحتی کند.

مدرسه استاندارد کجاست؟

در هر مدرسه تعداد زیادی کلاس درس و ساختمان وجود دارد که برای مقاصد مختلف آموزش برای دانش آموزان طراحی شده است. می دانید که هر ساختمان یا محیطی را نمی توان به عنوان مدرسه در نظر گرفت، بلکه برای ساخت مدرسه، شرایط و ویژگی های خاصی برای ساختمان مدرسه و فضای فیزیکی آن مورد نیاز است.

برای انتخاب مکان مناسب برای ساخت مدرسه، نکات زیر در نظر گرفته می شود:

1. مدرسه نباید در مجاورت ساختمان های بلند، مکان های پر سر و صدا مانند کارگاه ها، پایانه ها، راه آهن و... نباشد.

2. مدرسه باید نزدیک امکانات شهری باشد.

3. رفت و آمد به مدرسه می بایستی به سادگی صورت گیرد.

4. زمینی که برای ساختن مدرسه در نظر گرفته می شود نباید مرطوب باشد به این دلیل که می تواند ایجاد آلودگی کند و دانش آموزان در هر سنی که باشد، بسیار آسیب پذیر است و می تواند اثرات نامطلوبی روی سلامت دانش آموزان داشته باشد.

5. زمین های مردابی که خشک شده است می تواند محل مناسبی برای رشد میکروب ها و ویروس ها باشد. وسعت مدرسه باید متناسب با سنین دانش آموزان باشد.

با توجه به گزارش ارائه شده توسط سازمان بین المللی ساختمان مدارس، مناسب است که بازای هر صد نفر دانش آموز حداقل 2 هزار مترمربع زمین آموزشی مناسب است به اضافه هزار مترمربع برای هر صد نفر محصل اضافی.

همچنین برای مدارس متوسطه حداقل 4 هزار مترمربع برای هر صد نفر دانش آموز به اضافه هزار مترمربع برای هر صد نفر محصل اضافی در نظر گرفته شود.

مصالح مورد استفاده برای ساخت مدارس، می بایستی استاندارد باشد و نکات ایمنی در طراحی و ساخت مدرسه رعایت شود که حداقل در برابر حوادث طبیعی به خصوص زلزله و سیل مقاوم باشد

مدرسه استاندارد کجاست؟

نکات ایمنی زیر در ساخت مدرسه باید مد نظر باشد:

1. راه خروج اضطراری وجود داشته باشد.

2. امکانات اطفاء حریق در قسمت های مختلف ساختمان مدرسه وجود داشته باشد.

3. سیستم زنگ خطر حریق وجود داشته باشد و نرده های کنار پله ها و... باید در ساخت مدارس رعایت شوند.

در مقطع دبستان بهتر است ساختمان مدرسه بیشتر از دو طبقه نباشد و بچه های کلاس های اول و دوم در طبقه اول باشند.ساختمان های با طبقات زیاد امکان رفت و آمد را برای کودکان مشکل می کند.

4. لازم است کلاس درس دو در داشته باشد تا بتوان در مواقع اضطراری و بروز خطر کلاس را به موقع تخلیه کرد.

5. کف کلاس و راهروهای مدرسه نباید لیز باشد. به عنوان مثال سرامیک برای استفاده در کف کلاس ها و راهرو مناسب نیست چون ممکن است سبب حادثه و آسیب رسیدن به کودکان شود.

6. رنگ دیوار کلاس هم باید رنگ ملایم و آرام و از رنگ های سرد باشد و از رنگ های تند و زننده مثل قرمز پرهیز شود.

7. کلاس درس باید مربعی شکل یا مستطیل شکل باشد.

کلاس درس نباید دراز و باریک باشد که رفت و آمد دانش آموزان در آن مشکل باشد. پنجره های کلاس درس هم باید یک متر بالاتر از سطح زمین و تا 20 سانتی متر زیر سقف باشد که بتواند حداکثر نور ممکن را به کلاس درس برساند.

8. نکته مهم دیگر آفتابگیر بودن اتاق ها است.

بهتر است طراحی کلاس ها به طوری باشد که نور از سمت چپ بتابد. پنجره های کلاس نباید طوری ساخته شوند که نور مستقیم به چشم شاگردان بتابد، این کار باعث صدمات جدی به چشم می شود و همچنین مانع دیده شدن تابلوی کلاس می شود.

مدرسه استاندارد کجاست؟

9. بهترین تابلو برای کلاس درس ، تابلویی است که بازتاب نور نداشته باشد. وایت برد چون انعکاس نور دارد مناسب و استاندارد نیست و باعث صدمه دیدن چشم می شود. تابلو باید در زاویه ای نصب شود که تمام کلاس به آن تسلط داشته باشند. تابلو باید در ارتفاع مناسب نصب شود به طوری که لبه فوقانی تابلو 50 سانتی متر بالاتر از شانه دانش آموزان ابتدایی و 80 - 70 سانتی متر بالاتر از شانه دانش آموزان دبیرستانی باشد.

10. در چیدمان و انتخاب صندلی کلاس دقت لازم را به عمل بیاورید. مکان صندلی باید طوری باشد که دانش آموز احساس آرامش و راحتی کند و اندازه صندلی و میز می بایستی متناسب با سن و قد دانش آموزان باشد. به نظر می رسد بهترین صندلی برای دانش آموزان ، صندلی تک نفره است.

11. اگر محیط اطراف مدرسه چشم انداز مناسب داشته باشد. از لحاظ روانی کودکان از محیط باز لذت می برند و در محیط بسته احساس خستگی و آزردگی می کنند. استفاده از سیم خاردار به جای دیوار مدرسه اثرات نامطلوب روانی روی کودکان می گذارد. دیوارهای بلند حیاط مدرسه و گاهی همراه با سیم خاردار احساس زندانی بودن به کودک می دهد و او لحظه شماری می کند تا زنگ تعطیلی مدرسه به صدا در آید و او از این محیط بسته و آزرده رهایی پیدا کند.

12. زمین بازی یکی از نیازهای مهم است که باید در نظر گرفته شود. سرانه زمین بازی 10 متر برای هر دانش آموز توصیه شده است. این زمین باید صاف و مسطح باشد و تا حد امکان آن را با آسفالت یا چمن پوشش دهند. فضای خارج از مدرسه (کوچه ، خیابان ، پارک و...) برای زمین ورزش و بازی مناسب نیست چون ممکن است باعث ایجاد حادثه شود. در زمین بازی مدرسه ابتدایی می توان وسایلی مانند تاب ، الاکلنگ و سرسره با رعایت نکات ایمنی در نظر گرفت.

امکانات بهداشتی مدرسه

با توجه به اهمیت آلودگی و سرایت بیماری از راه مدفوع و ادرار، مساله بهداشتی کردن و بهداشتی نگه داشتن توالت مدارس از نکات بسیار مهم در بهداشت مدرسه است.

در صورت امکان بهتر است توالت ها در خارج از ساختمان و در حیاط مدرسه احداث شوند. توالت داخل ساختمان مدرسه هم ممکن است باعث انتشار بوی تعفن شود و هم سبب بروز آلودگی و بیماری.

مدرسه استاندارد کجاست؟

برای مدارس پسرانه یک توالت فلاش دار برای هر 55 نفر دانش آموز و در مدارس دخترانه برای هر 45 نفر دانش آموز یک توالت فلاش دار باید در نظر گرفته شود. حداقل یک دستشویی برای هر 50 نفر دانش آموز باید ساخته شود که بهتر است در نزدیکی توالت ها یا ناهارخوری ساخته شود. دستشویی باید مجهز به آب گرم ، صابون مایع ، حوله های شخصی یا کاغذهای خشک کن باشد.

برای هر 100 دانش آموز باید یک شیر آب برای نوشیدن و در صورت امکان لیوان های یک بار مصرف بهداشتی در کنار شیر آب موجود باشد.

استفاده از آب سردکن در مدارس ابتدایی مناسب نیست. چون ممکن است آب بسیار سرد برای سلامت کودکان مضر باشد. در بعضی نقاط که مدرسه فاقد لوله کشی آب است یا آب لوله کشی قابل آشامیدن نیست ، از مخازن فلزی و پلاستیکی مثل تانکر یا بشکه های مخصوص برای نگهداری آب شرب استفاده می شود که باید از بهداشتی بودن این ظروف و همچنین آب آشامیدنی اطمینان حاصل کرد.

اتاق ناهارخوری ، نمازخانه ، سالن سخنرانی ، آزمایشگاه ، کتابخانه ، اتاق استراحت معلمان ، اتاق مشاوره و راهنمایی ، اتاق بهداشت و کمک های اولیه همراه با کارشناس بهداشت ، اتاق رایانه و سایت اینترنت و اتاق وسایل کمک آموزشی مثل ویدئوپرژکتور، اورهد و... ازجمله نیازهای یک مدرسه بزرگ و مدرن است.

نکته پایانی این که متاسفانه به دلیل محدودیت ها و کمبود منابع مالی ، کمتر مدرسه ای را می توان یافت که تمام شرایط یک آموزشگاه استاندارد و امروزی را داشته باشد.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در یکشنبه پنجم مرداد 1393 ساعت 2:5 | لینک ثابت |
موسیقی و مطالعه

تحقیقات نشان داده است که موسیقی ملایم و آرام بخش و بدون کلام توانایی یادگیری را افزایش می دهد و خیلی از شما به خاطر برداشت نادرستی که از این نتیجه کرده اید، به هنگام مطالعه به موسیقی گوش می دهید. باید تأکید کنیم که گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی یک عامل حواس پرتی بسیار کارآ و مۆثر را دراختیار ذهن گذاشتن.

اما قبل از آن لازم است متذ کر شویم موسیقی زمانی چنین تأثیری دارد که شما با تمرکز حواس به آن گوش فرا دهید و هنگام مطالعه شما باید بر مطالب کتاب متمرکز باشید و ذهن نمی تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد در نتیجه وقتی شما هنگام مطالعه برای خود موسیقی پخش می کنید، یا توجه شما معطوف به موسیقی است ( که در این صورت کلاً حواستان ازمطالعه پرت شده است ) یا توجه شما معطوف به مطالب درسی است ( که در این صورت متوجه موسیقی نیستید و درنتیجه موسیقی، آن تأثیرات را برشما نخواهد گذاشت و مهم تر از همه این که یک عامل حواس پرتی قوی خواهد شد.)

موسیقی آرام و بدون کلام قبل ازمطالعه به آرامش ذهنی شما کمک می کند و توان یادگیری شما را افزایش می دهد چرا که آرامش موجب ایجاد خلأ ذهنی می شود.

بعد ازمطالعه هم گوش دادن به موسیقی آرام و بدون کلام، خوب و مۆثراست اما به هیچ عنوان:

1. همزمان با مطالعه، موسیقی گوش نکنید.

2. ازگوش دادن به موسیقی های تند حتی الامکان بپرهیزید.

مطالعه به محض نشستن

پس از آن که در مکان مطالعه ی خود قرار گرفتید فوراً مطالعه را شروع کنید و به هیچ عنوان به کارهای دیگر نپردازید.

بعضی ها وقتی پشت میز مطالعه می نشینند یا کتاب را باز می کنند، شروع می کنند به ورق زدن کتاب، فراهم کردن کاغذ و کارهای جانبی دیگر.

روش های مطالعه

اگرنشستن برای مطالعه طولانی شود و مطالعه ای صورت نگیرد و شما خود را با کارهای جانبی یا افکار درونی مشغول کنید، برای پرورش تمرکزحواس درشما بسیار بد است.

عادت کنید همه ی آنچه را که برای مطالعه نیاز دارید ابتدا فراهم کنید و هرکار متفرقه ای را که دارید قبل ازمطالعه انجام دهید و پس از این که نشستید، فوراً مطالعه را آغازکنید. این گونه شما ذهن خود را شرطی کرده اید که تا نشستید و کتاب را دردست گرفتید، فوراً فرا بگیرید.

نقش زمان

پیش از این توضیح دادیم که آرامش، خواب و استراحت کافی به خصوص درشب، چقدر در پرورش توانایی های ذهنی و تمرکزحواس و حافظه ی شما مۆثراست.

درهیچ شرایطی، نیمه شب مطالعه نکنید. با این توجیهات که :"من به مطالعه ی شبانه عادت دارم "، "سکوت منزل شب هنگام بیشتراست"و . . . خود را متقاعد نکنید که شب مطالعه کنید. چرا که شارژ عصبی و مغناطیسی بدن، شب هنگام انجام می گیرد و شما با بی خوابی درشب، خود را ازاین شارژ عصبی مغز محروم می کنید. بنابراین:

هرچقدرهم که به مطالعه ی نیمه شب عادت دارید، ازاین پس دیگرنیمه های شب مطالعه نکنید. خودتان را عادت دهید که روزیا اول شب مطالعه کنید.

ضمن آن که توجه داشته باشید در هنگام خواب یا استراحت عمیق شب آن که را که در طول روز خوانده اید، پردازش ذهنی می شود و درمغز، عمل جایگزینی صورت می گیرد.

روش های مطالعه

شما به هیچ وجه درهنگام خواب، وقت تلف نمی کنید بلکه ذهن شما ناخود آگاه به تثبیت آموخته های روزمی پردازد. همین طور مطالعه بلافاصله بعد ازغذا خوردن، خود باعث عدم تمرکز می شود. مغز شما برای فعالیت های ذهنی بیش از همه به اکسیژن نیازدارد و این اکسیژن را ازخون می گیرد و جریان خون شما پس ازغذا خوردن تا حدود یک ساعت و نیم بیشتر متوجه اندام های گوارشی است تا مغز. به همین علت است که شما پس ازغذا خوردن بیشتر تمایل دارید که استراحت کنید تا این که فعالیت های فکری انجام دهید. دست کم تا یک ساعت بعد ازصرف غذا از مطالعه کردن اجتناب کنید.

مسئله ی مهم دیگر در زمان مطالعه، مطالعه ی مرتب در زمان های خاص است. ضمن آن که شما از فرصت های خود برای مطالعه بیشترین استفاده را می کنید، خودتان را به مطالعه درساعت های خاص هم شرطی کنید.

مثلاً صبح ها به محض بیدارشدن، بعد از ظهرها در ساعتی مشخص و یا ساعات اولیه شب. زمان خاصی را برای مطالعه درنظر بگیرید.

ذهن شما می تواند پس از مطالعه ی مدام دریک ساعت خاص از شبانه روز بعد ازمدتی خود به خود درآن ساعت ویژه، جذب و فراگیری پیدا کند.

پس توصیه زمانی ما به شما :

1. در فاصله ی زمانی ساعت 11:30 شب تا 5 صبح مطلقاً مطالعه نکنید و حتماً در این ساعات بخوابید.

2. دست کم یک ساعت پس ازصرف غذا مطالعه نکنید.

3. خود را به مطالعه در زمان ها ی خاص و مناسب شرطی کنید.

نقش حالت ها در تمرکزحواس

برای هر رفتاری ازلحاظ ذهنی و جسمی باید حالت های خاص داشته باشید که با رفتارتان هماهنگ باشد. روان شناسی حالت ها و رفتارها این موضوع را به تفصیل شرح می دهد.

روش های مطالعه

اگرمی خواهید بجنگید ابتدا باید حالت جنگیدن را به خود بگیرید. اگر می خواهید شاد باشید، ابتدا باید حالت شاد بودن را به خود بگیرید. اگر می خواهید انسانی مصمم و با اعتماد به نفس باشید، باید حالت های اعتماد به نفس را درخود ایجاد کنید.

حالت ها و رفتارها از همدیگر به وجود می آیند. یعنی همان طورکه وقتی شما شاد باشید ناخودآگاه حالت های شاد بودن درشما پدیدار می شود، اگر هم حالت های شادی را درخود ایجاد کنید یعنی به خودتان بگویید، ناخودآگاه احساس شادمانی به شما دست خواهد داد.

برای مطالعه نیز شما باید حالت جذب و یادگیری داشته باشید. با حالت خمیده و خواب آلوده انتظار تمرکزو دقت فراوان ازخود نداشته باشید. دروضعیت هایی که برای مطالعه کردن مناسب نیست تمرکز حواس پیدا کردن دشوار و انتظار آن کاملاً غیرمعقول است.

هنگام هیجان های عصبی، ترس، خشم، اضطراب و کینه و ناراحتی نمی توان انتظار داشت که تمرکز بالایی داشته باشیم. چون در این حالت ها ذهن ما پیشاپیش متوجه و متمرکز بر آن مسئله است که این هیجان ها را درما ایجاد کرده است.

همین طور در حالت شور و شوق و اشتیاق فراوان هم نمی توانید تمرکزحواس داشته باشید و علت همان است. بچه هایی که زنگ تفریح درحیاط مدرسه به بازی های مهیج می پردازند و با همان شور و هیجان به کلاس درس می آیند، گاهی تا نیم ساعت بعد ازحضور در کلاس به حالت مناسب خود برای فراگیری دست نمی یابند و در این مدت توجه و تمرکزشان هنوز به هیجان حیاط مدرسه معطوف است.

روش های مطالعه

درحالت خستگی و بی خوابی هم نمی توانید تمرکزحواس داشته باشید. این حالت ها همه با حالت تمرکزحواس برای مطالعه، منافات دارند. بنابراین شما باید ابتدا مسایل خود را تا حدی حل کنید، استراحت کنید، آرام شوید و پس ازایجاد حالت یادگیری، مطالعه را شروع کنید.

انتظار بی جا ازخود نداشته باشید. مسلم است که با حالت های منفی مانند خستگی، گرسنگی، بی خوابی و هیجان فراوان نمی توانید تمرکزی عالی داشته باشید و این عدم تمرکز کاملاً طبیعی است.

بعضی ها پس از یک ورزش سنگین، باهمان خستگی وبدن عرق کرده، شروع می کنند به کتاب خواندن ومطالعه و انتظاردارند که با این هیجان تمرکز حواس هم داشته باشند و چون چنین چیزی امکان پذیرنیست، می گویند: حافظه ام ضعیف است. حواسم پرت است و . . .

بازهم تأکید می کنیم ابتدا وضعیت جسمی و روحی خود را متعادل کنید و سپس شروع به مطالعه کنید.

اولویت بالاتر، مانع تمرکز

گفتیم عوامل حواس پرتی خود را که درهنگام مطالعه به ذهنتان خطور می کنند در جایی یادداشت کنید که بلافاصله پس از مطالعه به آن ها بپردازید. اما گاهی اوقات یک موضوع مهم، ضروری و بسیار "دراولویت "به ذهنتان خطور می کند که حتی با نوشتن آن وسواس ذهنی کاهش پیدا نمی کند. درچنین مواردی، ما توصیه می کنیم به جای آن که کاهش پیدا نمی کند.

درچنین مواردی، ما توصیه می کنیم به جای آن که تقلا کنید که با همان وضعیت بد درس بخوانید، به انجام همان کاربا اولویت بالا بپردازید. چون مطالعه با آن وضعیت بد، هم اضطراب شما را به دنبال دارد و هم بازده فکری شما را کاهش می دهد.

اضطراب

یکی از عمده ترین مسائلی که باعث اضطراب می شود، انباشته کردن دروس درشب امتحان است. مسلماً وقتی شما درطول سال تحصیلی مطالعه نمی کنید و همه را برای شب امتحان انبارمی کنید، با یک ضرب الاجل و فشار عصبی و اضطرابی مواجه می شوید که بیش ازهر عامل دیگری، میزان تمرکز فکری و یادگیری شما را کاهش می دهد.

متخصصان مطالعه ویادگیری به شدت اعتقاد دارند که مهم ترین عامل تخریب حافظه و عدم دستیابی به یک تمرکزعالی، اضطراب است. برنامه ریزی درسی، مطالعه درطول سال تحصیلی و استفاده ی بهتر از زمان والبته آسودگی شب امتحان ازتمام اضطراب های کاذب جلوگیری می کند.

تصویر ذهنی مثبت

روش های مطالعه

اضطراب، بسیاری از اوقات هم از تصور نگران کننده ی شخص درباره ی خودش نشأت می گیرد. یعنی با این که شما درس خود را می خوانید و اهل مطالعه هستید، مدام تصور نگران کننده ای از خودتان در ذهن دارید که بازده فعالیت ذهنی شما را کاهش می دهد و به حافظه و تمرکز شما لطمه وارد می کند.

بهترین و آسان ترین شیوه برای مقابله با این اضطراب کاذب انجام تمرینات تلقین تجسمی است که بی جهت ساده گرفته می شود. صبح ها پس از بیدار شدن، ظهرها پس ازیک آرامش چند دقیقه ای و قبل ازصرف ناهار و به ویژه شب ها قبل ازخواب به آسودگی دراز بکشید، بدن را شل کنید. چند نفس عمیق بکشید و با صدای بلند یا در ذهن خود چندین بار این جملات را تکرار کنید:

  • "من با تمرینات عالی ام ، تمرکزم روز به روز بیشتر می شود."
  • "من سرشار از قدرت تمرکزفوق العاده ای برخوردارم."
  • "من سرشار از آرامشم و دراین آرامش، تمرکز جاری است."
  • "حافظه ام بسیار عالی است و روز به روز بهتر می شود."
  • "درکلیه ی امتحاناتم موفق هستم و هم اکنون نمرات عالی ام را می بینم."

درلحظاتی که این جملات را می گویید و چند بار تکرار می کنید، خود را درذهن خود ببینید. خود را درجلسه ی امتحان ببینید که در نهایت آرامش نشسته اید. برگه ی امتحان در دست شماست. همه ی جواب ها را می دانید و به همه ی سۆالات با آرامش کامل و شادی فراوان جواب می دهید. این تصویر را شب ها خصوصاً قبل ازخواب، به وضوح در ذهن خود ببینید و از آن به شوق آیید.

بعد ازمدتی که تلقین و بیان عبارت های تأکیدی بالا را صبح و ظهر و شب انجام دادید و به خصوص تصویر ذهنی مثبت خود را هرشب مجسم کردید، هم اعتماد به نفس و روحیه تان عالی می شود و هم میزان تمرکز، حافظه و یادگیری تان بهبود می یابد.

یک هشدارمهم

تمام تمرین های گفته شده تا الان فقط در صورتی پاسخ مثبت می دهند و از آن ها نتیجه ی مطلوب حاصل می شود که به هیچ عنوان منفی حرف نزنید. وقتی شما درباره ی خودتان با عبارات منفی حرف می زنید، همه چیز را خراب می کنید. هرگز نگویید حافظه ام خراب است. اصلاً هیچ چیزنمی فهمم. تمرکزم افتضاح است و . . .

بازهم تأکید می کنیم که با عبارات منفی به خود تلقین منفی نکردن اهمیت بسیار بیشتری از تلقین مثبت دارد، یعنی اگر از یک طرف تلقینات مثبت را به خود القا کنید و از طرف دیگر درطول روز این حرف های منفی را درباره ی خودتان بزنید، عملاً تلقینات مثبت خود را بی نتیجه و بی اثرساخته اید.

پس به هیچ عنوان حرف منفی نزنید و تمرینات تلقین مثبت را هم انجام دهید تا ازتمرکز عالی برخوردار گردید.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در یکشنبه پنجم مرداد 1393 ساعت 2:2 | لینک ثابت |

یکی از مباحث قرآنی که دربارة پیامبران گرانقدر الهی مطرح است، بحث تقسیم پیامبران به اولوا العزم و غیر اولوا العزم است.

معنای اولوا العزم چیست و کدام پیامبران مصداق این مفهوم هستند.

در این نوشتار کوتاه به بررسی اجمالی این موضوع پرداخته و اقوال مفسرین برجستة شیعه و سنی را دربارة آن مطرح می‌نماییم.

امید است که مورد استفادة خوانندگان محترم قرار گیرد.


واژة «اولوا العزم» تنها یک بار در قرآن کریم آمده است، آنجا که می‌فرماید:

«فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لاَ تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلاَغٌ فَهَلْ یُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُون»[1]

پس همان گونه که پیامبرانِ نستوه، صبر کردند، صبر کن و برای آنان شتابزدگی به خرج مده. روزی که آنچه را وعده داده می‌شوند بنگرند، گویی که آنان جز ساعتی از روز را [در دنیا نمانده‌اند [این] ابلاغی است. پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت خواهند یافت؟

این آیة مبارکه منشأ اولی مطرح شدن این بحث در الهیات اسلامی شده است که پیامبران اولوا العزم هستند، لکن بحث جنجالی، معین کردن کسانی است که مصداق این مطلب می‌باشند.

از نظر لغوی معنای اولوا روشن است و به معنای صاحبان می‌باشد. مهم این است که معنای واژه عزم را به دست آوریم.

در کتاب های لغت عرب آمده : «الْعَزْمُ و الْعَزِیمَةُ: عقد القلب علی إمضاء الأمر، یقال: عَزَمْتُ الأمرَ، و عَزَمْتُ علیه، و اعْتَزَمْت[2]» و نیز «و العَزْم‏: الجدّ و الصّبر و منه قوله تعالى‏ فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُواالْعَزْمِ‏[3]» معنای اول عزم، تصمیم و قصد کردن برای انجام کار است و بنابراین معنای اولوا العزم یعنی صاحبان اراده و تصمیم.

معنای دوم آن نیز جدیت و صبر در انجام کار است.

روشن است که هر دو معنا می‌تواند در مورد انبیاء تفسیر شود و آیه را بر اساس آن تفسیر نمود ، لکن همانگونه که خواهد آمد به برکت روایات وارده روشن می‌شود که معنای اول مناسب تر است.

اقوال مفسرین:

مفسرین عالی مقام قرآن در ذیل آیة مذکور به این بحث پرداخته‌اند و به طور کلی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

(1) تمام پیامبران اولوالعزم هستند چرا که همه دارای تصمیم راسخ برای تبلیغ دین خود بودند و یا اینکه چون همه اهل صبر بودند.

این نظر از ابن عباس و جبائی و گروهی دیگر نقل شده است.[4] به لحاظ ادبی این نظر معتقد است که کلمه «من» بیانیه است نه تبعیضیه.

چون آنها دارای تصمیم بزرگی چون گسترش دینشان به سراسر جهان بودند لذا به این تعبیر «اولوالعزم» از آنان یاد شده است

(2) گروهی از پیامبران اولوالعزم هستند یعنی «من» در آیه تبعیضیه است. در مجمع البیان، طبرسی این نظر را به اکثر مفسرین نسبت داده است[5]. لکن خود این گروه برای تعیین این افراد دارای اختلاف هستند.

برخی پنج پیامبر دارای شریعت و دین جدید، یعنی نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد علیهم السلام را مصداق آیه می‌دانند. اما برخی- همچون سدی از مفسران برجسته اهل سنت- ابراهیم، موسی، داود، سلیمان، عیسی و محمد (صلی الله علیه و آله) را مصداق اولوالعزم می‌دانند.

برخی آنها را همان 18 نفری می‌دانند که در آیات 83 تا 86 سوره انعام آمده است. از جابر بن عبدالله انصاری- صحابه بزرگ رضوان الله علیه- نقل شده که آنها 313 نفر هستند. حسن بصری، ابراهیم و موسی و داود و عیسی را معرفی کرده است.[6]

کلام شیخ طوسی (ره):

مفسر عالیقدر شیعه مرحوم شیخ طوسی- متوفای 460- اقوال مفسرین را به صورت فشرده جمع بندی کرده و می‌نویسد:

«قال قوم: أولوا العزم هم الذین یثبتون على عقد القیام بالواجب و اجتناب المحارم، فعلى هذا الأنبیاء كلهم أولوا العزم، و من قال ذلك جعل (من) هاهنا للتبیین لا للتبعیض. و من قال: إن أولى العزم طائفة من الرسل و هم قوم مخصوصون قال (من) هاهنا للتبعیض و هو الظاهر فی روایات أصحابنا، و أقوال المفسرین، و یریدون بأولی العزم من أتى بشریعة مستأنفة نسخت شریعة من تقدم من الأنبیاء، قالوا و هم خمسة أولهم نوح ثم إبراهیم ثم موسى ثم عیسى ثم محمد صَلى اللَّهُ عَلیه و آله.[7]»

گروهی گفتند اولوالعزم کسانی هستند که بر انجام واجب و اجتناب حرام ایستادگی می‌کنند، بنابر این همه پیامبران اولوا العزم می‌شوند و هر کس که اینطور گفته «من» را برای تبیین گرفته نه تبعیض. و کسانی که گفتند اولواالعزم گروهی از پیامبران هستند «من» را برای تبعیض دانستند و همین نظر مطابق ظاهر روایات ما و اقوال مفسرین است.

مقصود این افراد از اولوالعزم پیامبرانی هستند که شریعت جدیدی آورده‌اند که شریعت انبیای قبل را منسوخ کرده است.

روایات مربوطه:

گذشت که روایات ما مصداق اولوا العزم را پنج پیامبر بزرگ الهی: نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد علیهم السلام می‌داند مثلا در روایت معتبر از ابن ابی یعفور از امام صادق (علیه السلام) می‌خوانیم که: «سَادَةُ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ خَمْسَةٌ وَ هُمْ‏ أُولُوا الْعَزْمِ‏ مِنَ الرُّسُلِ‏ وَ عَلَیْهِمْ دَارَتِ الرَّحَى‏ - نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَى وَ عِیسَى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ[8].» یعنی بزرگ پیامبران پنج نفر هستند و آنان پیامبران اولوا العزم می‌باشند که محور خلقت هستند: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد که درود خدا بر او و خاندانش و تمام انبیاء باد.

در برخی از روایات دیگر، علت نامیده شدن این پیامبران به اولوا العزم، رسالت جهانی آنها اعلام شده است

البته دربارة علت نامیده شدن این پیامبران به «اولوا العزم» روایات هم داستان نیستند.

مثلاً شیخ کلینی در کافی از سماعه روایت می‌کند که امام صادق در پاسخ او که چرا این پیامبران اولوا العزم نامیده شده‌اند فرمودند: چون هر یک از آنان به قصد-عزم- کنار زدن شریعت پیامبر قبل مبعوث شد، لذا به آنها اولوا العزم یعنی صاحبان تصمیم گفته شده «لِأَنَّ نُوحاً بُعِثَ بِكِتَابٍ وَ شَرِیعَةٍ وَ كُلُّ مَنْ جَاءَ بَعْدَ نُوحٍ أَخَذَ بِكِتَابِ نُوحٍ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام بِالصُّحُفِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْكِ كِتَابِ نُوحٍ لَا كُفْراً بِهِ فَكُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام أَخَذَ بِشَرِیعَةِ إِبْرَاهِیمَ وَ مِنْهَاجِهِ وَ بِالصُّحُفِ حَتَّى جَاءَ مُوسَى بِالتَّوْرَاةِ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْكِ الصُّحُفِ وَ كُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ مُوسَى علیه السلام أَخَذَ بِالتَّوْرَاةِ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ الْمَسِیحُ علیه السلام بِالْإِنْجِیلِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْكِ شَرِیعَةِ مُوسَى وَ مِنْهَاجِهِ فَكُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ الْمَسِیحِ أَخَذَ بِشَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ مُحَمَّدٌ صلی الله و علیه وآله فَجَاءَ بِالْقُرْآنِ وَ بِشَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ فَحَلَالُهُ حَلَالٌ إِلَى‏یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَهَۆُلَاءِ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل.»[9]

اما در برخی از روایات دیگر، علت نامیده شدن این پیامبران به اولوا العزم، رسالت جهانی آنها اعلام شده است. از جمله ابن قولویه از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:

«قُلْنَا لَهُ مَا مَعْنَى أُولِی الْعَزْمِ قَالَ بُعِثُوا إِلَى شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا جِنِّهَا وَ إِنْسِهَا.[10]»

یعنی چون آنها دارای تصمیم بزرگی چون گسترش دینشان به سراسر جهان بودند لذا به این تعبیر «اولواا لعزم» از آنان یاد شده است.

هر دو وجه نامگذاری هم می‌تواند صحیح باشد و با هم منافاتی ندارد.[11]

پی نوشت ها:

[1] - احقاف/35 ترجمه آیه از مرحوم فولادومند است.

[2] راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن - بیروت، چاپ: اول/565

[3] ابن اثیر جزرى، مبارك بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر - قم، چاپ: چهارم، 1367.ج3/231

[4] - الجامع لاحکام القرآن16/142- مجمع البیان9/163

[5] - همان

[6] - برای دیدن اقوال به تفاسیر معروف همچون مجمع البیان، الجامع لاحکام القرآن و... رجوع شود.

[7] - تفسیر تبیان9/287

[8] - الکافی1/175 تعبیر « علیهم دارت الرحی» تعبیر بسیار سنگینی است که دلالت بر نهایت منزلت این پیامبران الهی دارد.

شیخ صدوق در کتاب خصال در بابی که به عنوان اولوا العزم پنج نفرند، نگاشته است روایتی مشابه نقل می کند و نام همین پنج بزرگوار را ذکر می‌نماید.

[9] - الکافی2/17 باب الشرایع

[10] - کامل الزیارات/ الباب الثانی و السبعون ثواب زیارة الحسین‏ع فی النصف من شعبان، حدیث دوم

[11] - البته روایت اول با اینکه دارای سند معتبر است لکن دو نکته در مورد آن قابل تامل و بررسی است:

یکی اینکه پیامبر اول یعنی نوح که اولین شریعت را آورده، قصد منسوخ کردن شریعت قبل را نداشته است بنابراین چگونه در زمره اولوالعزم قرار گرفته است؟

دوم اینکه آنگونه که معروف است عیسی(علیه اسلام) شریعت جدیدی نیاورده است و در واقع همان شریعت موسی را تایید و یک سری مباحث اخلاقی به آن اضافه کرده است.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در یکشنبه پنجم مرداد 1393 ساعت 1:53 | لینک ثابت |

 
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش:جزییات برنامه آموزش و پرورش برای اجباری شدن مراکز پیش دبستانی
معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش از توسعه کمی و کیفی مراکز پیش دبستانی خبر داد و گفت: در حال حاضر به دلیل شرایط مختلف کشور و امکانات آموزش و پرورش این دوره اجباری نبوده اما با گستردگی امکانات آموزش و پرورش و فراهم آوردن زیرساختهای لازم، دوره پیش دبستانی را تا چند سال آینده اجباری می کنیم.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به نقل از خبرگزاری مهر، محمد دیمه ور اظهارکرد: توسعه پیش دبستانی به صورت کمی و کیفی با همکاری مراکز غیر دولتی در مناطق مختلف کشور برای سال تحصیلی آینده مورد تاکید قرار گرفته است.

وی افزود: پوشش پیش دبستانی در سال گذشته 36 درصد برای نوآموزان چهارساله و بالاتر بود اما ما درصدد هستیم که این پوشش را برای سال تحصیلی آینده به ویژه در مناطق محروم و عشایری، افزایش دهیم.

دیمه ور، تصریح کرد: دولت از طریق خرید خدمات آموزشی خدمات نیروهای رسمی آموزش و پرورش درصدد توسعه مراکز پیش دبستانی در مناطق محروم، عشایر و چندزبانه است.

وی درباره رایگان بودن مراکز پیش دبستانی در مناطق محروم عنوان کرد: هزینه ها با توجه به درصد محرومیت مناطق کاهش یافته و در روستاهایی که محرومیت بالایی دارند این دوره به صورت رایگان برگزار خواهد شد.

معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش با تاکید بر ضرورت افزایش کیفی و نظارت بیشتر در مراکز پیش دبستانی خاطر نشان کرد: از نگاه آموزش و پرورش پیش دبستانی یک دوره تربیتی است و باید فضاهای یادگیری برای کودکان به صورت مناسب ایجاد شود، همچنین نظارتها نیز باید جدی تر صورت گیرد تا دیگر شاهد وقوع مسائل و آسیب های اجتماعی نباشیم.

دیمه ور گفت: شیوه های آموزشی و رفتارهای مدیران و مربیان پیش دبستانی باید در ابعاد کیفی مورد بازنگری و نظارت بیشتر قرار گیرد.

وی در خصوص برنامه آموزش و پرورش برای اجرایی شدن این دوره در سال تحصیلی آینده تصریح کرد: براساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش دوره پیش دبستانی یک دوره رسمی است اما در تعلیم و تربیت اجباری نیست، به تدریج با گستردگی امکانات آموزش و پرورش و فراهم آوردن زیرساخت های لازم، تا چند سال آینده تعلیم و تربیت پیش دبستانی را اجباری می کنیم.

معاون وزیر آموزش و پرورش درخصوص کمبود مربیان پیش دبستانی و وضعیت شرایط استخدامی آنها خاطر نشان کرد: با توجه به آنکه این دوره با تکیه بر مراکز غیر دولتی راه اندازی شده است در حال حاضر با کمبود مربی مواجه نیستیم.

وی افزود: وضعیت استخدامی مربیان نیز با صدور مجوز از سوی دولت و برگزاری آزمون مشخص می شود، قطعا با توجه به کمبود معلم در مقطع ابتدایی، مربیان استخدام شده در مقطع ابتدایی به کار برده می شوند.

دیمه ور درباره ی مراکز پیش دبستانی که هنوز مجوزهای خود را از آموزش و پرورش نگرفته اند گفت: این مراکز تا پایان تابستان برای دریافت مجوز مهلت دارند، قطعا از شروع سال تحصیلی جدید با مراکزی که فاقد مجوز از این وزارتخانه باشند براساس قانون عمل خواهیم کرد و اجازه فعالیت به آنها داده نمی شود.

معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش همچنین از تصویب آیین نامه کلاسهای چند پایه در شورای عالی آموزش و پرورش خبر داد و گفت: اقدامات کیفی بخشی برای کلاسهای چند پایه انجام می شود که در حال حاضر مشغول تدوین شیوه نامه اجرایی آن هستیم.

وی اظهارکرد: در مناطق روستایی برگزاری کلاسهای چند پایه رایج است که ما درصدد هستیم این کلاسها حداقل در سه پایه و 15 دانش آموز برگزار شود. شیوه نامه اجرایی آن تا دو هفته آینده نهایی و به استانها ابلاغ می شود.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در شنبه چهارم مرداد 1393 ساعت 21:57 | لینک ثابت |
به‌طور كلى خوشبين‌ها حوادث منفى را موقتى می‌دانند و اجازه نمی‌دهند اين رويدادها بر نگرش كلى آنها به خويشتن و جهان تاثير بگذارد. اما بدبين‌ها برعكس اين حوادث را در درون خود می‌ريزند و غالبا خود را مقصر می‌دانند و وضعيت‌هاى منفى را هميشگى می‌پندارند

نتايج يك مطالعه درازمدت نشان می‌دهد افراد خوشبين نسبت به كسانى كه بدبين هستند عمر طولانی‌ترى دارند.

به گزارش خبرگزارى رويترز از نيويورك، بررسى ‪ ۷‬هزار بزرگسال به مدت ‪ ۴۰‬سال نشان می‌دهد كسانى كه در جوانى خوش بين بوده‌اند كمتر از همسالان بدبين خود با خطر مرگ طى ‪ ۴۰‬سال بعد روبرو هستند.

بطور متوسط احتمال مرگ و مير در بدبين‌ترين افراد ‪ ۴۲‬درصد بيشتر از خوشبين‌ترين افراد است.

اين يافته‌ها مويد تحقيقات قبلى در مورد ارتباط سلامت و عوامل شخصيتى است. يك تحقيق خوش‌بينى را با عمر طولانى مرتبط شناخته و تحقيق ديگرى بر روى سالمندان نشان داده است كه احتمال مرگ كسانى كه به آينده ديد مثبت دارند كمتر از افرادى است كه ديد منفى به آينده دارند.

اين محققان به سرپرستى دكتر «به‌ورلى برامت» از مركز پزشكى دانشگاه «دوك» در دورهام واقع در كاروليناى شمالى می‌گويند شمارى از عوامل می‌تواند اين ارتباط را توضيح دهد.

بطور مثال خوش‌بين‌ها كمتر از بدبين‌ها به افسردگى دچار می‌شوند كه اين امر بر سلامت آنها تاثير می‌گذارد. همچنين اين افراد عادات سالمترى دارند و به رژيم غذايى و ورزش اهميت بيشترى می‌دهند.

اين يافته‌ها حاصل بررسى ‪ ۶‬هزار و ‪ ۹۵۸‬زن و مرد به مدت ‪ ۴۰‬سال است كه در اواسط دهه ‪ ۱۹۶۰‬وارد دانشگاه كاروليناى شمالى در چپل هيل شدند. در آن زمان از اين افراد يك آزمون استاندارد شخصيت انجام گرفته شد و از نظر بدبينى يا خوش‌بينى ارزيابى شدند.

به‌طور كلى خوشبين‌ها حوادث منفى را موقتى می‌دانند و اجازه نمی‌دهند اين رويدادها بر نگرش كلى آنها به خويشتن و جهان تاثير بگذارد. اما بدبين‌ها برعكس اين حوادث را در درون خود می‌ريزند و غالبا خود را مقصر می‌دانند و وضعيت‌هاى منفى را هميشگى می‌پندارند.

در اين مطالعه هزار و ‪ ۶۳۰‬بدبين و و ‪ ۹۲۳‬خوشبين بودند. بيشتر افراد بين دو قطب خوش‌بينى يا بدبينى محض قرار داشتند.

اگر بدبينى يك عامل خطر در بروز مرگ زودرس باشد، اين سوال مطرح می‌شود كه آيا بدبينى قابل اصلاح است؟

تغيير ساختار اوليه شخصيت افراد دشوار است با اين حال جنبه‌هاى شخصيتى بسيارى وجود دارد كه چنانچه انگيزه آن وجود داشته باشد تاحدودى قابل اصلاح است.

به‌طور مثال كسانى كه عصبانى مزاج هستند و اين ويژگى شخصيتى را كه با بيمارى قلبى و زودرس مرتبط است دارند، می‌توانند با كمك درمان‌هايى در زمينه مهار خشم، خود را اصلاح كنند.

در آن سوى ديگر اين طيف افراد می‌كوشند خوشبينى را وارد زندگى خود كنند. بطور مثال مديتيشن عواطف مثبت را تقويت می‌كند.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 20:33 | لینک ثابت |
در این مقاله سعی بر آن داریم که با معرفی چند گیاه دارویی که به طور عمومی به تقویت کبد کمک می‌کنند بپردازیم.

کبد عضوی است که امروزه توجه بسیاری از دانشمندان را معطوف خود کرده است و دلیل آن شیوع بیماری‌های کبدی در جوامع امروزی است. بیماری‌هایی که شاید نام آن‌ها نتوانند به اندازه نام سرطان‌ها ترس را در وجود انسان بیندازند اما در پاره‌ای مواقع عملکردی بسیار ویرانگرتر از سرطان‌ها دارند. از مهم‌ترین و رایج‌ترین بیماری‌های کبدی می‌توانیم به انواع هپاتیت، نارسایی‌ها و اختلالات کبدی و همچنین قولنج‌های کبدی اشاره کنیم. در این مقاله سعی بر آن داریم که با معرفی چند گیاه دارویی که به طور عمومی به تقویت کبد کمک می‌کنند بپردازیم.

خار مریم

گیاه ماریتیغال یا خار مریم

بی‌شک هیچ گیاهی به اندازه گیاه خار مریم نتوانسته است نظر متخصصین طب سنتی و گیاهان دارویی را در رابطه با درمان بیماری‌های کبدی به خود جلب کند. بدون شک همه ما در اواخر بهار، در کنار جاده‌ها و صحراها گیاه خاردار بسیار زیبایی را دیده‌ایم که سرشاخه‌های گرد تیغ‌دار سبز آن مزین به گلی است که به صورت یک کلاه بنفش خوش‌رنگ و زیبا روی آن قرار گرفته است و کاملا در بین گیاهان دیگر صحرا جلوه‌گری می‌کند. گاهی بعضی از دشت‌ها یک پارچه پوشیده از این گیاه زیبا می‌شوند. این گیاه متعلق به خانواده آفتابگردان (compositae) است. استفاده دارویی از این گیاه در دوران معاصر به سال 1968 بر می‌گردد. هنگامی که برای نخستین بار فلاونوئیدهای اصلی ماریتیغال (از جمله سیلیبین، سیلی کریستین و سیلی دیانین) شناسایی شده و در مجموع بنام سیلیمارین معرفی شدند. بیشترین میزان سیلیمارین در دانه‌های رسیده این گیاه وجود دارد. از موارد مصرف این گیاه می‌توان به کمک به بهبود هپاتیت A, B و C، خواص ضد سرطانی و آنتی‌اکسیدانی این گیاه، جلوگیری از تشکیل سنگ صفرا و کمک به بهبود سوءهاضمه اشاره کرد.

از مهم‌ترین اثرات مفید کاسنی، حفاظت کبد در برابر سموم کبدی است و این اثر

با ماده‌ای به نام تتراکلروکربن به اثبات رسیده است

امروزه عصاره و قرص این گیاه توسط شرکت‌های مختلف دارویی تهیه شده است و در داروخانه‌ها عرضه می‌گردد. بهترین و ایمن‌ترین روش مصرف این گیاه، استفاده از عصاره و قرص این گیاه می‌باشد. تاکنون منع مصرف خاصی در استفاده از این گیاه شناخته نشده است و عوارض جانبی نیز دیده نشده است و فقط یک اثر ملین ملایم همراه با مصرف داروهای مربوطه دیده می‌شود. درباره اثر آن در دوران بارداری و شیردهی تا کنون گزارش خاصی دریافت نشده است اما بهتر است افرادی که به گیاهان خانواده کاسنی حساسیت نشان می‌دهند از مصرف این گیاه پرهیز کنند.

توصیه‌ها و نسخه‌های کوتاه

* جهت تقویت کبد از خوردن اسفناج و چربی‌ها پرهیز کنید.

* خوراکی‌هایی که کبد را تقویت می‌کنند شامل این موارد می‌باشند: آب کدو، آب خرفه، آب انار، آب خیار، آب کاسنی تازه، لعاب اسفرزه، شربت لیمو، شربت سکنجبین، سکنجبین به‌لیمو، شیره چهارتخمه، روغن زیتون، به شیرین و خام، زیره سیاه، آب دمکرده رقیق شاهتره، آب دمکرده بادرنجبویه، آب دمکرده سنبل الطیب، ترنجبین، ماءالشعیر، شربت غوره، آب عناب، آب زرشک و.....

* جهت تقویت کبد تباشیر هندی، گل محمدی (از هر کدام 5 مثقال)، تخم کاسنی، تخم خرفه (از هر کدام 3 مثقال)، ریوند چینی و تخم کرفس (از هر کدام 2 مثقال)، همه را مخلوط کنید و بجوشانید. آب آن را کمی صاف کنید و مقداری چهارتخمه (تخم خیار، تخم گرمک، تخم هندوانه و تخم کدو) کوبیده شده را به آن اضافه کنید و هر صبح قبل از صبحانه مقداری از آن را میل نمایید.

* جهت تقویت کبد تباشیر هندی کوبیده شده، آب جوشانده ریشه کاسنی، لعاب اسفرزه و سکنجبین را مخلوط کنید و شب قبل از خواب میل نمایید. در صورتی که یک فرد سرد مزاج می‌باشید نارسایی کبد در شما دارای علائمی مانند گرفتگی رنگ چهره، سفیدی رنگ زبان و لب‌ها، کم رنگ بودن ادرار، کم بودن مدفوع و سفیدی رنگ آن و کمی احساس عطش می‌باشد. شما می‌توانید هر صبح و عصر 5 گرم رازیانه را با 5 گرم تاج ریزی بجوشانید، بعد آن را صاف کرده و با مقداری گل قند عسلی مخلوط کرده و بخورید. در صورتی که یک فرد گرم مزاج می‌باشید برای درمان نارسایی کبد بهترین کار این است که ابتدا مقداری خون کم کنید، دوم با جوشانده هلیله و مغز فلوس عمل پاک‌سازی را انجام دهید و در گام سوم هر روز 20 گرم عناب نیمکوب شده را بجوشانید، بعد آن را صاف و با سکنجبین مخلوط کنید و بخورید.

کاسنی

کاسنی

کشت و کار این گیاه از دوران باستان جهت مصرف برگ آن برای سالاد انجام می‌شده است. برگ این گیاه به همراه سرکه و یا روغن‌های مختلف به عنوان سالاد همراه غذا مصرف می‌شده است. در سال‌های دور در اروپا از دم کرده ریشه این گیاه به عنوان جایگزینی برای قهوه استفاده می‌شده است. هر چند که قدمت کاربرد دارویی این گیاه بسیار طولانی است اما به طور کلی این گیاه پیش از این که به عنوان یک گیاه باارزش دارویی بالا مطرح گردد به عنوان یک گیاه خوردنی و غذایی مطرح بوده است.

این گیاه طبیعت سرد و تر دارد. بخش‌های قابل‌استفاده از این گیاه گل‌ها، برگ‌ها، ریشه و بذر گیاه هستند. برگ‌های این گیاه تا حدودی تلخ‌مزه هستند که این مزه تلخ در زمان گل دادن گیاه افزایش می‌یابد. معمولاً با عملیات ویژه‌ای مانند پوشاندن برگ‌ها به وسیله کاغذهای ویژه و ایجاد مانع برای رسیدن نور به برگ‌ها اسباب سفید شدن برگ گیاه و کاهش مزه تلخ برگ‌ها را فراهم می‌کنند اما باید به این مسئله نیز توجه کرد درحالی‌که مزه تلخ برگ‌ها کاهش می‌یابد میزان ویتامین‌ها و مواد معدنی برگ‌ها نیز کاهش می‌یابد. در هر 100 گرم برگ خشک این گیاه 290 کالری انرژی، 6/24 گرم پروتئین، 9/2 گرم چربی، 4/59 گرم کربوهیدرات، 13 گرم فیبر و 13 گرم خاکستر وجود دارد. مواد معدنی این گیاه شامل کلسیم، فسفر، آهن، منیزیم، سدیم، پتاسیم و روی می‌باشند. همچنین ویتامین‌های این گیاه شامل ویتامین A، تیامین (B1)، ریبوفلاوین (B2)، نیاسین و B6 می‌باشند. این گیاه دارای ارزش درمانی و دارویی بالایی به خصوص برای کبد و دستگاه گوارش می‌باشد و همین ویژگی باعث شده است که امروزه دارای جایی ثابت در رژیم‌های دارویی و غذایی داشته باشد.

جهت تقویت کبد تباشیر هندی کوبیده شده، آب جوشانده ریشه کاسنی، لعاب

اسفرزه و سکنجبین را مخلوط کنید و شب قبل از خواب میل نمایید

ریشه و برگ گیاه دارای خاصیت اشتهاآور، ادرارآور، ملین، کمک‌کننده به هضم غذا، کاهنده قند خون و مقوی است. ثابت شده است که عصاره ریشه این گیاه دارای اثرات درمانی بسیار مفیدی برای درمان یرقان، نقرس و روماتیسم می‌باشد. ترکیبات محلول در آب کاسنی، خاصیت مسکن دارند و بعضی از قندهای موجود در آن دارای خاصیت افرایش میکروب مفید و کاهش باکتری بیماری در روده می‌باشند. مطالعات و تحقیقات جدید بر روی خواص درمانی این گیاه نشان می‌دهد که برخی ترکیبات موجود در کاسنی، در مشکلاتی از جمله یبوست، اسهال‌های میکروبی، سرطان و بیماری‌های قلبی- عروقی، می‌توانند موثر باشد. از مهم‌ترین اثرات مفید کاسنی، حفاظت کبد در برابر سموم کبدی است و این اثر با ماده‌ای به نام تتراکلروکربن به اثبات رسیده است. ابن‌سینا پزشک بزرگ مسلمان در مورد گیاه کاسنی و خواص آن گفته است که کاسنی برطرف‌کننده تشنگی مفرط، مدر صفرا، تب‌بر، مۆثر در درمان دیفتری، تصفیه خون و برای درمان بیماری‌های پوستی مفید است. گیاه کاسنی، مانند سایر گیاهان ممکن است، عوارض محدودی ایجاد کند که مصرف آن می‌تواند در مواقعی موجب بروز حساسیت‌های پوستی و ایجاد درماتیت و این واکنش‌های پوستی مربوط به ترکیبات لاکتونی موجود در کاسنی شود.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 19:6 | لینک ثابت |

چندی پیش چاپ نهم کتاب «پاسخ به پرسش‌های جوانان» نوشته «حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا» از سوی انتشارات سبط اکبر (ع) منتشر شد که در ذیل بخش‌هایی از این کتاب را که درباره امام زمان (عج) به نگارش درآمده است را می‌خوانید


کتاب «پاسخ به پرسش‌های جوانان

احدی جز ذات اقدس خداوند نمی‌داند

آیا احتمال ظهور امام زمان (عج) در زمان ما وجود دارد؟

درباره اصل ظهور آن حضرت ما امید داریم و انتظارش طبق روایات متعدد از بهترین اعمال می‌باشد. همان طوری که انسان خود را برای مهمانی از جهت آراستن منزل و غذا آماده می‌سازد، همچنین برای امام عزیز و بزرگواری مانند آقا امام زمان (عج) باید انسان خود را آماده سازد. انتظار با بی‌حالی و سستی و راحتی طلبی و گوشه‌ای نشستن و فقط اشک ریختن جور نمی‌آید. همان گونه که عاشق مهمان بودن با تمیز نکردن منزل و غذا درست نکردن نمی‌سازد.

اما در این عصر چه زمانی حضرت بقیةالله ظهور می‌نماید، احدی جز ذات اقدس خداوند نمی‌داند. حتی در بعضی از روایات وقت ظهور برای خود آن حضرت هم روشن نیست. ما وظیفه داریم زمینه را با عمل صالح و توجه به سخنان علماء ربانی و مراجع تقلید و رهبر فرزانه و عزیزمان فراهم سازیم.

با توجه به علاقه و محبتی که مردم به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج) دارند، امکان دارد افراد شیادی برای اغراض فاسد خود مانند: کسب مال و شهرت، مردم را فریب دهند و ادعای دیدن آن حضرت را نمایند و یا وقت ظهور را تعیین کنند. باید دانست این گونه افراد دروغ نمی‌گویند.

لذا خود حضرت مهدی (عج) فرمود:

«و اما ظهور الفرج فانه الی الله و کذب الوقاتون»

و اما درباره وقت ظهور من، آن را فقط خداوند بزرگ می‌داند و کسانی که وقت ظهورم را معین کنند، دروغ می‌گویند.

* برای ظهور حضرت نباید دست روی دست گذاشت، تا فساد تمام دنیا را فراگیرد

در بخشی دیگر این سوال مطرح است که وضع فرهنگی مردم دنیا پیش از ظهور، چگونه خواهد بود؟

در این باره، احادیث متعددی از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) وارد شده که بیان تمامی آنها کتاب مستقلی را می‌طلبد و ما برخی از آنها را ذکر می‌کنیم و پیش از آن، یادآوری دو نکته را خالی از فایده نمی‌دانیم:

نکته اول: این روایات تأیید کننده سخن کسانی نیست که می‌گویند باید برای ظهور حضرت (عجل الله فرجه) دست روی دست گذاشت، تا تمام دنیا را فساد فراگیرد، زیرا این عقیده با عقل و شرع مقدس مخالف بوده و در جای خود بطلانش اثبات شده است.

نکته دوم: این روایات که وضع دنیا را قبل از ظهور امام زمان (عج) ترسیم می‌کند، ضمن هشدار بودن آنها، وظیفه فردی و اجتماعی مردم را نیز سنگین‌تر می‌نماید. آنان باید از یک سوی زمینه ظهور آن حضرت (عجل الله فرجه) را فراهم کنند، و از سوی دیگر مواظبت نمایند در دام آلودگی‌هایی که در آخرالزمان ظاهر می‌شود، نیفتند. اکنون به آن روایات توجه فرمایید:

* مسائل معنوی:

رسول خدا (ص) فرمود:

1_«اِضاعَةَ الصَلاةَ»

نماز (و مسائل معنوی) رها می‌شود و به آن توجه نخواهد شد.

2_لا یَعْبُدوُنَ اِلا فی شَهْرِ رَمَضانَ

بیشتر مردم جز در ماه رمضان، عبادت نمی‌کنند.

3_«اِتَباعَ الشَهَواتِ»

از شهوت (و گناهان) و هوای نفس پیروی می‌شود.

4_«بَیْعُ الدینِ بِالدُنْیا»

مردم دین‌شان را به دنیا می‌فروشند.

5_«اَلصابِرُ مِنهُمْ عَلی دینِهِ کَالْقابِضِ عَلَی الْجَمْرَةِ»

در دوره آخرالزمان (آن قدر فساد زیاد خواهد شد و ایمان مردم ضعیف می‌شود که) اگر کسی بخواهد دینش را حفظ نماید، مانند کسی است که بخواهد یک تکه آتش را در دست خویش نگه دارد.

* مسئولان و اداره کشور:

6_«اُمَراءُ جَوْرَةُ»

فرماندهان و زمامداران از ظالمان قرار خواهند گرفت.

7_«وُزَراءُ فَسَقَةُ»

وزیران و مسئولان (رده بالای کشورهای دنیا) از انسان‌های فاسق و گناهکار خواهند بود.

8_امام صادق (ع) فرمود:

«یَحْکُمُ الدٌوْلَةَ الْخُصْیانُ النِسْوانُ»

در دوره آخرالزمان دولت و اداره کشور به دست انسان‌های نامرد و زنان می‌افتد.

9_و نیز فرمود:

«اَحْدَثَ الْامارَةَ الشٌبانُ وَ الصِبْیانُ»

حکومت‌ها به دست جوانان و کودکان ایجاد می‌گردد. (یعنی کسانی در ایجاد حکومت‌ها و روی کار آمدن دولت‌ها نقش دارند از نظر فکری دارای تدبیر و اندیشه مستحکم نمی‌باشند، و احساسات و عواطف آنها بر نیروی عقل غلبه دارد)

* معروف و منکر:

10_«یَکُونُ الْمُنْکَرُ مَعْروُفاً وَ الْمَعْروُفُ مُنْکَراً»

کارهای خوب زشت، و کارهای زشت خوب شمرده می‌شود.

* پدر و مادر:

11_«یَجْفُوا الرَجُلُ و الِدَیْهِ وَ یَبُرُ صَدیقَهُ»

مردم به پدر و مادرشان ظلم و ستم می‌نمایند، در حالی که نسبت به دوستان‌شان نیکی و محبت می‌کنند.

12_«اَطاعَ الرَجُلُ زَوْجَتَهُ وَ عَقٌ اُمٌهُ»

مرد از همسرش اطاعت می‌کند، در حالی که مادرش را آزار می‌دهد.

* رباخواری

«یَظْهَرُ الرِبا»

رباخواری در جامعه ظاهر و علنی می‌گردد.

در دوره آخرالزمان (آن قدر فساد زیاد خواهد شد و ایمان مردم ضعیف می‌شود که) اگر کسی بخواهد دینش را حفظ نماید، مانند کسی است که بخواهد یک تکه آتش را در دست خویش نگه دارد.

* حفظ حرمت بزرگترها:

«لا یَرْحَمُونَ صَغیراً وَ لا یُوَقِروُنَ کَبیراً»

در آن زمان نه به کودکان رحم می‌کنند و نه به بزرگترها احترام می‌گذارند.

* باطن مردم:

«جُثَتُهُمْ جُثَةُ اْلادَمِیینَ وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشٌیاطینِ»

در آن عصر، بسیاری از مردم بدن‌هایشان مانند بدن آدم است، ولی دل‌هایشان دل‌های شیاطین می‌باشد.

* لباس و پوشیدن و ظاهر مردان:

«تُحَلٌی ذُکُورَ اُمَتی بِالذَهَبِ»

در آن دوره، مردان امت من خود را با طلا (که زینت زنان است) زینت می‌کنند.

«یَلْبِسُونَ الْحَریرَ وَ الدٌیباجَ»

در دوره آخر الزمان، مردان لباس‌های حریر و ابریشم می‌پوشند.

«یَتٌخِذُونَ جُلُودَ النُمُورِ صفاقاً»

مردم از پوست پلنگ (و حیوانات حرام گوشت) برای خود لباس تهیه می‌کنند.

* طلاق:

«یُکْثَرُ الطٌلاقُ»

طلاق زیاد می‌شود.

* حدود الهی:

«فَلا یُقامُ لِلهِ حَدُ»

حدود الهی درباره مجرمان جاری نمی‌شود.

* موسیقی:

«تَظْهَرُ الْقَیْناتُ وَ الْمَعارِفُ»

در آن زمان، زنان خواننده علناً خوانندگی می‌کنند و آلات موسیقی و نوازندگی آشکار می‌شود.

* ارزش انسان:

«یَکُونُ الْمومِنُ فی ذلِکَ الزٌمانُ اَذٌلُ مِنَ الْاُمٌةِ»

انسان مومن از همه مردم خوارتر است (و همه به چشم حقارت به او می‌نگرند در حالی که انسان‌های آلوده از احترام بالایی برخوردارند).

* عاقبت مردم:

«اِذا اِنْتَهَکَتِ الْمَحارِمُ وَ اکْتَسَبَتِ الْمَاثِمُ. وَ سَلَطَ الاَشْرارُ عَلَی الاَخْیارِ»

پرده‌های حرمت و حیا دریده می‌شود و گناهان زیاد می‌گردد و به دنبال بی‌حیایی و گناهان زیاد، اشرار و انسان‌های شرور (به خاطر سکوت خوبان) بر نیکوکاران مسلط خواهند شد.

* تجمل گرایی:

«یَتَباهُونَ فِی‌اللِباسِ»

مردم چنان گرفتار تجملات می‌شوند که با انواع لباس‌ها بر یکدیگر فخر می‌فروشند و شخصیت را در ظاهر و لباس می‌دانند.

* زیاد شدن سکته:

«اَنْ یَفْشُوا الْفالِجُ وَ مُوتُ الْفُجْاَةِ»

در آن زمان سکته و مرگ‌های ناگهانی فراوان می‌شود.

* وضع زنان:

«یُذْهَبُ الْحَیاءُ مِنَ الصِبْیانِ وَ النِساءِ»

حیاء (عفت و پاکدامنی) از کودکان و زنان می‌رود.

«وَ نِساءُ کاسِیاتُ عارِیاتُ ... مُمیلاتُ مائِلاتُ. رُوُسُهُنَ کَاَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْمائِلَةِ لا یَدْخُلْنَ الْجَنٌةَ وَ لاْ یَجِدْنَ ریحَها»

زنان با این که پوشیده‌اند، اما برهنه و عریانند (بد حجاب‌اند) برای فریب دادن مردان، خود را آرایش و زینت می‌کنند و مانند کوهان شتر، موهای خود را بیرون می‌گذراند. این زنان نه داخل بهشت خواهند شد و نه بوی بهشت به مشامشان خواهد رسید.

* نوجوانان

«صِبْیانُهُمْ عارِمُ»

فرزندان و کودکان از نظر اخلاقی و روحی بسیار بد و مشکل‌دار هستند.

* تأثیر برهنگی زنان و کم‌فروشی در کاهش باران و خشکسالی و قطع نعمت‌های پروردگار

شرایط اقتصادی مردم قبل و بعد از ظهور امام زمان (عج) چگونه است؟

از آیات و روایات فراوانی به دست می‌آید که عمل صالح و تقوی سبب نزول باران و رحمت‌الهی و زیاد شدن انواع برکات مادی و معنوی در جامعه می‌شود. و گناه و ظلم، مانند بی‌بند و باری و رواج موسیقی و برهنگی زنان و کم‌فروشی و ... باعث کم شدن باران و خشکسالی و قطع نعمت‌های پروردگار می‌گردد و در زمان حضرت حجت (ع) چون عدالت برقرار می‌شود و گناه و آلودگی از بین می‌رود و تقوا و پاکدامنی بر جامعه حاکم می‌شود، برکات الهی از زمین و آسمان بر مردم نازل می‌گردد.

حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«وَلَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا لَاَنْزَلَتِ السَماءُ قَطْرَها وَ لَاَخْرَجَتِ الَارْضُ نَباتَها»

هنگامی که امام زمان (عج) قیام کند، آسمان باران رحمتش را نازل می‌کند و زمین خیر و برکاتش را بیرون می‌ریزد.

انتشارات «سبط اکبر (ع)» کتاب «پاسخ به پرسش‌های جوانان» نوشته «حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا» را در 768 صفحه و با قیمت 25000 تومان برای نهمین مرتبه تجدید چاپ و روانه بازار نشر کرده است.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 3:46 | لینک ثابت |

حکم افطار، در حین شروع اذان!

احکام

نه چیز روزه را باطل می کند: 1. خوردن و آشامیدن؛ 2. جماں 3. استمناء؛ 4. دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم؛ 5. رساندن غبار غلیظ به حلق؛ 6. فرو بدن تمام سر در آب؛ 7. باقیماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح؛ 8. اماله کردن با چیزهای روان؛ 9. قی کردن

. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 925، م 1572)


سوال: آیا اگر در دهان خونی ایجاد شود، روزه‌ باطل می‌شود؟

چنانچه خون دهان عمداً از گلو پایین نرود، روزه باطل نمی‌شود. (تبریزى، جواد، استفتاءات جدید، ج‌2، ص 132) ولی اگر خون را عمداً فرو دهد، روزه‌ باطل است و فرقى نمی‌کند که در فرو بردن آن ضرورتی باشد یا خیر. بلى، در صورتی‌که ضرورت ایجاب کند، کفّاره ندارد. (بهجت، محمد تقى ، استفتاءات، ج‌2، ص 345، ، دفتر حضرت آیة الله بهجت ره)

البته اگر خون در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و هم چنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحت روزه ضرر نمى‌زند. (خامنه‌اى، سید على، أجوبة الاستفتاءات، ص 159؛ امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج‌1، ص 975)

سوال: چیزهائی که روزه را باطل می کنند کدامند؟

جواب: نه چیز روزه را باطل می کند: 1. خوردن و آشامیدن؛ 2. جماں 3. استمناء؛ 4. دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر _ صلی الله علیه و آله و سلم _ ؛ 5. رساندن غبار غلیظ به حلق؛ 6. فرو بدن تمام سر در آب؛ 7. باقیماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح؛ 8. اماله کردن با چیزهای روان؛ 9. قی کردن. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 925، م 1572)

سوال: اگر در حمام سرمان را یک دفعه زیر دوش ببریم آیا روزه ما باطل است؟

جواب: زیر دوش گرفتن سر، روزه را باطل نمی کند. (استفتائات رهبری، ج1، ص 230، س 1783)

سوال: آیا کسی که عمدا روزه را بشکند چه حکمی دارد؟

جواب: حرام است و کفاره هم دارد و کفارة آن 60 روز روزه و یا 60 فقیر را اطعام کردن یا یک بنده آزاد کردن است. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 959، و ص 964، م 1653 و 1660)

سوال: آیا افطار نمودن در حین شروع اذان و گفتن الله اکبر جایز است یا باید اذان تمام شود و بعد افطار نمود؟

جواب: ملاک برای افطار مغرب شرعی است و آن هنگامی است که سرخی طرف مشرق از بالای سر بگذرد، بنابراین اگر با اذان یقین کند که وقت داخل شده است افطار جایز است. و الا باید چند دقیقه صبر کند تا یقین به دخول وقت حاصل شود. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 970)

سوال: اگر کسی که در هنگام روزه حواسش نبود و ناگهان مقداری غذا خورد و هنگام جویدن غذا یادش آمد که روزه است باید غذایش را بیرون آورد یا قورت دهد؟

جواب: باید فورا غذا را از دهان خارج نماید. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 958، س 1650)

چند سوال از محضر مبارک آیة الله مکارم شیرازی دام ظله:

سوال: آیا بر مادرى که بچّه شیر مى دهد، روزه واجب است؟

زنانى که بچّه شیر مى دهند خواه مادر بچّه باشند یا دایه، اگر روزه گرفتن باعث کمى شیر آنها و ناراحتى بچّه مى شود روزه بر آنها واجب نیست، ولى براى هر روز کفّاره (یک مدّ طعام) واجب است، بعداً نیز باید روزه را قضا کنند; امّا اگر روزه براى خودشان ضرر داشته باشد کفّاره لازم نیست، ولى بعداً روزه هایى را که نگرفته اند قضا نمایند.

سوال: اگر انسان نذر کند که روز معینی روزه بگیرد چنانچه عمدا روزه نگیرد یا روزه اش را باطل کند آیا علاوه بر کفاره باید قضای آن را هم بگیرد؟

بله باید قضای آن را هم بگیرد بنابراحتیاط واجب.

سوال: در ماه رمضان امسال فرزندم 18 ماهه بود و با شیر مادر تغذیه می کرد. من بعضی روزها را به دلیل بیدار شدن فرزندم در سحرها یا خواب ماندن نتوانستم سحری بخورم و آن روزها را روزه نگرفتم می خواستم بدانم آیا اگر روزه ها را قضا کنم کافی ایست یا باید کفاره هم بدهم؟

هم قضای آن روز را به جا آورید و هم برای هر روز یک مسکین را سیر کنید.

و دو استفتاء از آیة الله وحید خراسانی دام ظله:

سوال: اگر روزه دار روزه خود را با کار حرامی باطل کند کفاره آن چیست؟

اگر به چیز حرامی روزه خود را باطل کند (چه آن چیز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، یا به جهتی حرام شده باشد مثل نزدیکی کردن با عیال خود در حال حیض) بنابر احتیاط، کفاره جمع بر او واجب می شود، یعنی باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند، یا به هرکدام آنها یک مدّ طعام بدهد، و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها که ممکن باشد واجب است انجام دهد، و بنابر احتیاط واجب استغفار هم بنماید.

سوال: اینجانب ناراحتی شدید معده دارم و به گفته دكتر متخصّص حق گرفتن روزه ندارم، آیا در این صورت هم روزه بر من واجب است و ترک آن گناه می‌باشد؟

روزه بر شما در صورتی که از گفته دکتر اطمینان پیدا می کنید و یا ترس ضرر مهم داشته باشید که منشاء این ترس عقلائی باشد، واجب نیست و گناهی بر شما نمی باشد و نزد خداوند متعال معذورید.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 3:39 | لینک ثابت |

تسبیحات حضرت زهرا (س)

تسبیحات حضرت زهرا (س)

روزی حضرت فاطمه زهرا (س) نزد رسول خدا رفت و تقاضای خدمت کاری کرد. پیامبر در پاسخ او فرمود: به جای خادم، هدیه ای به تو می دهم که از همه دنیا ارزشمندتر باشد. هنگامی که برای خواب آماده شدی، سی و چهار مرتبه «اللّه اکبر» و سی و سه بار «الحمدللّه » و سی و سه مرتبه «سبحان اللّه » بگو.

از آن روز فاطمه همیشه این ذکر را تکرار می کرد و این ذکر به نام «تسبیحاتِ حضرت زهرا (س) » شهرت یافت. تأثیر این ذکر بدان پایه است که امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند در حمد و ستایش، به چیزی برتر از تسبیح فاطمه (س) عبادت نشده است.

در كتاب قرب الاسناد از امام صادق علیه السلام آمده است :

ما به فرزندان و كودكان خود امر مى كنیم تسبیحات فاطمه زهرا (س) را بخوانند همانگونه كه آنان را امر به نماز مى كنیم تو نیز (خطاب به اباهارون ) خود را بر این امر وادار كن كه هر بنده اى آن را نخواند به بدبختى مى افتد.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 3:26 | لینک ثابت |

انا انزلناه فی لیلة القدر

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن

چرا رمضان مهربان و کریم ما، بهار قرآن است؟ اگر فقط آیاتی چند یا حتی فقط یک سوره در این ماه نازل شده بود، آیا باز هم رمضان فصل بهار قرآن بود؟

بهار همان فصلی است که همه‌ی لطافت‌ها در آن غوغا می‌کنند. سرزندگی و حیات می‌خروشد؛ پس ظاهر آن است که باید در این ماه، تمام این کتاب دوست‌داشتنی بر قلب آخرین و برترین سفیر الهی وزیده باشد تا رمضان را بهاری کرده باشد.

اما چگونه؟ مگر وحی الهی در دوران 23 ساله‌ی نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) جاری نبود؟ آیا قرآن چند بار نازل شده است؟


خود قرآن در این باره چه می‌گوید؟ بخوانید.

در جای جای تاریخ اسلام و در سیره‌ی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌بینیم که متناسب با حادثه‌های گوناگون، آیاتی نازل می‌شود و هدایت پروردگار را به ارمغان می‌آورد و راه را به امت اسلام نشان می‌دهد.

مفسرین قرآن کریم نیز ذیل آیات مربوط، شرح آن وقایع را تحت عنوان "شأن نزول" بیان می‌کنند. با خواندن شأن نزول آیات، کاملاً ملموس است که قرآن و رهنمودهایش ارتباط و آمیختگی شگفتی با متن زندگی مردم دارد.

در جریان اتفاقاتی که کاملاً معمولی به نظر می‌رسند، وحی الهی نازل شده و تکلیف مسلمین را بیان می‌کند.

مثلاً در پی ماجرایی که برای "اوس بن صامت" و همسرش رخ داد، آیات ابتدایی سوره مجادله نازل شد و در برابر ظهار (نوعی طلاق بی‌بازگشت در دوران جاهلیت) حکم اسلام را اعلام فرمود.[1]

حتی آن‌جا که لازم باشد، قرآن از نیت‌های در دل ‌پنهان امت اسلام پرده برمی‌دارد تا ناخالصی‌های وجودشان را غربال کند یا حقیقتی را برایشان روشن کند چنان‌که غرور نابجای لشگر اسلام در جنگ حنین را در سوره توبه به رخ آنان کشید.[2]

پس در طول 23 سال دوران رسالت و نبوت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)- 13 سال در مکه و 10 سال در مدینه- آیات قرآن به تدریج افزوده می‌شد و در اختیار امت پیامبر قرار می‌گرفت .

محتوای قرآن محتوایی است که ارتباط و پیوند با حوادث مختلف زندگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان در طول این 23 سال دارد که اگر از آن بریده شود، نامفهوم خواهد بود. این روال نزول قرآن کریم را "نزول تدریجی" نام نهاده‌اند.

اما همان‌طور که اشاره شد، آیاتی هم هستند که بر نزول یکباره‌ی قرآن دلالت دارند. یعنی کل آیات قرآن یک ‌جا و در یک شب بر قلب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرود آمده است:

"إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ"[3] ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم. "ضمیر در "انزلناه" به قرآن برمی‌گردد؛ و ظاهرش این است که می‌خواهد بفرماید همه‌ی قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضی از آیات آن را."[4]

"تنزیل" معمولا در مواردی گفته می‌شود که چیزی تدریجا نازل شود و به صورت پراکنده و تدریجی؛ اما "انزال" مفهوم وسیعی دارد که هم نزول تدریجی را شامل می‌شود و هم نزول دفعی را

" حم وَالْكِتَابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ " [5]سوگند به این کتاب روشنگر. ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم.

در این آیه به کل کتاب سوگند می‌خورد پس انزال آن در این شب مبارک، کامل و یکپارچه بوده است.[6] یا در سوره بقره می‌خوانیم: "شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ" [7] ماه رمضان؛ ماهی که قرآن در آن نازل شده است.

مجموع آیات نشان می‌دهد که آن شب مبارکی که سوره‌ی دخان بدان اشاره نموده، همان شب قدر در ماه مبارک رمضان است.

آیات دیگری هم داریم که نشان می‌دهند پیش از نزول تدریجی قرآن، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) از آن آگاهی داشت.

برای مثال در آیه‌ی 114 سوره طه می‌فرماید: "وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْكَ وَحْیُهُ " پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن پیش از آن که وحی آن بر تو تمام شود.

در سوره قیامت نیز آمده است: "لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ"[8] زبان خود را برای عجله به قرآن حرکت مده.

تفاوت انزال و تنزیل

در بررسی آیات پیرامون نزول قرآن، دقت در واژه‌ی انزال و تنزیل، نتیجه را برای ما روشن‌تر می‌سازد.

"تنزیل" معمولاً در مواردی گفته می‌شود که چیزی تدریجاً نازل شود و به صورت پراکنده و تدریجی؛ اما "انزال" مفهوم وسیعی دارد که هم نزول تدریجی را شامل می‌شود و هم نزول دفعی را.

جالب این‌که در تمام آیات فوق که سخن از نزول قرآن در شب قدر و ماه مبارک رمضان است، تعبیر به "انزال" شده که با "نزول دفعی" هماهنگ است؛ در حالی که در موارد دیگری که سخن از "نزول تدریجی" در میان است، تنها تعبیر به "تنزیل" شده است.[9]

نمونه‌ی گروه دوم، آیه‌ی 106 سوره‌ی اسراء است. "وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً " و قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی و آن را به تدریج نازل کردیم.

این آیه به انضمام آیه‌ای از سوره‌ی فرقان، پاسخ محکمی است به بهانه‌ی آن‌هایی که می‌گفتند: چرا قرآن یکجا بر او نازل نمی‌شود؟! "وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُۆَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا " [10]

و كسانى كه كافر شدند، گفتند: «چرا قرآن یك جا بر او نازل نشده است؟» این گونه [ما آن را به تدریج نازل كردیم‏] تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم، و آن را به آرامى [بر تو] خواندیم.

قرآن کریم، دوجور نازل شده است: یکی یکپارچه و کامل، در یک شب معین – شب قدر در ماه مبارک رمضان- و یکی هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت

علت به تدریج نازل شدن قرآن، یک راز تعلیمی و تربیتی است. به طور کلی تعلیم هر علمی و مخصوصاً علمی که مربوط به عمل باشد، از این راه صورت می‌گیرد که معلم، مسائل آن علم را یکی یکی به شاگرد القاء کند، تا همه‌ی فصول و ابوابش تمام شود.

اما فرق است بین "تعلیم" و "تثبیت در قلب". وقتی یک نظریه علمی، در هنگام احتیاج به دانستن یا موقع ایستادن بر سر دو راهی به شاگرد تقدیم شود، در دل او می‌نشیند و در قلبش تثبیت می‌شود و پابرجاتر هم خواهد بود. این اتفاق، وقتی ویژه و خاص می‌شود، که موضوع، معارف الهی (یا همان محتوای قرآن) باشد؛ یعنی علومی که با فطرت و جان آدمی هماهنگی کامل دارد. در این‌جا فطرت، آماده‌ی پذیرفتن است زیرا نسبت به آن احساس احتیاج می‌کند. [11]

نکته‌ی آخر:

جمع‌بندی آن‌چه که قرآن پیرامون نزول خود بیان فرمود، این است که قرآن کریم، دوجور نازل شده است: یکی یکپارچه و کامل، در یک شب معین – شب قدر در ماه مبارک رمضان- و یکی هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت.

به تعبیر دیگر، قرآن کریم یک "نزول دفعی" داشته و یک "نزول تدریجی". و هیچ یک با دیگری در تعارض نیست.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 3:21 | لینک ثابت |
ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام) و به نقلی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرموده اند: هنگامی که جنازه مومن را در قبر می گذارند، شش صورت زیبا با او وارد قبر می گردند، یکی از آن ها در جانب راست او می ایستد، دیگری در جانب چپ او، سومی روبرویِ صورت او، چهارمی در پشت سر او، پنجمی در کنار پای او می ایستد و یکی از آن ها (ششمی) که از همه زیباتر است، در بالای سرش می ایستد و آن که از همه زیباتر است از پنج صورت دیگر می پرسد: شما کیستید؟

1. آن که در جانب راست میت قرار دارد می گوید: من نماز هستم

نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشت های برزخ را از او برطرف می کند.(1)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.(2) به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و تمجید و تقدیس الهی است، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد(3) و نماز زاد و توشه مۆمن در دنیا برای آخرت می باشد. (4)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: همانا "ملک الموت " شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است، دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند (توفیق شهادتین پیدا می کند.) (5)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: هر کس عمدا نمازش را ترک کند، بر درب جهنم نامش از دوزخیان نوشته می شود. (6)

2. آن که در جانب چپ میت قرار دارد می گوید: من زکات هستم

آرى! زكات در برزخ در كنار نماز تجسّم یافته و مونس انسان مى‏شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: نماز کسی کامل نمی شود مگر با پرداخت زکات .(7)

توجه بدان از وظایف مهم شرعى و اسلامى ماست؛ زیرا زكات، سیر كردن فقراست و سیر كردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و روز محشر است(8) با پرداخت آن درهاى بهشت را به روى خود گشوده و خود را از صفت مذموم بُخل مى‏رهانیم.(9)

3. آن که در روبروی اوست می گوید: من روزه هستم

امام صادق علیه السلام فرمودند: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است: هنگام افطار و هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت) (10) زیرا براى بهشت درى است ‏به نام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند. (11)

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند. اینان در روز قیامت سیر مى‏شوند.(12) امام صادق علیه السلام فرمودند: روزه سپرى است از آفت هاى دنیا و پرده اى است از عذاب آخرت. (13)

نخستین چیزى كه روز قیامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى‏شود، اخلاق خوب اوست. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: نزدیك ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیك ترین شما به مردم است

4. آن که در پشت سر اوست می گوید: من حج و عمره هستم

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: زیارت خانه خدا امان دهنده است از عذاب دوزخ. (14) چون حاجی قربانی کند، قربانی او بهای آزادی وی از آتش قیامت است. (15)

5. آن که در پایین ایستاده است می گوید: من نیکی های او هستم که به برادران دینی خود می نمود.

نخستین چیزى كه روز قیامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى‏شود، اخلاق خوب اوست.(16) پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: نزدیك ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیك ترین شما به مردم است. (17)

آن حضرت فرمودند: من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گوید و براى كسى كه اخلاقش را نیكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.(18)

6. آنکه از همه زیباتر است

سپس آن پنج صورت، از آن صورت نورانی تر از هم می پرسند: تو کیستی که از همه ما زیباتر و خوشبوتر هستی؟ او در پاسخ می گوید: اَنا الوِلایةُ آل محمد (صلی الله علیه و آله)؛ من ولایت آل محمد (صلی الله علیه و آله) می باشم. (19)

کسی که با حب و دوستی به آل محمد بمیرد، مورد آمرزش و غفران الهی قرار می گیرد.(20) پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: به محبت و عشق به ما اهل بیت روی بیاورید زیرا کسی که خدا را با چنین خصلتی ملاقات کند داخل بهشت گردد و از شفاعت ما برخوردار شود، قسم به خدایی که جانم در دست او است جز با معرفت به حق ما، هیچ کس از عمل خود بهر ه ای نخواهد برد.(21)

ابوحمزه ثمالی می گوید: امام سجاد - علیه السلام - از من پرسید: برترین مکان کجاست؟ گفتم خدا و رسول او داناترند، امام - علیه السلام - فرمود: برترین مکان مابین رکن و مقام (ابراهیم - علیه السلام -) است و اگر کسی به درازی عمر نوح زندگی کند و تمام روزها را روزه دار و شب ها را در آن مکان، در نماز باشد ولی به غیر ولایت ما از دنیا برود، اعمال او هیچ سودی برایش نخواهد داشت. (22)

این شش صورت جلوی خطرات مومن در قبر را می گیرند. شکل گیری این شش صورت در همین دنیا باید اتفاق بیفتد. پس باید این شش کار را در دنیا انجام بدهیم تا بتواند جلوی انحرافات در دنیا را بگیرد و در آخرت سپر ما باشد.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در جمعه سوم مرداد 1393 ساعت 3:18 | لینک ثابت |

اگر جامعه انسانی شرایط و قابلیت قیام و انقلاب بزرگ و الهی حضرت مهدی (علیه السلام) را داشت، حضرت مهدی (علیه السلام) غیبت نمی‌کردند و برطرف شدن غیبت ایشان و ظهور نیز وابسته به آمادگی جامعه انسانی، به طور عام و جامعه شیعی، به طور خاص است. چنان چه وقتی حمران از امام باقر (علیه السلام) درباره زمان فرارسیدن امر [ظهور] سوال می‌کند، ایشان در قالب یک حکایت تمثیلی، مساله وابستگی «ظهور» به آمادگی جامعه انسانی را تشریح می‌کند.

در واقع برای آماده شدن زمینه آن قیام الهی، جامعه بشری ناگزیر از حرکت به سوی حق‏طلبی است و باید در منش و روحیه خویش تغییر ایجاد کند تا زمینه استقبال از یک رهبر آسمانی و درک حجت الهی فراهم شود.

تمثیلی زیبا از حالات جامعه تشنه بشری

حمران از امام باقر (علیه‏السّلام) پرسید: خدا مرا قربانت كند، اى كاش براى ما بیان مى‏فرمودى كه این امر [سر كار آمدن حكومت حقّه‏] چه زمانى خواهد بود تا بدان شاد و خرسند شویم. حضرت در پاسخش فرمود:

« ... در گذشته مردى دانشمند بود و این مرد، پسرى داشت كه به دانش پدر گرایشى نداشت و از علم او هیچ نمى‏پرسید، ولى در عوض، همسایه‏اى داشت كه نزد آن مرد عالم مى‏آمد و از او مى‏پرسید و علم او را فرا مى‏گرفت. مرگ آن مرد دانشمند رسید و پسرش را به بالین خود طلبید و گفت:

پسر عزیزم! تو از آموختن علم من دورى مى‏گزیدى و گرایش چندانى بدان نداشتى و لذا چیزى از من نمى‏پرسیدى، ولى من همسایه‏اى دارم كه او به نزد من مى‏آمد و از من پرسش مى‏كرد و دانش مرا مى‏آموخت و آن‌ها را حفظ مى‏كرد، پس هر گاه تو به چیزى نیاز یافتى به سوى او برو، و همسایه مورد نظر را به پسرش معرفى کرد.

آن دانشمند از جهان رخت بربست و پسرش به جا ماند تا این‏كه پادشاه آن زمان خوابى دید. سراغ آن مرد عالم را گرفت، به او گفتند: از دنیا رفته است. پرسید: آیا پسرى به جاى نهاده؟ گفتند: آرى، یك پسر دارد. پادشاه گفت او را پیش من آرید. كسى را سوى او فرستادند كه به نزد پادشاه بیاید. در این هنگام سفارش پدرش را به خاطر آورد، لذا به سوى همسایه‏اى كه علوم پدرش را فراگرفته بود رفته به او گفت: پادشاه مرا خواسته و من دلیل آن را نمى‏دانم. پدرم به من دستور داده كه هر گاه به چیزى نیاز یافتم سوى تو بیایم. آن مرد گفت: ولى من مى‏دانم براى چه تو را خواسته و اگر به تو بگویم و آن وقت خداوند چیزى نصیب تو كرد مال هر دوى ما باشد. آن جوان گفت: آرى. مرد او را سوگند داد و پیمان استوارى از او گرفت كه به این قرارداد عمل كند، و آن جوانك نیز پیمان استوارى با او بست و قول قطعى داد كه به قرارداد عمل كند. آن مرد به او گفت: پادشاه خوابى دیده و مى‏خواهد از تو بپرسد خوابى را كه دیده در چه زمانى واقع خواهد شد؟ و تو در پاسخ او بگو: زمان گرگ باشد.

در واقع جامعه در مرحله گرگ صفتی، بدون تردید و تامل در پی حق‏کشی و باطل‏گرایی بر می‌آید، در دوره قوچ صفتی به حق و حقیقت گرایش فکری پیدا می‌کند، ولی در عمل حق را زیر پا می‌گذارد. این روند تا وقتی که مردم در درک و پذیرش جایگاه معصوم (علیه السلام)، معرفت کامل نیابند، ادامه می‌یابد.

آن جوانك به نزد پادشاه آمد و پادشاه به او گفت: مى‏دانى چرا در پى تو فرستادم؟ گفت: تو به نزد من فرستاده‏اى تا از من بپرسى خوابى كه دیده‏اى چه هنگام واقع شود؟ پادشاه گفت: راست گفتى، اكنون بگو چه زمانى خواهد بود؟ او پاسخ داد: زمان گرگ است. پادشاه دستور داد جایزه‏اى به او بدهند. جوان جایزه را گرفت و به خانه خود بازگشت و به وعده‏اى كه به آن مرد داده بود وفا نكرد و سهم او را نپرداخت و با خود گفت: شاید این مال براى من تا پایان عمر كافى باشد و از این پس نیز محتاج سۆال از مرد نشوم و نظیر سۆالى كه از من پرسیدند از من نپرسند.

ظهور

این گذشت تا اینكه دوباره پادشاه خوابى دیده و به سراغ همان جوان فرستاد. جوان از كرده خویش نادم شد و با خود گفت: نمى‏دانم با این پیمان‏شكنى و بى‏وفایى كه با آن مرد دانشمند كرده‏ام چگونه نزدش بروم. ولى باز با خود گفت: به هر روى به نزد او مى‏روم و از او پوزش مى‏خواهم و برایش قسم مى‏خورم تا شاید دوباره مرا آگاه سازد. پس نزد آن مرد آمد و به او گفت: من آن‏چه نباید بكنم كردم و به پیمانمان وفا نكردم و اكنون نیز پولى كه به دستم رسید باقى نمانده و دوباره به تو نیاز یافته‏ام، تو را به خدا سوگند كه مرا شرمنده و خوار نكنى، و من این بار با تو پیمان استوارى مى‏بندم كه چیزى نصیب من نشود جز آن‏كه به طور یكسان از آن هر دوی ما باشد، و اینك پادشاه مرا خواسته و نمى‏دانم این بار چه سۆالى دارد. آن مرد گفت: پادشاه دوباره خوابى دیده، مى‏خواهد از تو بپرسد خوابى كه دیده در چه زمانى خواهد بود، تو در پاسخ او بگو: زمان قوچ.

جوانك نزد پادشاه رفت و پاسخ او را داد. پادشاه دستور داد جایزه‏اى به او دادند. جوانك جایزه را گرفت و به خانه‏اش بازگشت و در كار خود به اندیشه فرو رفت كه آیا این بار به پیمان خود وفا كنم یا نه. گاهى تصمیم مى‏گرفت و به وعده وفا كند و گاهى منصرف مى‏شد تا بالاخره با خود گفت: شاید بعد از این دیگر من هیچ وقت نیازمند بدین مرد نشوم، و بر آن شد تا پیمان خود بشكند و به قولى كه داده بود وفا نكرد.

این جریان هم گذشت و باز پادشاه خوابى دید و به نزد آن جوان فرستاد. جوانك از پیمان‏شكنى با آن مرد پشیمان شد و نزد او آمد و او را به خداى تبارك و تعالى سوگند داد و از او خواست كه اگر به او بیاموزد این بار به پیمان خود وفا كند و پیمان را محكم كرده به او گفت: مرا با این حال وامگذار و من از این پس پیمان نخواهم شكست و به وعده‏اى كه داده‏ام وفا مى‏كنم. آن مرد از او پیمان گرفت و به او گفت: او تو را خواسته تا از خوابى كه دیده از تو بپرسد كه این زمان چه زمانى است؟ و چون این پرسش از تو پرسید، به او بگو: این زمان، زمان ترازو و میزان است.

برای آماده شدن زمینه آن قیام الهی، جامعه بشری ناگزیر از حرکت به سوی حق‏طلبی است و باید در منش و روحیه خویش تغییر ایجاد کند تا زمینه استقبال از یک رهبر آسمانی و درک حجت الهی فراهم شود.

جوان به نزد پادشاه آمد. پادشاه گفت: براى چه تو را خواستم؟ او گفت: تو خوابى دیده‏اى و مى‏خواهى از من بپرسى كه در چه زمانى خواهد بود. پادشاه گفت: راست گفتى، بگو در چه زمانى خواهد بود؟ او گفت: زمان ترازو. پادشاه فرمان داد به او صله‏اى دادند و او آن را گرفت و نزد مرد دانش آموخته برد و در برابر او نهاده و گفت: من هر چه را به دست آوردم یك جا نزد تو آوردم، آن را با من قسمت كن.

آن مرد دانشمند گفت: آن زمان نخست، دوران گرگان بود و تو هم گرگى بودى؛ زمان دوم دوران قوچ بود كه تصمیم مى‏گیرد ولى انجام نمى‏دهد، و تو هم تصمیم مى‏گرفتى ولى وفا نمى‏كردى؛ و این زمان، دوران ترازو و عدالت است و تو بر سر وفادارى هستى. تو همه مال خود را برگیر و مرا بدان نیازى نیست و همه را به او باز گردانید.»[1]

راهکار عملی برای تحقق ظهور

بر اساس این روایت، برای اینکه زمینه ظهور و تشکیل حکومت حقه فراهم شود، به ناچار باید منش عمومی‌ مردم جامعه به‌گونه‌ای باشد که گرگ صفتی و ستم‏پیشگی را پشت سر نهاده باشد، از قوچ صفتی و تفاوت اندیشه و عمل، گذشته باشد و برای حق‏طلبی و باطل‏ستیزی عزم جدی کرده باشد، در واقع جامعه در مرحله گرگ صفتی، بدون تردید و تامل در پی حق‏کشی و باطل‏گرایی بر می‌آید، در دوره قوچ صفتی به حق و حقیقت گرایش فکری پیدا می‌کند، ولی در عمل حق را زیر پا می‌گذارد. این روند تا وقتی که مردم در درک و پذیرش جایگاه معصوم (علیه السلام)، معرفت کامل نیابند، ادامه می‌یابد.

ولی سر انجام به زمانی می‌رسد که به طور جدی، حق را می‌طلبد و در پی آن بر می‌آید. یعنی تا آن برهه‌ای از تاریخ که در روایات تعبیرش آمده است:

«انه لا یخرج حتی لا یکون غائب احب الی الناس منه، مما یلقون من الشر؛ به درستی که او قیام نمی‌کند تا زمانی که هیچ غایبی نزد مردم محبوب‌تر از وی نباشد و این به خاطر شرارت‌ها و سختی‌هایی است که مردم دیده اند.»[2]

و همچنین آن جا که می‌فرماید: « امت مهدی (علیه السلام) آن طور به سوی او جمع می‌شوند که زنبور عسل به دور پادشاه خود جمع شود.»[3]

همچنین در جایی دیگر: «فأتى الناس المهدی و زفوها إلیه كما تزف العروس الى زوجها لیلة عرسها؛ مردم حضرت مهدی (علیه السلام) را بسان عروسی که در شب عروسی پیش داماد می‌برند، در برگرفته و برای [حکومت] می‌آورند.»[4]

در چنین برهه‏ای، آن رهبر آسمانی و آن ذخیره الهی مقبولیت می‌یابد، پس از پرده برون می‌آید و با یک انقلاب جهانی، کار هر چه باطل را یکسره می‌کند.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 23:31 | لینک ثابت |

آیا به تمیزی خانه خود اهمیت می دهید؟ چگونه خانه خود را تمیز می کنید؟ در این مطلب 14 راه تمیز کردن وسایل خانه و از بین بردن میکروب ها را برایتان بیان می کنیم.


میکروب‌ خانه

1- تمیز کردن یخچال

به یاد داشته باشید که همیشه قبل از تمیز کردن یخچال، آن را از برق بکشید.

سپس دیواره های داخلی، درب و قفسه های یخچال را هر چند ماه یک بار، با آب گرم و صابون بشویید.

برای رفع بوی یخچال، با مخلوط آب و سرکه سفید، و یا با مخلوط جوش شیرین و آب، یخچال را بشویید. بعد به مدت چند ساعت، درب یخچال را باز بگذارید.

ماشین لباسشویی

2- تمیز کردن ماشین لباسشویی

آیا فکر می کنید ماشین لباسشویی همیشه تمیز است؟

ولی باید گفت وقتی لباس های کثیف خود را در ماشین لباسشویی می گذارید، میکروب ها نیز وارد آن می شوند.

برای تمیز کردن ماشین لباسشویی و برای از بین بردن میکروب ها، هفته ای یک بار در بالاترین درجه حرارت با سفید کننده، آن را بشویید و با پارچه ای آن را خشک کنید.

شستن حوله

3- تمیز کردن حوله ها

- حوله های دست را هفته ای یک بار بشویید. اگر بیمار هستید(مثل سرماخوردگی)، بعد از بهبودی بیماری، حوله خود را بشویید.

- حوله ورزشی را بعد از هر بار ورزش کردن، بشویید.

- حوله های آشپزخانه را به طور جداگانه از لباس های زیر بشویید.

- حوله های دست را بعد از هر بار مهمان داشتن، عوض کرده و بشویید.

- حوله ها را در هوای آزاد و جلوی نور آفتاب پهن کنید تا خشک شوند.

خواب شب

4- از بین بردن میکروب های اتاق خواب

- ملحفه های رختخواب و روبالشی ها را هفته ای یک بار با آب داغ بشویید.

- لباس های گلی و خیلی کثیف را با ملحفه ها نشویید.

- در اتاق خوابتان غذا نخورید. خرده های غذا، باعث جمع شدن میکروب ها می شوند.

مبل

5- اتاق نشیمن را استریلیزه کنید.

میکروب ها روی وسایلی که خیلی دست می زنید مثل تلفن، میز و صندلی و کنترل تلویزیون وجود دارند.

این وسایل را با دستمال مرطوب ضدعفونی کننده، تمیز کنید.

گرد و خاک صفحه تلویزیون را به آرامی با یک دستمال مرطوب پاک کنید.

زمین و فرش را هر چند روز یک بار جارو بکشید و لکه های خوراکی ها را تمیز کنید تا میکروب ها در فرش و مبلمان رشد نکنند.

نرده راه پله

6- تمیز کردن نرده ها و دستگیره ها

میکروب ها به سرعت روی دستگیره های در و کمد، نرده ها، شیرهای آب و پریز برق پخش می شوند.

یک بار در هفته با دستمال ضدعفونی کننده ، این وسایل را تمیز کنید.

اگر فردی از خانواده بیمار است و یا مهمان بیماری دارید، این تمیز کردن را بیشتر از یک بار در هفته انجام دهید.

کیبورد کامپیوتر

7- محل کارتان را گردگیری کنید.

کیبورد و موس کامپیوتر، میز کار و تلفن محلی برای پرورش میکروب ها هستند، به خصوص اگر افراد دیگری غیر از شما از این وسایل استفاده کنند.

گاهی کیبوردتان را تکان دهید و بعد با دستمال، آن را ضدعفونی کنید و یا دکمه های کیبورد کامپیوتر را جدا کرده و بشویید.

مانیتور کامپیوتر را با پارچه مرطوب تمیز کنید.

اتاق کودک

8- تمیز کردن اتاق کودک

بچه ها به راحتی میکروب ها را می گیرند و پخش می کنند.

یک بار در هفته تمام وسایل کودک را با پارچه ای ضدعفونی کنید و بعد با حوله ای مرطوب، گردگیری کنید.

اسکاچ ظرفشویی

9- تمیز کردن سینک آشپزخانه

سینک آشپزخانه بعد از حمام، دومین محل رشد میکروب ها می باشد.

اسکاچ ظرفشویی، یکی از مهم ترین محل های تجمع میکروب ها می باشد.

لذا بعد از هر بار ظرف شستن، سینک ظرفشویی را نیز کاملا با اسکاچ و مایع ظرفشویی بشویید.

سپس اسکاچ را نیز کاملا بشویید تا روغن و کثیفی در آن نماند و در جایی قرار دهید تا کاملا خشک شود. اسکاچ خیس و روغنی باعث رشد شریع میکروب ها در آن می شود.

برای خشک شدن اسکاچ می توانید از جااسکاچی که روی دیوار یا آب‌چکان وصل می شود استفاده کنید.

کابینت آشپزخانه

10- تمیز کردن سطح آشپزخانه

بعد از آماده کردن غذا، سطوح آشپزخانه مثل روی کابینت و میز را تمیز کنید.

اول، سطوح را با آب گرم و صابون بشویید تا روغن ها و آلودگی ها تمیز شوند.

بعد، یک فنجان ماده سفید کننده را در سه لیتر آب حل کنید و با آن، سطوح را استریلیزه کنید.

در آخر، اجازه دهید تا سطوح خشک شوند.

کیف پول، لپ تاپ، تلفن، پاکت نامه و یا هر چیز دیگری که مربوط به آشپزخانه نیست را روی سطوح آشپزخانه نگذارید.

توالت فرنگی

11- درب توالت فرنگی را بگذارید.

قبل از کشیدن سیفون توالت فرنگی، درب آن را بگذارید تا میکروب ها در هوا پخش نشوند.

هر هفته، لگن توالت فرنگی را تمیز کنید.

از برس توالت و مواد تمیزکننده برای شستن درون توالت فرنگی استفاده کنید.

حمام

12- برق انداختن حمام

دو قاشق غذاخوری مایع ظرفشویی را با دو قاشق غذاخوری آمونیاک و یک چهارم آب گرم مخلوط کرده و زمین و دیوار حمام را با آن بشویید.

از این مخلوط می توانید برای تمیز کردن شیردستشویی، سینک و دوش نیز استفاده کنید.

سپس با آب آن را بشویید.

خمیر جوش شیرین در از بین بردن لکه های سینک و یا شیر دستشویی مفید است.

درب حمام را بعد از دوش گرفتن باز بگذارید تا خشک شود و از رشد قارچ در آنجا جلوگیری گردد، زیرا قارچ ها در محیط مرطوب و تاریک به خوبی رشد می کنند.

تمیز کننده سبز

13- تمیز کننده سبز

سفیدکننده های رقیق بهترین ضدعفونی کننده ها می باشند.

اما برای تمیز کردن روزانه، یک قسمت سرکه سفید و نه قسمت آب را در یک بطری اسپری بریزید تا سطوح را تمیز کند و چربی ها را از بین ببرد.

کف زمین خانه

14- تمیزی کف زمین و فرش

هنگامی که با کفش وارد خانه می شوید، آلودگی های کف کفش را با خود به خانه می برید. تحقیقات نشان داده است که 66 میلیون میکروب در کف کفش وجود دارند.

پس برای تمیز ماندن کف زمین و فرش، با کفش وارد خانه نشوید.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 22:56 | لینک ثابت |

زمانی كه دمای محیط اطراف، معادل با دمای بدن شما باشد، بدنتان نمی‌تواند گرما را از طریق تشعشعی دفع كند و اگر محیط اطراف مرطوب باشد، تبخیر عرق بدن نیز محدود می‌شود. در این‌گونه موقعیت‌ها، به خصوص هنگامی كه فعالیت جسمی نیز زیاد صورت بگیرد، بدن حرارتی بیش از حد معمول تولید می‌كند كه ممكن است به ایجاد خستگی گرمایی و حتی گرمازدگی منجر شود.

گرمازدگی

عامل شایع و خطرناك دیگر در افزایش دمای بدن، سوء مصرف داروهای ویژه‌ای، از جمله اكستازی است كه برای سرخوشی نامتعارف به كار می‌رود. تعریق شدید ناشی از فعالیت بیش از حد القا شده تحت تاثیر این‌گونه داروهای محرك می‌تواند باعث از دست رفتن بیش از اندازه مایعات بدن گردیده و به ایجاد خستگی گرمایی منجر شود.

خستگی گرمایی به علت از دست رفتن آب بدن از طریق تعریق بیش از حد بروز می‌نماید و به طور معمول در افرادی ایجاد می‌شود كه به فعالیت در محیط گرم و مرطوب عادت ندارند.

افرادی كه به بیماری‌های توام با اسهال و استفراغ مبتلا می‌شوند، نیز مستعد بروز خستگی گرمایی هستند.

تشخیص

با پیشرفت خستگی گرمایی ممكن است علایم زیر مشاهده شود:

*‌ سردرد، گیجی و منگی

* تعریق، پوست رنگ پریده با قوام خمیری

* تنفس و نبض سریع رو به ضعیف ‌شدن

* از دست دادن اشتها و بروز تهوع

* بروز كرامپ یا انقباض بیش از حد عضلانی در بازوها، پاها یا دیواره شكم

اقدامات

* به بیمار كمك كنید تا به مكانی خنك برود. وی را خوابانده و قدری پاهایش را از سطح زمین بلند كنید.

* به وی مقادیر مناسبی آب بدهید كه بهتر است در صورت امكان حاوی محلول‌های نمكی ضعیف نیز باشد، مثل استفاده از محلول ORS و یا حل‌ كردن یك قاشق چای‌خوری نمك در یك لیتر آب.

* حتی اگر بیمار سلامت خود را به سرعت به دست آورد، حتما باید به مراكز درمانی ارجاع داده شود.

* اگر حال عمومی بیمار بدتر شد، وی را در وضعیت بهبود قرار داده و با اورژانس تماس بگیرید.

* تنفس، نبض و سطح پاسخ‌ دهی بیمار را هر 10 دقیقه ارزیابی كرده و در صورت لزوم آماده انجام عملیات احیا باشید.‌

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 22:28 | لینک ثابت |

گرمای هوا فرسوده تان می کند


خستگی و فرسودگی ناشی از گرما (heat exhaustion) مشکلی است که علائم آن شامل تعریق بیش از حد و افزایش نبض (تپش قلب) در اثر گرم شدن بیش از حد بدن است.

خستگی گرمایی

فرسودگی گرمایی یکی از سه سندروم مربوط به گرمای هواست که گرفتگی عضلات در اثر گرما (کرامپ گرمایی) خفیف ترین و گرمازدگی شدیدترین آن هاست.

دلایل بروز خستگی گرمایی عبارتند از: دمای بالای هوا مخصوصا وقتی رطوبت هوا هم زیاد باشد و فعالیت شدید بدنی.

اگر خستگی گرمایی فورا درمان نشود، منجر به بروز گرمازدگی خواهد شد که خطرناک و کشنده است.

خوشبختانه می توان از خستگی گرمایی جلوگیری کرد.

نشانه ها

علائم خستگی گرمایی به طور ناگهانی و یا به تدریج بروز می کنند، مخصوصا در طی ورزش طولانی مدت.

علائم احتمالی آن عبارتند از:

- پوست سرد و مرطوب با برآمدگی هایی روی آن

- عرق کردن بیش از حد

- نبض ضعیف و تند

- ضعف و غش

- افت فشار خون به محض ایستادن

- سرگیجه

- گرفتگی عضلات

- خستگی

- حالت تهوع

- سردرد

شما معمولا می توانید با نوشیدن مایعات حاوی الکترولیت مثل نوشابه ورزشی، رفتن به یک مکان خنک و یا محل سایه و نیز استراحت کردن کرامپ گرمایی را برطرف کنید

اگر فکر می کنید دچار خستگی گرمایی شده اید:

- تمام کارهای خود را کنار بگذارید و استراحت کنید.

- به یک محل خنک بروید.

- آب خنک و یا نوشیدنی ورزشی بنوشید.

اگر علائم شما بدتر شدند و یا طی یک ساعت خوب نشدند، به پزشک مراجعه کنید.

اگر دمای بدن شما به 40 درجه سانتی گراد و یا بیشتر رسید، فورا نزد پزشک بروید.

علل

گرمای بدن همراه با گرمای محیط اطراف، دمای داخلی بدن را تشکیل می دهند.

در هوای گرم بایستی بدن، گرمایی را که از محیط بدست می آورد، تنظیم کند (در هوای سرد هم گرمایی را که از دست می دهد) تا دمای طبیعی بدن که حدود 37 درجه سانتی گراد است، حفظ شود.

ناتوانی بدن در خنک کردن خودش

در هوای گرم، بدن اصولا با عرق کردن خودش را خنک می کند. تبخیر عرق از سطح پوست باعث تنظیم دمای بدن می شود. اما وقتی در هوای گرم و مرطوب به طور شدید ورزش می کنید و یا بیش از حد کار و تقلا می کنید، بدن نمی تواند به اندازه کافی خودش را خنک کند.

در نتیجه دچار کرامپ گرمایی یعنی گرفتگی عضلات در اثر گرما می شوید که خفیف ترین نوع بیماری مرتبط با گرمای هواست. علائم کرامپ گرمایی معمولا شامل تعریق زیاد، احساس خستگی، تشنگی و گرفتگی عضلات است. درمان سریع کرامپ گرمایی مانع تبدیل آن به خستگی گرمایی می شود.

شما معمولا می توانید با نوشیدن مایعات حاوی الکترولیت مثل نوشابه ورزشی، رفتن به یک مکان خنک مثل اتاق کولر دار و یا محل سایه و نیز استراحت کردن کرامپ گرمایی را برطرف کنید.

مصرف آب

سایر علل

علاوه بر هوای گرم و فعالیت شدید بدنی، سایر علل خستگی گرمایی شامل موارد زیر است:

- کم آبی بدن: کاهش آب بدن توانایی بدن را برای عرق کردن و حفظ دمای طبیعی خود کاهش می دهد.

- نوشیدن الکل: مصرف مشروبات الکلی روی توانایی بدن برای تنظیم دمای خود تاثیر می گذارد.

- پوشیدن زیاد لباس: مخصوصا لباس هایی که نگذارند عرق به راحتی تبخیر شود، مثل لباس های از جنس پلاستیک یا نایلون. برای انتخاب لباس مناسب تابستان اینجا را کلیک کنید.

عوامل خطر

هر فردی می تواند دچار خستگی گرمایی شود، ولی برخی عوامل حساسیت شما را نسبت به گرمای هوا افزایش می دهند، مانند:

1- سن کم و سن بالا: کودکان کمتر از 4 سال و بزرگسالان بالاتر از 65 سال در معرض خطر بیشتری برای ابتلای به خستگی گرمایی هستند، زیرا توانایی بدن برای تنظیم دمای خود در کودکان هنوز کامل نشده است و در افراد پیر هم در اثر بیماری ها، مصرف داروها و سایر عوامل کاهش می یابد.

2- برخی داروها: داروهایی که روی توانایی بدن برای حفظ آب خود و عکس العمل مناسب به گرما موثرند عبارتند از: داروهای فشارخون بالا و بیماری های قلبی (بتابلوکرها و دیورتیک ها)، داروهای ضد حساسیت یا ضد آلرژی (آنتی هیستامین ها) و داروهای آرام بخش و یا ضد روان پریشی.

به علاوه برخی داروهای غیر قانونی و غیر مجاز مثل کوکائین، آمفتامین و اکستاسی می توانند دمای داخلی بدن را افزایش دهند.

وقتی که رطوبت هوا بالاست، عرق نمی تواند به راحتی تبخیر شود و بدن سخت تر می تواند خودش را خنک کند و در نتیجه باعث خستگی گرمایی و گرمازدگی می شود

3- چاقی: وزن اضافی بدن روی توانایی بدن برای تنظیم دمای خودش موثر است و باعث می شود بدن گرمای بیشتری را نگه دارد.

4- تغییرات ناگهانی دمای هوا: اگر شما به گرما عادت نداشته باشید، بیشتر دچار بیماری های ناشی از گرما مثل خستگی گرمایی خواهید شد. اگر در یک شهر خنک زندگی می کنید و به یک منطقه با آب و هوای گرم سفر کنید و یا اگر جایی زندگی می کنید که موج گرمایی در آنجا زودتر شروع می شود، در معرض خطر ابتلا به بیماری های مرتبط با گرمای هوا خواهید بود، زیرا بدن نمی تواند به راحتی به دمای بالای هوا عادت کند.

5- بالا بودن شاخص گرمای هوا: شاخص گرمای هوا، مقدار دمای خاصی است که هم دمای بیرون و هم رطوبت را در نظر می گیرد.

وقتی که رطوبت هوا بالاست، عرق نمی تواند به راحتی تبخیر شود و بدن سخت تر می تواند خودش را خنک کند و در نتیجه باعث بروز خستگی گرمایی و گرمازدگی در فرد می شود.

وقتی شاخص گرما 33 درجه سانتیگراد یا بیشتر است، بایستی اقدامات لازم را برای خنک نگه داشتن خود انجام دهید.

عوارض

عدم درمان فرسودگی گرمایی منجر به گرمازدگی خواهد شد که خطرناک است و وقتی دمای بدن به 40 درجه سانتیگراد یا بالاتر می رسد، رخ می دهد.

گرمازدگی نیاز فوری به مراقبت پزشکی دارد تا از آسیب مغز و سایر اندام های حیاتی که باعث مرگ فرد می شود، جلوگیری کند.

راه های تشخیص، درمان و جلوگیری از فرسودگی ناشی از گرما را در مطلب بعدی برایتان خواهیم گفت.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 22:25 | لینک ثابت |

گاهی حتی خداوند فقر انسان را با دشمن‌هایش برطرف می‌کند؛ گاهی هم همین دشمن را خداوند ضعیف می‌کند، نرم می‌کند، بیچاره می‌کند، می‌آوردش پای میز مذاکره تا تو قوی‌تر بشوی و فقرت برطرف بشود...


محمد جواد ظریف

این یک واقعیت است که هر کدام از ما در زندگی‌مان ضعف‌هایی داریم. ضمن آن که اساساً به عنوان انسان، عین ضعف هستیم. یعنی هر موجودی جز خداوند، ضعف مطلق است و علی‌القاعده باید این فقر ذاتی را بپذیریم و به خداوند پیوند بخوریم تا فقرمان بشود عین فخرمان و به خداپرستی‌مان افتخار کنیم. اما فارغ از آن ضعف ذاتی، هر انسانی فقرهایی هم دارد که باید آن فقرها را بشناسد و سعی کند برطرف شود.

اصلاً ما از لحظه‌ای که به دنیا می‌آییم داریم مستمراً ضعف‌ها و فقرهایمان را برطرف می‌کنیم و خداوند بزرگ با همه‌ی مهربانی‌ای که دارد برای ما اسبابی فراهم کرده است که این ضعف‌ها را بشناسیم و برطرفش کنیم. خیلی از این شناختن‌ها و برطرف‌کردن‌ها دقیقاً وقت‌هایی اتفاق می‌افتد که ما کودکیم، نوزادیم و اصلاً نمی‌فهمیم که خداوند چقدر مهربان و مسۆولانه خواسته که ضعف‌ها و فقرهای ما به نقاط قوت تبدیل شود.

در واقع مادر ما که از روز اول ما را در آغوش می‌گیرد و فقر ما را که آن روزها گرسنگی ماست، تشنگیِ ماست ، ضعف جسمانی ماست را بطرف می‌کند هدیه‌ ای است که خداوند برای ما فرستاده تا فقر ما را با غنای خود برطرف کند. مادر، آن روزها تجلی غنای خداوندی‌ای است که قرار است فقر ما را به غنا تبدیل کند. پدر ما که دست ما را می‌گیرد، بزرگمان می‌کند، به ما زندگی یاد می‌دهد، یک روزهایی ما را برده است پیش دکتر و بیمارستان تا حالمان خوب بشود و کلی کار دیگر کرده است و می‌کند، همان غنایی است که متعلق به خداست و خدا می‌فرستد تا فقر و نداری و ضعف ما را با آن برطرف می‌کند.

هر کسی چیزی به ما یاد داده و می‌دهد، در واقع دارد فقر ما را برطرف می‌کند، همان غنای خداست که قرارست فقر ما با آن، پر شود، برطرف شود. چون ما به خاطر ندانستن، فقیر بودیم و خداوند او را فرستاده تا این فقر جهل را با او پر کند. همسر انسان، معمولاً از هدیه‌های خاص خداست برای این که انسان غنی بشود. فقرها و نداری‌هایش برطرف بشود. هر همسری را می‌توان تجلی غنای خداوند دید که اصلاً آمده برای این که تو قوی‌تر بشوی، ثروتمند بشوی، نداشته‌هایت تبدیل بشوند به داشته‌ها. ضعف‌هایت بشوند قوت مطلق. هر وقت می‌افتی، دستت را می‌گیرد و هر وقت احساس می‌کنی که دچار فقر عاطفی شدی، تو را پر از احساس و مهربانی می‌کند.

فرزندت، حتی اگر بدترین بچه‌ی عالم باشد، مجسمه‌ی ثروت‌مندی و غنای خداوندی است که خدا به انسان هدیه می‌دهد تا پا از کودکی بیرون بگذارد و بالغ بشود؛ فقرِ در کمک بی‌دریغ به دیگران را خدا با بچه در انسان برطرف می‌کند و تو بعد از بچه‌دارشدن بلد می‌شوی که مهربانی کنی بی‌دریغ و در عاطفه ورزیدن به دیگران ثروتمند بشوی...

راننده‌ای که ما را از خانه به سر کار می‌رساند، فرستاده‌ی خداست برای این که فقر ما را در رسیدن پر می‌کند. ما وسیله‌ای نداشتیم که به محل کار برساندمان و خداوند با غنای خودش خواسته که این فقر ما برطرف شود پس کسانی را می‌فرستد که قبلاً به آن‌ها وسیله‌ای داده، رانندگی هم یاد داده، پول هم داده، توانایی هم داده و آن‌ها می‌آیند تا این فقر ما را برطرف کند.

« اللهم سُدَّ فقرنا بغناک» به این نیست که یهو از طرف خداوند یه موجود عجیب‌الخلقه‌ای بیاید و فقرهایت را برطرف کند؛ همین دوست مهربانت، همسرت، پدر و مادرت، همه‌ی آدم‌هایی که دور و برت هستند و حتی گاهی دشمنت هم می‌توانند هدیه‌های خداوند برای پُرکردن فقرهای تو باشند

گاهی حتی خداوند فقر انسان را با دشمن‌هایش برطرف می‌کند؛ یعنی قرار است انسان مقتدر بشود، فقر و نداری‌اش در دانش، در ثروت، در دین، در اخلاق یک جوری پر بشود، خداوند یک دشمن برایش می‌فرستد که قبلاً قوی‌اش کرده است، حتی به خاطر سنت‌های الهی‌اش به او فرصت هم داده، رسانه هم داده و کلی امکانات داده. این دشمن می‌آید و با ظلم‌هایی که می‌کند تو را قوی می‌کند، فقر و نداری‌ات را خداوند با ظلم یک نفر دیگر پر می‌کند.

گاهی هم همین دشمن را خداوند ضعیف می‌کند، نرم می‌کند، بیچاره می‌کند، می‌آوردش پای میز مذاکره تا تو قوی‌تر بشوی و فقرت برطرف بشود.این طوری که نگاه کنی می‌توانی همه‌ی چیزهای عالم را هم‌زمان تجلی فقر درونی و غنای الهی بدانی. فقیر وقتی به خودشان نگاه می‌کنی و غنی به این خاطر که وسیله‌های خداوند هستند برای این که فقرهای ما پُر شود.

این طوری که نگاه کنی می‌فهمی که استجابت دعای « اللهم سُدَّ فقرنا بغناک» به این نیست که یهو از طرف خداوند یه موجود عجیب‌الخلقه‌ای بیاید و فقرهایت را برطرف کند؛ همین دوست مهربانت، همسرت، پدر و مادرت، همه‌ی آدم‌هایی که دور و برت هستند و حتی گاهی دشمنت هم می‌توانند هدیه‌های خداوند برای پُرکردن فقرهای تو باشند.

این طوری که نگاه کنی می‌فهمی که قرار نیست بین دعاکردن و استفاده از امکانات انسانی برای رفع فقر، بین خداپرستی و رفتار منطقی، بین توکل و استفاده ار ابزار و وسایل تناقضی وجود داشته باشد، می‌شود فقط به خدا نگاه کرد و از او خواست ولی در عین حال برای رفع مشکلات مردم، پای میز مذاکره هم نشست، سراغ 5 به علاوه یک هم رفت، برای رفع تحریم‌ها در سطح دنیا اطمینان‌آوری هم کرد.

لازم نیست مثل بعضی‌ها، دنیا را این طوری دو قطبی دید و گفت آدم‌ها یا دست به دامن خدا می‌شوند یا می‌روند و مذاکره می‌کنند، می‌شود هم شب‌های قدر دعا کرد که فقرها برطرف شود هم مذاکره کرد تا مشکلات از مجرای اسباب دنیایی‌اش حل شود، اصلاً عقل؛ خود عقل یکی یا مهم‌ترین چیزی است که خداوند برای برطرف کردن فقرها به ما داده است؛ وقتی می‌گوییم: اللهم سُدَّ فقرنا بغناک یکی از معنای‌اش حتماً این است که خدایا! عقلمان را کامل کن تا دچار دوگانه‌های ساختگی نشویم...

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 22:22 | لینک ثابت |

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش با اشاره به ادامه فعالیت بیش از 2000 مدرسه قرآنی در سراسر کشور از احیای 600 مرکز دارالقرآن همزمان با آغاز سال تحصیلی خبر داد.

محمدرضا مسیب‌ زاده در نشست خبری که به منظور تدوین فعالیت‌ها و مسابقات قرآنی دانش‌آموزان ترتیب داده شده بود، با بیان اینکه امسال سه فعالیت شاخص را در سه بخش عترت، نماز و قرآن مدارس دنبال خواهیم کرد، اظهار کرد: تقویت و تعمیق فرهنگ اقامه نماز در مراکز آموزشی و پرورشی نخستین برنامه محوری ما در بخش نماز خواهد بود که از ابتدای امسال در تمام مدارس کشور به اجرا در می‌آید.

وی ادامه داد: این طرح در شورای عالی آموزش و پرورش به تصویب رسیده و ابلاغ شده است و ما اولین نهادی هستیم که سند جامع نماز را تهیه کردیم که می‌تواند الگویی برای سایر نهادها باشد.

حضور مدیران در صفوف نماز بهترین شیوه تبلیغ نماز خواندن است

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه براین اساس از هر معاونت و سازمان وابسته به آموزش و پرورش مدیرانی به عنوان نماینده برای اجرایی کردن این طرح انتخاب شدند، اظهار کرد: سفارش و تاکید بر پایه نماز جماعت با شعار حضور مدیران خواهد بود. اینکه مدیران مدرسه در صفوف نماز جماعت حضور پیدا کنند بهترین شیوه تبلیغ نماز به عنوان نشانه اسلام است.

زنگ نماز در مدارس اجباری خواهد بود

مسیب‌زاده افزود: زنگ نماز در مدارس اجباری خواهد بود اما نماز جماعت کاملا اختیاری است. با تشویق‌های مادی برای حضور در نماز جماعت موافق نیستیم و معتقدیم که هیچ چیزی بهتر از آگاهی‌ بخشی، معرفت و شناخت نیست.

وی با بیان اینکه تابستان فرصت مناسبی است تا نمازخانه‌ها آماده و آموزش به نیروهای انسانی انجام شود، اظهار کرد: در همین راستا طی شش ماه بیش از 10 دوره آموزشی برای طلاب آموزش و پرورش و روحانیون مبلغ مدارس ترتیب دادیم که بخشی از این دوره‌های آموزشی برگزار شده است.

اجرای طرح مصباح‌الهدی از مهر

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش در ادامه از اجرای طرح مصباح‌الهدی از مهرماه امسال در مدارس خبر داد و گفت: برشی از زندگی ائمه متناسب با سن دانش‌آموزان در مقاطع مختلف اعم از احادیث، روایات از ائمه انتخاب و برای دانش‌آموزان ارائه می‌شود.

مسیب‌زاده افزود: این طرح در بخش عترت این اداره کل طراحی و به اجرا درخواهد آمد و به شناخت و آگاهی دانش‌آموزان از زندگانی ائمه اطهار کمک خواهد کرد. هدف از اجرای این طرح ایجاد انس و الفت با ائمه و بهره‌برداری از نکات علمی، فلسفی و مورد تامل از زندگانی ائمه برای دانش‌آموزان خواهد بود. دانش‌آموزان می‌توانند در این طرح به صورت داوطلبانه حضور پیدا کرده و ظرفیت روحانیون در مدارس و همچنین معلمان قرآن استفاده کنند تا بتوانیم جنبه آشنایی دانش‌آموزان را با مباحث امام‌شناسی تقویت کنیم.

وی در ادامه به برنامه‌های ویژه این اداره کل در بخش قرآن، اشاره و اظهار کرد: در کنار حفظ ترتیبی آیات قرآن، امسال طرح حفظ موضوعی آیات قرآن را آغاز می‌کنیم. محتوای مربوط به این طرح در حال حاضر در دست تهیه است.

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش در ادامه این نشست خبری به برگزاری سی‌ و دومین دوره از مسابقات قرآن، عترت و نماز اشاره و اظهار کرد: این مسابقه در چهار مرحله برگزار می‌شود و سطح مدرسه، منطقه، استان و مرحله کشوری را در برمی‌گیرد.

مسیب‌ زاده ادامه داد:
این مسابقات کشوری با هدف نشر و ارتقای سطح علمی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شده است و نفس خود مسابقه برای ما اهمیت ندارد. مسابقه یک ابزار است و هدف نیست. قصد داریم از این ابزار انگیزشی برای ارتقای سطح علمی دانش‌آموزان استفاده کنیم.

وی با بیان اینکه امسال مرحله کشوری این دوره از مسابقات در دو رشته پژوهشی و آوایی به ترتیب در استان‌های خراسان رضوی و آذربایجان غربی از 12 تا 30 مردادماه به تفکیک برای خواهران و برادران برگزار خواهد شد، اظهار کرد: مسابقات پژوهشی شامل تفسیر، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و انشاء نماز و مسابقات آوایی شامل قرائت قرآن، حفظ قرآن، مداحی و اذان خواهد بود.

احیای دارالقرآن های دانش‌آموزی

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه هر سال بیش از شش میلیون نفر در سطح مدرسه در مسابقات قرآن عترت و نماز شرکت می‌کنند گفت: برگزیدگان در هر رشته و هر پایه، وارد مرحله منطقه‌ای شده و سپس از هر منطقه یک نفر به سطح استان و سپس در هر پایه و هر رشته یک نفر به مرحله کشوری راه پیدا می‌کنند. می‌توان گفت در مجموع بیش از چهار هزار نفر در مرحله کشوری این مسابقات شرکت می‌کنند و از برگزیدگان اول تا پنجم هر رشته تقدیر خواهد شد.

احیای 600 مرکز دارالقرآن در سال جاری

مسیب‌زاده همچنین از احیای 600 مرکز دارالقرآن در سال جاری در سطح کشور خبر داد و گفت: ما همیشه متهم بودیم که کسانی در مسابقات قرآن‌مان شرکت می‌کنند که آموزش و پرورش به آنها آموزش نداده است و آنها در مراکز دیگر تحت آموزش قرار می‌گیرند و ما فقط آنها را گلچین می‌کنیم. به همین خاطر بود که آموزش و پرورش دست به تشکیل مراکز دارالقرآن به عنوان فضایی که آموزش تخصصی قرآن را به عنوان مکمل آموزش رسمی دنبال کند، زد.

وی با بیان اینکه اما در سال‌های اخیر به دنبال تغییر برخی رویکردها، مدارس قرآن راه‌اندازی شدند، اظهار کرد: اما این مدارس به لحاظ تشکیلاتی و اعتباراتی، پاسخگو نبودند. راه ‌اندازی مدارس قرآنی یکی از آرزوهای دیرینه ما بود، البته همه مدارس ما مدارس قرآن هستند، اما این مراکز ایجاد شدند تا در فضای غیر رسمی و در شیفت‌های بعداز ظهر به آموزش قرآن بپردازند.

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش افزود: به واسطه طرح توسعه منشور فرهنگ قرآنی بحث آموزش عمومی قرآن به آموزش و پرورش واگذار شده است و کلیه نهادها و ارگان‌هایی که آموزش قرآن را انجام می‌دهند، زیر مجموعه کمیسیون‌های آموزش قرآن، شامل کمیسیون آموزش عمومی، کمیسیون تبلیغی و ترویجی و کمیسیون آموزش عالی و پژوهش‌های قرآنی هستند.

مسیب‌زاده با بیان اینکه در همین راستا در یک برهه‌ای قرار شد 10 هزار مدرسه قرآن با هدف آموزش عمومی و جذب عموم مردم به عنوان کانون‌های قرآنی محله راه‌اندازی شوند گفت: این مدارس به واسطه مشکلات اعتباری ادامه فعالیت نداشتند و همان سه ترم اول تعطیل شدند. اما اتفاق مبارکی که افتاد، مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش و آیین‌ نامه‌ای بود که براساس آن راه‌اندازی مدارس ویژه قرآنی همانند مدارس ورزش و... امکان‌پذیر شد.

وی افزود: در حال حاضر بیش از 2000 مدرسه قرآنی داریم که در مقطع ابتدایی اقدام به جذب دانش‌آموزان کرده‌اند و سبقه آموزش قرآنی در این مدارس، بیشتر است، اما از لحاظ آموزشی، تفاوتی با سایر مدارس ندارد و ما افزایش ساعتی برای آموزش‌های قرآنی نداریم. در واقع کادر اجرایی مدرسه سبقه قرآنی دارند.

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه اما درباره دارالقرآن‌ها باید گفت که این مراکز چند سالی بود که از رونق افتاده بودند، اظهار کرد: امسال با رویکرد جدید دارالقرآن‌ها احیا خواهند شد و دانش‌آموزان علاقه‌مند به فعالیت‌های قرآنی به صورت تخصصی وارد این مراکز شده و با گذراندن 10 سطح در رشته‌های مختلف اعم از تفسیر، حفظ و... تحصیل خواهند کرد.

وی تاکید کرد: در واقع مدارس قرآنی همچون گذشته ادامه فعالیت خواهند داد و فعالیت قرآنی‌شان برجسته‌تر از گذشته است اما مراکز درالقرآن نیز به عنوان فوق برنامه و مکمل آموزش رسمی فعالیت می‌کنند.

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به پرسشی درباره توجه به سایر مذاهب در مدارس گفت: یکی از برنامه‌های شاخص ما "گفتمان دینی" است و در پرسش و پاسخ‌های مذهبی سوالات مختلف دانش‌آموزان در تمام زمینه‌ها پاسخ داده خواهد شد.

کمبود معلم قرآنی نداریم

مسیب‌ زاده در پایان در پاسخ به پرسشی درباره کمبود معلمان قرآن در سطح مدارس اظهار کرد: کمبود معلم قرآن نداریم و مدرسه‌ای نیست که کلاس قرآن در آن تشکیل نشود. ضمن آنکه 5000 نیروی توانمند قرآنی نیز به بدنه آموزش و پرورش اضافه شده که بحث کیفیت در آموزش را نیز به کمک آنها دنبال خواهیم کرد.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:40 | لینک ثابت |

تقویم زمین شناسی

زمین

از مدت‌ها قبل زمین شناسان با توجه به ترتیبی که در ته نشینی لایه‌های مختلف پوسته زمین وجود دارد، سعی در تدوین جدولی نمودند تا بتوانند هر لایه را در جای خود ترسیم نمایند. در اواخر قرن هفدهم زمین شناسانی که در ایتالیا و آلمان کار می‌کردند یک ستون چینه شناسی سه قسمتی درست کردند.

بعداً توسط ورنر پوسته زمین به پنج قسمت تقسیم شد. ورنر طرح تقسیمات خود را بر مبنای منشأ سنگ‌ها قرار داد ولی بعد دریافت که برای ایجاد نظم و ترتیب کامل در ستون چینه شناسی، به یک ستون استاندارد در مقیاس جهانی نیاز است. نهایتاً طراحی توسط اسمیت در انگلستان و کوویر در حوزه پاریس ارائه شد که بر مبنای فسیل‌ها بنا شده بود. در اوایل قرن هجدهم زمین شناسان با ادغام نظریه‌های استنو، هاتن، اسمیت و کوویر دریافتند ترکیب پیچیده‌ای در سنگ‌های پوسته زمین وجود دارد که می‌تواند نماینده ستون چینه‌شناسی باشد. مطالعه بر روی ستون چینه‌شناسی تا قرن نوزدهم به طول انجامید تا در نتیجه جدولی تدوین شد که امروزه از آن استفاده می‌شود.

زمان‌بندی زمین‌شناسی

تاریخ زمین به دو قسمت بزرگ تقسیم شده است که یکی نهان‌زیستی (پرکامبرین) و دیگری پیدازیستی است. نهان‌زیستی به سه دوران پیشازیستی، نخست زیستی و پیشین زیستی تقسیم می‌شود و پیدا زیستی به سه دوران نو زیستی، میان زیستی و دیرینه زیستی تقسیم می‌شود.

دوران دیرینه زیستی

دوران دیرینه زیستی (پالئوزوئیک) که از حدود 590 میلیون سال پیش شروع و پایان آن 225 میلیون سال پیش بوده است. در ابتدای این دوران بخش وسیعی از کره زمین را اقیانوس فرا گرفته ولی در اواخر آن قاره بزرگ پانجه‌آ تشکیل شد و مناطقی از زمین بالا آمده، رشته کوه‌هایی تشکیل شدند. یکی از دلایل عمده تحولات جانوران و زیادی بی‌ مهرگان آبزی و صدف دار وجود دریای کم عمق و گرم در اولین دوره دوران دیرینه زیستی یعنی کامبرین بوده است که بیشتر سطح زمین را می‌پوشاند. از مهم‌ترین جانداران این دوره سه‌بندی‌ها (تریلوبیت‌ها) از گروه بندپایان بوده که شبیه به خرچنگ‌های نعلی امروزی بودند.

دوران میانه‌زیستی

دوران میانه‌زیستی (مزوزوئیک) از 225 میلیون سال تا 65 میلیون سال پیش را شامل می‌شود. تغییرات شدید سطح زمین در این دوره به وقوع پیوسته است. قاره بزرگ پانجه‌آ به چند قاره کوچک‌تر تقسیم شد و در آن‌ها رشته کوه‌هایی به وجود آمد. این دوران به علت گسترش و فراوانی خزندگان به دوران خزندگان نیز معروف است، آب و هوای این دوران گرم بوده است.

دوران نوزیستی

دوران نوزیستی که از 65 میلیون سال قبل شروع شده است و هنوز نیز ادامه دارد. فعالیت زمین ساختی در این دوران افزایش یافت که نتیجه آن به وجود آمدن رشته کوه‌هایی مانند هیمالیا، البرز، زاگرس و آلپ بود. مهم‌ترین حادثه این دوران گسترش و تنوع پستانداران است که به این علت این دوران را دوره پستانداران لقب داده‌اند.

نومولیت‌ها که نوعی از آغازیان و از گروه روزنداران بوده‌اند از فسیل‌های راهنمای مهم اوایل دوران نوزیستی محسوب می‌شوند. دوره کواترنر با ظهور یخبندان عظیم در سطح کره زمین مشخص می‌شود که باعث تغییرات شدید آب و هوایی و انقراض بعضی از جانوران و ظهور انواع دیگر شده است در این دوره است که انسان پا به عرصه وجود می‌گذارد و گیاهان و جانوران امروزی پدیدار می‌شوند.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:30 | لینک ثابت |

مقدمه:

قصه گویی در کشور ما سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد، اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه های شهرنشینی، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در نظام های آموزشی کم رنگ شود.

همچنین به قصه گویی هنوز به عنوان یک فن نگاه نمی شود و در نظام آموزش و پرورش جایگاه شایسته ای برای قصه گویی به چشم نمی خورد. بسیاری از علاقمندان به این فن، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روش های علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند. بحث درباره ی نظام تعلیم و تربیت بسیار گسترده است، به گونه ای که وارد شدن به هر حیطه از آن، نیازمند دانش و تخصص است و اگر محققی واجد تخصص نباشد و علاوه برآن در زمینه ی مسائل تربیتی صبر و حوصله و دقت لازم را به کار نبرد، بی شک نمی تواند این نظام را به سر منزل مقصود هدایت کند.

همان گونه که می دانید در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستان ها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز، در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است باز می مانند.

آنچه که این مقاله در پی آن است، بررسی جایگاه قصه گویی در نظام آموزش رسمی کشور است. این نظام گسترده بخش بسیار وسیعی از جامعه را تحت پوشش قرار می دهد. از دوران پیش دبستان تا دوران دانشگاه گستره ی نظام تعلیم و تربیت است، اما در این مقاله هرجا به نظام آموزشی اشاره می شود، مراد دوران پیش دبستان و دبستان است. این دو بخش نیمی از جمعیت دانش آموزی را تحت پوشش خود دارد. با این اوصاف این مقاله در پی آن است که به این سوالات پاسخ دهد:

  • آیا قصه گویی می تواند در رقابت با فعالیت های رسمی مدرسه به جایگاهی مطمئن دست یابد؟
  • آیا در نظام آموزشی ما به قصه گویی به عنوان فعالیتی جدی نگاه می شود یا فعالیتی تفننی است که ارزش علمی - آموزشی خاصی ندارد ؟ و...

با توجه به همه ی عوامل فوق در این مقاله ضمن مطالعه ی آرا و نظرات صاحب نظران سعی شده است تا با نگاهی دوباره به فعالیت قصه گویی جایگاه واقعی آن در نظام آموزشی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد.

قصه چیست؟

ادبیات کودک شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان و... است. ادبیات کودکان عبارتست از: تلاشی هنرمندانه در قالب کلام برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او. به بیانی دیگر ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورت های گوناگون.

برای شناخت جایگاه واقعی قصه گویی در نظام تعلیم و تربیت ابتدا لازم است عناصر اصلی این سرفصل را مورد دقت قرار دهیم.

پایانی خوش برای قصه‌های خوب

مطمئناٌ با شناخت و تعریف صحیح از کلیدهای واژگانی اصلی این عنوان، زمینه برای دستیابی مطمئن تر به جایگاه قصه گویی فراهم می شود.

در این عنوان به دو کلمه ی اصلی بر می خوریم نخست:

قصه و دوم:

نظام تعلیم و تربیت برای شروع بحث بهتر است ابتدا کلمه ی قصه و قصه گویی را مجدداٌ تعریف کنیم: خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی ذیل کلمه ی قصه آورده است: " قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آن ها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدم ها و شخصیت ها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد. حوادث قصه ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند ؛ بی آنکه در گسترش و بازسازی قهرمان ها و آدم های قصه نقشی داشته باشد. "

همچنین در لغت نامه ی دکتر معین درباره ی کلمه ی تعلیم آمده است: "آموختنی های مربوط به مسائل اجتماعی، تمدن و امور اجتماعی. آموختن و یاد دادن" و تربیت: "پرورش دادن، رشد کردن "معنی شده است.

با توجه به دو تعریف فوق زمینه های بررسی جایگاه قصه گویی در نظام های آموزشی مشخص تر می شود.

جایگاه قصه

برای بهبود نظام تعلیم و تربیت با توجه به گستره ی بسیار وسیع آن؛ نخست لازم است نوع جامعه ای که درآن به نقش و جایگاه قصه می پردازیم را بشناسیم. در بررسی جوامع و تا حدود پانزده سال قبل به دو نوع جامعه برمی خوریم: جامعه ی کشاورزی و جامعه ی صنعتی.

هرکدام از این دو جامعه از ارتباطاتی یک سویه بهره می بردند و وسیله ی انتقال پیام در آن ها عمدتاٌ نوشته، رادیو و تلویزیون بود. در اواخر قرن بیستم شاهد پیدایش جامعه ی دیگری به نام جامعه ی اطلاعاتی بودیم که اصلی ترین منبع در این جامعه دانش و اطلاعات است و عمده ترین سازمان های آن مراکز تحقیقاتی، دانشگاه ها و نظام های آموزشی می باشد. در این جامعه ارتباطات دوسویه و چند سویه است و این توانایی علاوه بر افزایش دادن سرعت ارسال و دریافت اطلاعات باعث افزایش فوق العاده ی سرعت رشد دانش نیز شده است. بنابراین در بخش آموزش دیگر نیازی به حفظ کردن مطالب نیست و باید هدف گذاری، برنامه ریزی و فرایند تدریس به سرعت از شیوه ی حفظ کردن و انبارداری اطلاعات به سمت ایجاد مهارت در فراگیرندگان به منظور توانایی دریافت اطلاعات مفید و مورد نیاز، چگونگی تجزیه و تحلیل داده ها و کسب نتایج تولید دانش تغییر جهت دهد و زمینه برای یافتن روابط و حقایق به جای آموزش آن ها فراهم شود.

مفاهیم کودکانه در جهان کودکانه

با این اوصاف آیا نظام تعلیم و تربیت قابلیت این را دارد که مجدداٌ به فعالیت هایی نظیر قصه گویی رویکرد تازه ای ایجاد کند یا خیر ؟

اکنون همه ی نظام های تعلیم و تربیت به گونه ای با فناوری های ارتباطی درگیر می باشند. با توجه به هزینه های بسیار بالایی که در بسیاری از مدارس جهت بهبود امر تدریس و یادگیری به کار برده اند، انتظار می رفت که این عوامل به سمت ساده سازی و هیجان بخشیدن به آموزش پیش رود؛ اما متاسفانه در عمل مدارس فاقد نشاط و شادابی لازم می باشند. جریان تعلیم و تربیت نه فقط باید موجب شود تا خلاقیت در دانش آموزان توسعه یابد بلکه باید زمینه های آن را هم فراهم کند.

از سویی در نظام آموزشی رسمی کشورها و به ویژه در کشورهای جهان سوم به دلیل نیاز روزافزون جوامع به نیروهای متخصص تاکید بر یادگیری تئوریک است و به آموزش های نظری بیش از سایر آموزش ها توجه می شود.

به نظر می رسد نظام های آموزشی به ویژه نظام تعلیم و تربیت در کشور ما نیاز به بازسازی در زیربناهای فکری دارد. برای این منظور باید افراد آگاه و خبره بتوانند نیازهای جامعه ی اطلاعاتی را در کنار امور آموزشی به گونه ای سازماندهی کنند که تنوع فعالیت ها حفظ شده و همه چیز در خدمت سازندگی افرادی پرشور قرار گیرد.

نقش قصه

از جمله فعالیت هایی که می تواند بدون ایجاد حساسیت در نظام آموزشی از عهده ی مسئولیت خطیر پرورش کودکان بر آمده و همه چیز را همانند حلقه ای واحد به دور خود جمع کند، فعالیت قصه گویی است. قصه به لحاظ نیاز فطری انسان، همیشه یکی از برنامه های مورد علاقه ی اوست. در طول تاریخ علی رغم پیشرفت های سریع تکنولوژی هنوز زبان ساده ی قصه نقش بسیار مهمی در بیان مسائل آموزشی دارد. هرچند با توجه به تغییرات تکنولوژی، تغییراتی اساسی در استفاده از قصه ها صورت گرفته است و به سختی رویکردهای سابق نسبت به قصه گویی ایجاد می شود، اما با هماهنگی بین بخش های مختلف نظام های آموزشی می توان خلا موجود در آن را پر کرد.

در این راستا توجه به این نکته ضروری به نظر می رسد، که یکی از بخش های مهم ادبیات کودک، قصه می باشد. قصه کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد. قصه هایی که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و آن ها را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آن ها را یاری می دهد.

قصه، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان نقش قاطعی دارد.

هدف های برنامه ی ادبیات کودکان و به ویژه قصه در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارتند از:

1- کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان
2- تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان
3-تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان
4-ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان
5- رشد اعتماد به نفس کودک و علاقمند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی
6- برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماداه ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن.

کودک و قصه

متاسفانه نکته ای که تا کنون در نظام های آموزشی به چشم می خورد، تاکید بر جهل و نادانی کودکان است و این نگرش حاکی از طرز تلقی " انسان شکل نیافته " در تعلیم و تربیت است.

علاوه بر آن کتاب های درسی در هزاره ی جدید در حال تغییر است، اگر چه هنوز کتاب ها به صورت کامل متناسب با توانایی ها و خصوصیات ذهنی کودکان تدوین نشده است، اما آموزشگران جدید نسبت به نقش قصه در پرورش جسمی و روانی و ذهنی کودکان تاکید بسیار دارند و جامعه هم تا حدود زیادی این تغییرات را پذیرفته است.

طرز تلقی بزگسالان نسبت به کودک و سرشت او بخش مهمی از برداشت نسبت به مفهوم کودکی است. ادبیات جدید کودک، محصول دگرگونی در مفهوم کودک است و نگرش های تازه ای را نسبت به کودکان و توانایی ها و ویژگی های ذهنی آن ها پدید آورده است.

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری و... ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را تشکیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فراگرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت در کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.

کودک در نظام تعلیم و تربیت جدید انسانی فعال و پویا است که حق انتخاب دارد. او با تجارب متفاوتی روبه روست. یکی از کارهایی که کودک در نظام های آموزشی امروزه با آن روبه روست شنیدن، نوشتن و باز گفتن است. در ذهن کودک میلیون ها جرقه وجود دارد که هر کدام می تواند زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای تازه را فراهم کند.

میل ذاتی کودک به شنیدن قصه موجب شده است تا قصه گویی به عنوان یکی از روش های آموزشی و تربیتی در طول اعصار مورد توجه باشد. کودک در داستان مایه ی زندگی خود را می یابد و خصوصیات رفتاری افراد را درک می کند.

داستان ها منعکس کننده ی نگاه انسان به جهان هستی و محیط پیرامون اوست و به همین دلیل قصه گویی راهی برای انتقال و آموزش آداب و رسوم و سنن از نسلی به نسل دیگر است. در تجدید حیات جاری قصه گویی، تعیین مرز ظریف بین اجرا و گفتن قصه به گونه ای فزاینده دشوار است و این تفاوت مربوط به رابطه ی بین گوینده و شنونده است و قصه در کانون این رابطه قرار دارد.

دانش آموز باید بتواند در طول قصه با قصه گو همراه باشد. اگر در نظام آموزشی به این مساله توجه شود، که قصه می تواند بسیاری از آموزه های تربیتی را به خوبی به مخاطب منتقل کند، مطمئنا رویکردها نسبت به فعالیت قصه گویی تغییرات جالبی پیدا خواهد کرد. متاسفانه به دلیل این که انتخاب معلمین در کشور با نگاه های پرورشی همراه نیست و در گزینش معلمان به توانمندی های خاص توجه نمی شود و ملاک گزینش بر اساس نمره می باشد، جایگاه قصه و قصه گویی و سایر فعالیت های پرورشی در نظام آموزشی به خوبی قوام نیافته است.

اگر فعالیت قصه گویی توسط فردی ناتوان که با اصول قصه گویی آشنا نیست، ارائه شود؛ نه تنها نمی تواند موثر واقع شود بلکه علی رغم میل فطری کودک به قصه او را از محیط قصه فراری می دهد. در این رابطه ما با دسته های مختلفی از قصه گویان روبه رو هستیم: قصه گو - مجری ها، قصه گو -کتابدارها و قصه گو- معلمان.

در نظام های آموزشی بیشتر شاهد قصه گو - معلمان هستیم؛ یعنی آن دسته از قصه گویانی که برای کودکان در برنامه های آموزشی قصه می گویند، اما علاقه مند به کار قصه گویی نیستند، در واقع آنان علاقه مند به اجرای قصه توسط قصه گو نیستند.

قصه خواند برای کودک، ارتباط پدر و کودک

به دلیل حاکمیت این دیدگاه در نظام آموزشی، معلمین نمی توانند نقش قصه گویی را به خوبی ایفا کنند. معلیمن در نظام های آموزشی باید بدانند که بین اجرای فعالیت های آموزشی و فعالیت های پرورشی و فوق برنامه ارتباطی بسیار عمیق وجود دارد. ممکن است بسیاری از معلمین برای بچه های خود در خانه قصه بگویند و با شناختی که از او دارند درباره ی علاقه ها، ترس ها، یا محبت هایش قصه بگویند؛ اما قصه در مدرسه ویژگی های خاص خود را دارد. شکل ارائه ی آن متفاوت است. قصه در مدرسه شور و عاطفه ی بیشتری را می طلبد و باید به کودک آزادی عمل بیشتری بدهد. قصه با توجه به نیازهای فطری مخاطب فرق می کند. برای این منظور باید کتاب های درسی سرشار از ادبیاتی غنی و مفید باشد. این ادبیات باید با مدیریت و برنامه ریزی آموزشی همسو بوده و در برنامه ی تحصیلی خللی وارد نکند. معلم می تواند با قصه به دانش آموزان مهارت های پژوهشی را بیاموزد، می تواند گوش سپردن به قصه و برانگیختن کودکان را با آن ها تجربه کند.

نظام تعلیم و تربیت و قصه گویی

علاوه بر موارد فوق برنامه های آموزشی از جمله برنامه های چند رسانه ای می باشند. برنامه ی چند رسانه ای، برنامه ای است که ترکیبی از دو یا بیش از دو شکل هنری است که هر کدام می تواند جایگاه خود را داشته باشد و در مجموع کل واحدی را بیافریند.

قصه گویی در نظام آموزشی می تواند با اشکال مختلف درسی بیامیزد، به شرطی که روی برنامه ها به خوبی فکر شده باشد و ارتباط بین بخش های آن منسجم باشد. موثرترین برنامه ها آن هایی هستند که بر درون مایه یا موضوع درسی یا نویسنده ای خاص متمرکز شده باشند.

برای آماده سازی یک برنامه ی درسی که بتواند در نظام تعلیم و تربیت مفید واقع شود باید در مواد مورد استفاده ی آن دقت شود.

شرط موفقیت یک برنامه نظیر قصه گویی در مدارس روانی و موزون بودن آن است. در یک نظام تعلیم و تربیت باید بخش ها مکمل هم باشند و در عین حال آنقدر قدرت داشته باشند که مستقل به کار آیند.

اگر چه امروزه به عواملی نظیر تفکیک بودجه و کاهش تعداد کارکنان در نظام های آموزشی اشاره می شود، با این حال رویکردهای تازه ای نسبت به فعالیت هایی نظیر قصه گویی درحال پیدایش است

داستان ارثیه شرقى ماست

به نظر می رسد برای رفع مشکل عدم توانمندی معلمین به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر آموزشی باید دوره هایی برای آن ها برگزار شود. مدیران، معلمین و سایر افراد دست اندرکار نظام تعلیم و تربیت بایستی نسبت به شرکت در برنامه های قصه گویی ترغیب شوند، چون اگر بهترین قصه ها هم در خدمت شخصی که علاقمند به قصه گویی نباشد قرار گیرد و نتواند از عهده ی ارائه ی آن برآید، در واقع کاری عبث انجام شده است.

دوره های آموزش ضمن خدمت که بعضا بی توجه به نیازهای واقعی معلمین برگزار می شود نتایج مفیدی را به دنبال نخواهد داشت، اما با شناسایی افراد توانمند و علاقمند و برگزاری دوره های ضمن خدمت ویژه ی آنان کم کم نگرش ها نسبت به قصه گویی تغییر خواهد کرد.

در تدریس معلم باید طرح درس خود را از قبل آماده کرده باشد و از شیوه های مختلفی برای ارائه ی مطلب به دانش آموزان سود بجوید، اما متاسفانه در عمل چنین اتفاقی نمی افتد. معلم باید بداند که در عصر ارتباطات باید حجم دانسته هایش به حدی باشد که بتواند در برابر سوالات مختلف دانش آموزان پاسخگو باشد. با مسلط کردن خود به این تجهیزات است که او می تواند پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد.

کسانی که شغل معلمی را برگزیده اند خود زمانی دانش آموز بوده اند و شرایط آموزشی و پرورشی را در مدارس تجربه کرده اند. علی رغم پیشرفت های ظاهری هنوز اتفاق تاثیر گذاری در مدارس و در نحوه ی تدریس معلمین نیفتاده است. باید در نظام آموزشی فرصت هایی فراهم شود که در برانگیختن انگیزه برای معلمین نقش کاربردی باشد.

همچنین برای کسب جایگاه مناسب برای فعالیتی نظیر قصه گویی لازم است در دانشگاه ها و سایر موسسات مرتبط رشته ای خاص ایجاد گردد تا نیروهایی توانمند برای فن قصه گوی تربیت شوند.

پشنهادات

آنچه در این مقاله به آن پرداخته شد، درواقع بررسی نظام آموزشی کشور و رویکردهای موجود در آن بود و سعی شد با تکیه بر مطالب صاحب نظران، به جایگاه قصه گویی و تاثیری که می تواند بر مخاطبان داشته باشد مطالبی ارائه شود. آنچه به نظر می رسد این است که در قدیم در مکتب خانه ها بسیاری از مسائل با زبان قصه به مخاطبان منتقل می شد، اما در نظام آموزشی امروزی از این ابزار سود برده نمی شود؛ حال آنکه در کتاب های جدید آموزش ابتدایی درس هایی با زبان قصه برای کودکان گنجانده شده است، که این امر می تواند جایگاه سابق قصه و قصه گویی را در نظام آموزشی تجدید کند.

دراین مقاله نویسنده با تجاربی که در مدت کار در کانون پرورش فکری کسب کرده و با حضور در جشنواره های قصه گویی یه این نتایج دست یافته است که:

کتا ب خوانی

کتاب های موجود در کتابخانه های کانون منابع بسیار مناسبی برای قصه گویی هستند، اما به دلیل این که ارتباط بین مراکز کانون و مدارس و به ویژه معلمان کم رنگ است، معلمین از این منابع آگاهی ندارند. با تشکیل گروه های قصه گویی در مدارس، حضور مربیان کانون در مدارس و ارائه ی قصه های جذاب و استفاده از شیوه های خلاق در قصه گویی توسط مربیان می تواند زمینه را برای بهبود وضعیت قصه گویی در مدارس فراهم کرد.

علاوه بر آن دوره های آموزش ضمن خدمت ویژه معلمین و معرفی منابع غنی ادبی به آن ها از سوی مراکزی نظیر کانون که قصه گویی را به عنوان یکی از فعالیت های اصلی در سر لوحه ی برنامه های خود دارد، می تواند جایگاه واقعی قصه گویی و نقشی که می تواند در آموزش و پرورش کودکان ایفا کند را به معلمین نشان بدهد.

برگزاری جشنواره های قصه گویی بین معلمین ابتدایی و همچنین جشنواره ی رقابتی بین مربیان کانون و معلمین مدارس نیز می تواند جایگاه قصه گویی رابهبود بخشد.

همچنین کانون به عنوان متولی قصه گویی در کشور باید در شیوه های برگزاری این فعالیت در کانون تجدید نظر انجام دهد تا زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای جدید در قصه گویی فراهم شود. مثلا کانون می تواند قصه گویی و کتاب هایی در این زمینه و به ویژه کتاب قصه ها را به خانواده ها امانت دهد تا علاوه بر ایجاد فرهنگ مطالعه هنر قصه گویی در خانواده ها زنده بماند.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:27 | لینک ثابت |
در سن نوجوانی نیازمند توجه به سلامتی و بهداشت خود هستید و چون در مرحله بلوغ به سر می برید باید راه های رسیدن به رشد مناسب را یاد بگیرید.

نوجوان

برای اطلاع صحیح روش های بهداشتی باید از اصول علمی پیروی کنید . آنچه دوستانتان نقل می کنند ممکن است همیشه درست نباشد. سعی کنید بدون خجالت در این موارد با یکی از بزرگ ترها مشورت کنید.

هر روز دوش بگیرید

از آنجا که در دوران بلوغ غدد عرق فعال تر می شوند، مواد شیمیایی در این غدد باعث بوی بد عرق میشود. بنابراین برای خلاصی از این بوی بد، شما باید از یک صابون ملایم و آب گرم استفاده کنید، حتی اگر در تابستان به سر می برید ، نباید از دوش آب گرم غافل شوید چراکه آب گرم باعث بازشدن منافذ پوست و از بین رفتن بوی عرق از لایه زیرین پوست شما میشود، در ادامه حمام خود بدنتان را با آب سرد بشویید تا منافذ پوست بسته شده و باکتریهای عامل بوی بد راهی برای نفوذ نداشته باشند.

لباس تمیز بپوشید و از خوشبو کننده بدن استفاده کنید.

هر روز جورابهایتان را تعویض کنید و درشروع روز از افشانه های ضدعرق استفاده کنید .

حداقل روزی2 بار وحداقل 2 دقیقه مسواک بزنید.

سعی کنید بعد از صرف غذا حتما مسواک بزنید . مسواک علاوه بر این که دندان هایتان را از آسیب حفظ می کند . باعث می شود تا بوی بد دهانتان را از بین ببرد و شما بتوانید با دوستانتان صحبت کنید .

پوست صورتتان را در هنگام شستن به شدت نمالید.

به آرامی و نرمی صورت خود را با حرکت دایره وار شستشو دهید و برای شستشو از صابون های ملایم استفاده کنید تا باعث تحریک بیشتر پوست و جوش زدن نشود .

روز را با یک صبحانه سالم و کامل شروع کنید و با یک وعده غذایی سالم آن را به پایان ببرید

موهای خود را بشویید

بیشتر مردم احتیاج دارند هرروز موهای خود را بشویند اما اگر موهای شما چربی کمی دارند می توانید یک روز در میان آنها زا بشویید. تنها به ظاهر مو توجه نکنید یعنی زمانیکه چرب به نظر نمی آید احتیاج به شستشو ندارد! با وجود اینها موها را زیاد (مثلا چند بار در روز) نشویید چون موها به کمی چربی نیز نیاز دارند. زیاد شستن موها میتواند باعث تحریک پذیری پوست سر، خارش یا حتی ایجاد شوره شود. برای شستن سر از شامپو و نرم کننده مناسب نوع موی خود استفاده کنید.

غذای سالم بخورید

در مورد رژیم غذایی خود فکر کنید. روز را با یک صبحانه سالم و کامل شروع کنید و با یک وعده غذایی سالم آن را به پایان ببرید.

- صبحانه: در صبحانه خود، به همراه کلسیم و فیبر، مقدار زیادی میوه بگنجانید. این یک شروع درخشان برای روزتان است.

- ناهار: اگر در مدرسه ناهار می خورید؛ خودتان را با ناهاری که از خانه برده اید، سیر کنید. برای اینکه در طول روز میان وعده نخورید، به مقدار کافی میوه و سبزیجات با خودتان ببرید. سالاد با یک غذای نانی و آب میوه بدون شکر، یک ناهار عالی است!

- شام: در این وعده غذایی باید به مقدار کافی پروتئین و سبزیجات داشته باشید. ماهی بخار پز شده و سبزیجات یک وعده غذایی واقعاً سالم و سرشار از مواد معدنی است. اما اگر گوشت یا ماهی نمی خورید، می توانید به جای گوشت چرخ کرده، از فلفل و قارچ و ذرت استفاده کنید.

- میان وعده: میوه، سبزیجات و آجیل بخورید. از خوردن غذاهای چرب فست فودی، چیپس، سیب زمینی سرخ کرده، بیسکوییت/شیرینی و شکلات خودداری کنید. می توانید هر از چند گاهی از این غذاهای ناسالم هم بدون احساس گناه، میل کنید اما بیشتر اوقات بهتر است یک میان وعده سالم بخورید!

بیشتر ورزش کنید

ورزش را شروع کنید. جالب توجه است که ورزش چگونه می تواند دید شما به جهان را تغییر دهد. یک قدم زدن ساده در صبح یا سریع دویدن در پارک قبل از مدرسه می تواند تأثیر شگفت انگیزی بر طرز تفکر شما بگذارد. ورزش کردن در واقع باعث آزاد شدن اندروفین در بدن تان می شود و باعث می شود شادتر شوید. بنابراین پیاده روی می تواند افکار منفی را از سرتان بیرون کند! ورزشی را پیدا کنید که از انجام آن لذت می برید و از مقدار کم شروع کنید و ورزش را جزئی از برنامه روزانه تان کنید. لازم نیست دوی ماراتن انجام دهید! برای شروع، در اطراف محل سکونت خود چند روز در هفته پیاده روی کنید. هر دفعه زمان آن را بیشتر کنید می توانید کارهای کوچکی در روز انجام دهید که به سلامتی تان کمک کند:

- برای طی مسیرهای.کوتاه اگر دست تان سنگین نیست، به جای استفاده از وسایل نقلیه، پیاده روی کنید.

- به جای اینکه با اتوبوس به مدرسه بروید از دوچرخه استفاده کنید.

دوستانی که شما با حضور والدین خود انتخاب میکنید، بهترین و ماندگارترین دوستان شما خواهند بود

خوب بخوابید

در دوران بلوغ شما به خوابی بیشتر از کودکی نیاز دارید. درست است که حرف زدن با تلفن یا چت کردن با دوستان تا نیمه های شب بسیار وسوسه انگیز است اما صبح فردا برای شما بسیار خسته کننده و کسل کننده خواهد شد.

شما هرشب به حداقل 8ساعت خواب نیاز دارید. برای اینکه مقدار نیاز بدن خود را به خواب پیدا کنید یک شب که فردایش تعطیل هستید در همان زمانی که روز های غیر تعطیل میخوابید به رختخواب بروید اما زنگ ساعت را خاموش کنید. صبح وقتی بیدار شدید ببینید چند ساعت خوابیده اید، این همان مقدار نیاز بدن شما به خواب شبانه است. درست است مجبورید صبح ها برای رفتن به مدرسه خیلی زود بیدار شوید ولی با زود خوابیدن میتوانید صبح شادی داشته باشید. این حالت به تمرکز شما در کلاس هم کمک میکند.

فعالیت اجتماعی داشته باشید

این موضوع بسیار مهم است که در محیط بیرون – البته محیطی امن با تشخیص خانواده – با افراد جامعه تعامل داشته باشید، در این بین رفت و آمدهای خانوادگی حرف اول را میزند. دوستانی که شما با حضور والدین خود انتخاب میکنید، بهترین و ماندگارترین دوستان شما خواهند بود .برای این رفت آمد ها می توانید دوستانتان را به خانه دعوت کنید و یا به خانه دوستانتان بروید .این کار بهتر از رفتن به پارک و گشت و گذار بیهوده در خیابان است.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:25 | لینک ثابت |

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

میهمانان کوچک، ضیافتی بزرگ

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

سر سفره افطار می‌نشیند، صدای الله اکبر اذان از تلویزیون در فضای کوچک اتاق می‌پیچد. دانه‌ای خرما از میان سفره برمی دارد، هنوز خرما را به دهان نگذاشته که پدر هدیه‌ای را جلوی چشمانش می‌گذارد و می‌گوید: «قبول باشه زینب جان.» حسی بند بند وجود زینب را فرا می‌گیرد، احساس می‌کند که با گرفتن اولین روزه عمرش بزرگ شده است. بزرگ مثل مادر، مثل مادربزرگ اما...اما...

اما فکری چون برق از ذهنش عبور می‌گذرد: «اصلاً چرا باید روزه بگیرم!؟»

آری، شاید سوال زینب، سوال خیلی از دخترها و پسرهایی باشد که امسال برای اولین بار روزه می‌گیرند؛ بنابراین وقتی فرزندتان از شما پرسید: «چرا باید روزه بگیرم؟»

کتاب قرآن را باز کنید و بخوانید: «ای افرادی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما مقررشده است، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند مقر رشد؛ تا پرهیزکار شوید.» (سوره بقره، آیه 183)

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

به فرزندتان بگویید دین اسلام ماه رمضان را ضیافتی الهی می‌نامد. از این ماه با تعابیر ماه عزیز، ماه قشنگ و ماه خوب یاد کنید؛ بگویید: «یک ماه فرصت داریم تمرین کنیم تا کارهایی را که نباید انجام دهیم انجام ندهیم

همان‌طور که از امام حسین (ع) پرسیدند: «چرا خداوند روزه را واجب كرد؟» ایشان فرمود: «برای این كه ثروتمند با روزه گرفتن خود، گرسنگی را لمس كند و توجه او به بینوایان بازگردد.»

آنگاه با این مقدمه درس هایی درباره فواید فردی و اجتماعی روزه بیان کنید.

تأثیر روزه بر فرد

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه پرهیزکاری است. روزه، روحیه خدا گرایی و گرایش به مسائل عرفانی و معنوی را در انسان افزایش می‌دهد. بنابراین، بهترین اعمال در این ماه، پرهیز از معاصی پروردگار می‌باشد.

دومین فلسفه روزه، تقویت صبر و پایداری است. قرآن کریم با این بیان آسمانی، مۆمنان را به صبر و پایداری سفارش می‌کند: «یا اَیُّهَا الَّذَینَ امَنُوا اِسْتَعینُوا بِالْصَّبْرِ وَ الصَّلاة» (بقره،153) مراد از صبر در این آیه روزه است. یکی از عوامل شکست آدمی در برابر دشواری‌های زندگی، اضطراب‌ها، نگرانی‌ها و دلهره‌هاست. در برابر این گونه عوامل که ناراحتی روحی و درونی در پی دارد، مقاومت روحی بسیار لازم است و این مقاومت تنها در پرتو نماز و روزه به دست خواهد آمد.

سومین فلسفه روزه تندرستی می‌باشد. اسلام برای سلامت جسمی، ارزشی فوق‌العاده قائل است. امروزه، روزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود معطوف ساخته است.

چهارمین فلسفه روزه، پاک سازی دل و افزایش نور معرفت است. انسان در پرتو روزه داری و پرهیز از گناه و محرمات و گرایش به معنویات، زمینه تجلی نور معرفت را در وجود خود فراهم می‌کند.

پنجمین فلسفه روزه، تعدیل غرایز است. در واقع، نفس و طبیعت آدمی می‌خواهد هر سخنی را بشنود، هر غذایی را بخورد، هر منظره‌ای را ببیند، ولی روزه و مقررات و احکامش، این خواسته‌های نفسانی و نامتعادل دل انسان را کنترل می‌کنند.

ششمین فلسفه روزه، تقویت اراده و تسلط بر نفس می‌باشد. هنگامی که انسان با خواسته‌های نفس خویش مخالفت می‌کند، یعنی غذا را می‌بیند و نمی‌خورد یا تشنه است ولی آب نمی‌نوشد، رفته رفته بر نفس خود چیره و اراده‌اش تقویت می‌شود.

هفتمین فلسفه روزه، تقویت روحیه آخرت گرایی است. روزه داری، توجه به امور ماورایی، روحیه آخرت گرایی و نیز زهدورزی نسبت به زندگی مادی را در انسان تقویت می‌کند و توجه به سرای ابدی در آدمی بیش از پیش متجلی می‌گردد.

هشتمین فلسفه روزه، نزدیک شدن به پروردگار می‌باشد. انسان با روزه گرفتن به صفت فرشتگان دست می یابد و مانند ملائک مقرّب درگاه می‌شود. برای انسان در حال روزه، حالت‌های معنوی و روحانی خوبی فراهم می‌آید که در غیر روزه کمتر تحقق می‌یابد.

نهمین فلسفه روزه، استجابت دعا می‌باشد. روزه دار حالتی روحانی پیدا می‌کند و ارتباط خوبی با معبود برقرار می‌سازد. بدین سبب، پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «دعای روزه دار رد نمی‌شود

دهمین فلسفه روزه، ایجاد روحیه قناعت است. فرهنگ اسلام، قناعت، ایثار و پرهیز از مادیات را راهی برای رسیدن به تکامل معنوی می‌داند. روزه، فریضه‌ای است که مسلمان را از غرقه شدن در ماده گرایی و حرص برای لذت‌های مادی و تن پروری و مصرف می‌رهاند. روزه به انسان می‌آموزد که به اندازه نیاز مصرف کند، قناعت نماید و به فکر دیگران باشد.

تأثیر روزه بر اجتماع

اولین برکت اجتماعی روزه، بیداری عواطف انسانی است. آدمی به کمک روزه درمی یابد که بر فقیران و گرسنگان چه می‌گذرد.روزه دار با تحمل گرسنگی و تشنگی، با درد نیازمندان آشنا می‌شود و عواطف انسانی، وی را برای کمک به فقیران تشویق می‌کند.

دومین برکت اجتماعی روزه، تقویت همبستگی و ایجاد روحیه جمع گرایی میان مسلمانان است. به نظر اسلام، عبادت و تقرب به خدا در نماز و روزه خلاصه نمی‌شود، بلکه انجام دادن مسئولیت‌های اجتماعی، خدمت به بندگان خدا و تلاش برای رفع نیازهای آنان می‌تواند وسیله‌ای برای تقرب پروردگار باشد. چنانچه دین اسلام، افطاری دادن به مسلمانان را حتی اگر مقدار ناچیزی باشد، پاداش بی شماری نصیب افطار دهنده می‌داند؛ این کار به تقویت روحیه جمع گرایی و دیگرخواهی می انجامد.

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

سومین برکت اجتماعی روزه، تقویت اراده جمعی است. کسی که بتواند ساعت‌ها، لذت غذا خوردن را ترک کند و رنج تشنگی و گرسنگی را بر خود هموار سازد، می‌تواند به خاطر مصالح بزرگ اجتماعی و حفظ شرف خود و جامعه نیز شکیبایی بورزد و دشواری‌ها را برای رسیدن به مقاصد عالی متحمل شود. عاملی که سبب پیروزی ملت‌ها بر مشکلات است، قوت اراده و عزم اجتماعی است که در پرتو تحمل سختی‌ها از جمله روزه داری به دست می‌آید.

چهارمین برکت اجتماعی روزه، تقویت حُسن معاشرت است. به دست آوردن حسن خلق، گذشت و دوری از کینه توزی، تندخویی، بدزبانی، ستیزه جویی، غیبت و دشنام در روابط اجتماعی از نتایج روز می‌باشد. از جمله آموزش‌های دین به روزه دار اینست که مراقب چشم، زبان و گوش خویش باشد.

در نهایت، این ضیافت بزرگ راهی است جهت آموزش و تمرین معاشرت میهمانان کوچک، برای داشتن اجتماعی سالم.


 

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:20 | لینک ثابت |

در مورد خواص بروکلی زیاد صحبت کرده‌ایم. اخیراً نتایج یک پژوهش آمریکایی که در مجله‌ی Cancer Prevention Research به چاپ رسیده است نشان می‌دهد که نوشیدن روزانه یک نوشیدنی تهیه شده از بروکلی باعث دفع آکرولئین و بنزن می‌شود. این دو ترکیب شیمیایی مضر در محیط زیست به وفور یافت می‌شود

ابروکلی؛ یک سم‌زدای واقعی

در مورد خواص بروکلی زیاد صحبت کرده‌ایم. اخیراً نتایج یک پژوهش آمریکایی که در مجله‌ی Cancer Prevention Research به چاپ رسیده است نشان می‌دهد که نوشیدن روزانه یک نوشیدنی تهیه شده از بروکلی باعث دفع آکرولئین و بنزن می‌شود. این دو ترکیب شیمیایی مضر در محیط زیست به وفور یافت می‌شود.

آکرولئین در گازهای خروجی از اگزوز ماشین‌ها، دود سیگار و روغن‌هایی که در دمای بالا حرارت داده می‌شوند وجود دارد. این ترکیب شیمیایی برای پوست و مخاط مضر است و می‌تواند سلامت ریه‌ها را نیز به خطر بیندازد. بنزن نیز هیدروکربنی است که به عنوان یک ترکیب سرطان‌زا معروف است.

محققان دانشگاه جان هاپکینز تأثیر بروکلی را روی نزدیک به 300 چینی ساکن یکی از آلوده‌ترین مناطق چین مورد بررسی قرار دادند.

برخی از این افراد به مدت 12 هفته یک نوشیدنی با پایه‌ی بروکلی غنی‌شده با گلوکورافانین و سولفورفان مصرف کردند. این دو ترکیب در سبزیجات وجود داشته و خواص ضدسرطانی دارند.

گروه دیگر روزانه یک نوشیدنی دیگر مصرف کردند.

محققان هر هفته ادرار شرکت‌کننده‌های هر دو گروه را مورد بررسی قرار دادند.

آنچه مشخص است بروکلی می‌تواند بدن را از شر سمومی که روزانه به دلیل استنشاق هوای آلوده وارد بدن می‌شود خلاص کند


محققان بعد از بررسی‌های انجام شده مشاهده کردند گروهی که نوشیدنی حاوی بروکلی مصرف کرده بودند به میزان 61 درصد بنزن و 23 درصد آکرولئین بیشتری نسبت به گروه دیگر از طریق ادرار خود دفع کرده‌اند.


محققان به این نتیجه رسیدند که این نوشیدنی به طور موثری با اثرات منفی آلاینده‌های موجود در هوا مقابله می‌کند. البته قابل‌ذکر است میزان گلوکورافانین و سولفورفانی که به این نوشیدنی اضافه شده بود بیشتر از میزانی است که به طور طبیعی می‌توان از یک نوشیدنی با پایه‌ی بروکلی انتظار داشت.

محققان همچنان مشغول انجام بررسی‌های تکمیلی هستند اما آنچه مشخص است بروکلی می‌تواند بدن را از شر سمومی که روزانه به دلیل استنشاق هوای آلوده وارد بدن می‌شود خلاص کند.
منبع:تبیان

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:8 | لینک ثابت |
حكم شخصی كه شغل او سخت و دشوار است و در شهر بسیار گرمی كار می‌كند و عملاً روزه‌گرفتن در تابستان برای وی تقریباً غیر ممكن است، چیست؟

بنابر نظر بیشتر مراجع تقلید تنها نُه چیز روزه را باطل مى‏کند:

اول: خوردن و آشامیدن، دوم: جماع (عمل زناشویی)، سوم: استمناء، چهارم: دروغ بستن به خدا و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و جانشینان پیغمبر (علیهم السلام)، پنجم: رساندن غبار غلیظ به حلق، ششم: فرو بردن تمام سر در آب، هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح، هشتم: اماله کردن با چیزهاى روان، نهم: قى کردن (استفراغ).

سوال: اگر کسی کفاره رمضان بر عهده اش باشد آیا باید آن را تا رمضان بعدی ادا کند؟


مراجع عظام تقلید می فرمایند: "کسى که کفّاره روزه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند (امروزه بنده آزاد کردن موضوعیت ندارد)، یا دو ماه روزه بگیرد (باید سى و یک روز آن را پى در پى بگیرد و اگر بقیه آن پى در پى نباشد اشکال ندارد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏1، ص 928، م 1661)، یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام یک مُد که تقریباً ده سیر است طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها بدهد و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد هر چند مد که مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد باید استغفار کند، اگر چه مثلًا یک مرتبه بگوید «استغفر اللَّه» و احتیاط واجب در فرض اخیر آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏1، ص 928، م 1660)

بنابراین، تا جایی که ممکن است باید قبل از رمضان بعدی کفاره را ادا نماید و اگر نمی تواند استغفار کند و بعد از رمضان زمانی که توانایی پیدا کرد کفاره را ادا نماید.

دو سوال از محضر مبارک آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله:


سوال: سن بلوغ زن نه سال در رساله ذكر شده است و تكلیف بر او واجب است، در حالی‌كه دختر این قدر كوچك است كه اگر روزه بگیرد مریض می‌شود بلكه نمی‌تواند روزه بگیرد و علامت بلوغ دیگر هم ندارد، تكلیف ایشان چیست؟

جواب: سن تكلیف دختران نه سال كامل قمری است و در عین حال قدرت، شرط تكلیف است، آنچه قدرت انجامش را دارد باید انجام دهد و آنچه قدرتش را ندارد تكلیف ساقط است، مثلاً اگر قدرت گرفتن روزه ندارد نباید روزه بگیرد و هر وقت قدرت یافت قضا آن را بجا آورد ولی نماز و حجاب و امثال اینها را كه قدرت دارد باید انجام دهد. والله العالم

سوال: حكم شخصی كه شغل او سخت و دشوار است و در شهر بسیار گرمی كار می‌كند و عملاً روزه‌گرفتن در تابستان برای وی تقریباً غیر ممكن است، چیست؟

جواب: اگر می‌توانند از ساعات كار كم كنند و روزه‌ها را بگیرند و از بركات آن محروم نشوند؛ و اگر این كار میسر نیست، هر روز صبح به قدر مسافت شرعی مسافرت كنند و روزه خود را در آنجا افطار نمایند كه فقط قضای آن روزها به عهده شخص می‌آید و كفاره ندارد. والله العالم

دو سوال از محضر مبارک آیة الله حسینی زنجانی دام ظله:


سوال: آیا شخص‌ روزه‌دار در ماه‌ مبارک‌ رمضان می‌تواند سُرم‌ یا آمپول تزریق‌ کند؟

آمپول و سرم درمانی اشکال ندارد اما از سرم غذایی و آمپول های غیر درمانی باید اجتناب گردد. والله العالم.

سوال: آیا خون دادن در حالت روزه داری، روزه را باطل می کند؟

انجام دادن هر کاری که باعث ضعف و بی حالی در روزه دار گردد مکروه است و چون اهداء خون باعث ضعف می شود برای روزه دار مکروه است و بهتر است پس از افطار، خون اهداء کند. والله العالم

و چند مسئله درباره نیت روزه:


1 ـ در روزه نیّت یكى از واجبات است.

2 ـ قبل از طلوع صبح ماه مبارك رمضان، انسان باید نیّت كند كه: (فردا روزه مى‏گیرم قربة الى‏الله).

3 ـ اگر شب ندانست كه فردا جزء ماه رمضان است، ولى پیش از ظهر برایش معلوم شد كه امروز جزء ماه رمضان است، همان وقت نیّت روزه مى‏كند.

4 ـ در روزه مستحبّى وقت نیّت تا قبل از غروب امتداد دارد، ولى به شرط آنكه تا آن وقت كه نیّت مى‏كند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد.

5 ـ اگر ندانست كه فردا آخر ماه شعبان است یا اوّل ماه رمضان، نیّت آخر شعبان مى‏كند، یا نیّت روزه دیگرى را مى‏نماید، هرگاه بعدا معلوم شد كه آن روز اوّل ماه رمضان بوده است، همان روزه‏اى كه گرفته است كفایت مى‏كند، و نیازى به گرفتن قضا نیست.

6 ـ در روز ماه مبارك رمضان نباید قصد بجا آوردن كارهائى كه روزه را باطل مى‏كند بنماید، و اگر قصد كرد روزه‏اش باطل مى‏شود، هر چند كه آن عمل را انجام نداده باشد، ولى بر او واجب است تا غروب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 16:1 | لینک ثابت |

 
رئیس سازمان نهضت سواد آموزی خبر داد:محدودیت خدمات دولتی برای افراد بی سوادگروه سنی 49-10 سال
رئیس سازمان نهضت سواد آموزی، از محدودیت خدمات دولتی برای افراد بی سوادگروه سنی 49-10 سال در آینده خبر داد.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به نقل از شهر تهران، علی باقرزاده درآموزش و پرورش منطقه 16 تهران، ضمن قدردانی از فعالیت های صورت گرفته در منطقه، به تصمیات اخیر دولت اشاره و اظهارکرد: شورای عالی پشتیبانی سواد آموزی، مقدمات و تمهیدات لازم را برای سواد آموزی درکشور فراهم آورده است و همه افراد بی سواد گروه هدف 49-10 ساله می توانند از فرصت به دست آمده برای کسب مهارت سواد آموزی استفاده نمایند .

رئیس سازمان نهضت سواد آموزی به عواقب و اثرات بی سوادی در جامعه اشاره و بیان کرد: افراد بی سواد در زندگی خود از اعتماد به نفس پایینی برخوردار بوده و در حل مشکلات و مسایل روزمره ی خود با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.

وی به مزیت های باسوادی و اثرات آن در موضوعات اخلاقی، سلامت، رفاه واقتصاد اشاره و تصریح کرد: افراد بی سواد در این طرح شرکت کنند تا ازموقعیت و امکانات فراهم شده استفاده نماینده تا درآینده شاهد معضل بی سوادی در ایران نباشیم .

باقرزاده با تاکید بر محدودیت خدمات دولتی برای بی سوادان 49-10 سال خاطرنشان کرد: افراد بی سوادی که تا سال 94 در دوره های سواد آموزی شرکت نکرده باشند جزو بی سوادان گروه هدف49-10 ساله خواهند بود و خدمات دولتی همانند اخذ مجوز فعالیت های اقتصادی، گرفتن یارانه و... برای آنان با محدودیت خواهدبود.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 15:39 | لینک ثابت |

 
وزیر آموزش و پرورش:مدیریت منابع راه گریز از مشکلات آموزش و پرورش است
وزیر آموزش و پرورش گفت: باتوجه به این که بیش از 98 درصد از بودجه آموزش و پرورش صرف هزینه‌های جاری می شود، تنها راه گریز از مشکلات، مدیریت منابع می‌باشد.

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، عصر امروز علی اصغر فانی در مراسم تکریم و معارفه معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی و مدیرکل دفتر وزارتی که در سالن اجتماعات ساختمان شهید رجایی برگزار شد، ضمن ابراز تاسف از کشتار مردم غزه توسط رژیم اشغالگر قدس اظهار کرد : تحول در آموزش و پرورش زمانی ایجاد می‌شود که بتوانیم منابع را در آموزش و پرورش به درستی مدیریت کنیم.

وی «افزایش منابع»، «تجدید منابع» و «کاهش هزینه های جاری آموزش و پرورش را از راه‌های گریز از مشکلات و تگناها برشمرد و تصریح کرد: این مهم درگروی عملکرد مناسب معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی می باشد.

فانی از برگزاری سمینار اقتصاد در آموزش و پرورش با همراهی مشاور اقتصادی رئیس جمهور در آینده‌ای نزدیک خبر داد و افزود: برگزاری این نشست ها می تواند به ایجاد راهکارهای مناسبی در جهت حل مشکلات بودجه و استفاده بهینیه از منابع و افزایش بهره‌وری بیانجامد.

وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد : این معاونت می‌تواند از طریق اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری در دولت و مجلس مطرح است ، سهم فرهنگیان را افزایش دهد و برای تحقق این هدف نیاز همه بخش‌ها لازم است.

شایان ذکر است، پیش از سخنان وزیر آموزش و پرورش سید محمد بطحایی، محمد فاضل و وحید کیارشی گزارش هایی را از عملکرد دوران فعالیت و برنامه های آتی خود به حاضرین ارائه نمودند.

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 15:36 | لینک ثابت |
اسامی  دانش آموزان  مدرسه غیردولتی نشاط که در آزمون نمونه دولتی قبول شده اند  به شرح زیر اعلام

 

می گردد: ۱- سیدمصطفی ابراهیمی  ۲-مهدی البوغبیش ۳- سیدحسین هاشمی ۴- حسین سجادی نیا 

 

۵- میلاد البوعی   ۶- حسین غبیشاوی   ۷-لیث کنعانی زاده    ۸- محمدحسین یزدانی اصل

 

ضمن تبریک به  دانش آموزان  و اولیاء محترم آنان  موفقیت و شادکامی برای آنها آرزومندیم

 

                                                   مدرسه غیردولتی نشاط

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 15:31 | لینک ثابت |
از نیمه های ماه رمضان که عبور می کنیم کم کم به لحظه های طلایی ماه خدا نزدیک میشیم. لحظه هایی که از نظر تعداد روز و ثانیه ها برابر با هزار ماهه.

ماه رمضان

هر موقعیت و زمانی یه لحظه هایی رو داره که ارزشش رو چند برابر میکنه.

مثلا وقت هایی که امتحان داری شب امتحان برات با ارزش تر از وقت های دیگه میشه و سعی می کنی از تمام لحظاتت بهترین استفاده رو بکنی تا تو امتحانت موفق بشی. و اگر شب امتحان رو از دست بدی بعد از امتحان و دیدن نتیجه بد ناراحت و پشیمون هستی از اینکه چرا از فرصتت خوب استفاده نکردی...

بعضی از روزها و مناسبت ها هم هستند که نسبت به سایر اوقات ارزش و اهمیت بیشتری دارند.

از نیمه های ماه رمضان که عبور می کنیم کم کم به لحظه های طلایی ماه خدا نزدیک میشیم. لحظه هایی که از نظر تعداد روز و ثانیه ها برابر با هزار ماهه.

پس باید از این لحظه ها بهترین استفاده رو کرد. شب های قدر، لحظه های طلایی مهمونی خداست. شب هایی با فضیلت که در آن مقدرات یک ساله هرکس رقم میخورد. این فضیلت و اهمیت به ترتیب در هر کدام از شب های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم رمضان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

قدر لحظه های طلایی مهمونی خدا را بدونید و بهترین ها رو از خداوند بخواهید و مطمئن باشید که خداوند در این شب ها بهترین برکات و رحمت خودش رو شامل حال ما بنده ها می کنه

به نظر شما تو این لحظه های طلایی چه کارهایی میشه انجام داد تا این لحظه ها رو از دست ندیم. این سه شب اعمالی داره که می تونین از مفاتیح پیدا کنید و انجام بدین. اما یکی از بهترین کارهایی که تو این شب ها میشه انجام داد اینه که با خدا خلوت کنی و تمام حرف هایی رو که دوست داری بهش بگی. بهترین ها رو از خدا بخواهی که به گفته امامان معصوم بهترین خواسته ای که تو این شب ها میشه از خدا داشت دعا برای عاقبت بخیری است. عاقبت بخیری یعنی هر جا که هستی، هرکاری که میکنی، راه و مسیرت تو رو از خدا دور نکنه. هدفی که انتخاب میکنی رضایت خداوند رو به همراه داشته باشه، حتی در کوچکترین کاری هم که انجام میدی خدا رو در نظر بگیری و....

اصل کلام اینکه هیچ وقت خدا رو فراموش نکنی و لحظه لحظه های زندگیت با یاد خدا همراه باشه.

امام جعفر صادق(علیه السلام) چهر چیز را موجب عاقبت بخری و پر برکت شدن عمر فرمودند:

اگر می خواهی کارهایت به نیکی انجام گیرد و پایان عمر و زندگی‌ات خیر باشد؛

تا هنگام مرگ، حق خدا را مراعات کن،

نعمت های خداوند را، در راه معصیت خرج نکن.

به بردباری و حلم خداوند، مغرور نباش،

و به آن که یاد ما می‌کند یا مدعی مودت و دوستی ما می‌شود، نیکی نما، لازم نیست بدانی او راست می گوید یا دروغ، تو طبق نیت خود کار کن و او را به دروغش واگذار.

قدر لحظه های طلایی مهمونی خدا را بدونید و بهترین ها رو از خداوند بخواهید و مطمئن باشید که خداوند در این شب ها بهترین برکات و رحمت خودش رو شامل حال ما بنده ها می کنه.

زهرا فرآورده

نوشته شده توسط عزیز فرحانی در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 1:58 | لینک ثابت |